او رفتنی بود و دختر این را میدانست؛ برای همین نه خودِ او، که سایهاش را نگه داشت. شاید عشق همین باشد: تلاشی برای حفظ چیزی که میدانیم نمیتوانیم برای همیشه داشته باشیم.
من که خیلی وقته دیگه با فوتبال نسل جدید حال نمیکنم و اصلا بازی رو نگاه نکردم.
ولی جدی بارساییهای عزیز چه جوری روتون میشه برای تیمی که ۱۰ تا سی ال ازتون بیشتر داره کری بخونید؟
امیدوارم نشت نفت در خلیج فارس واقعیت نداشته باشد. با ماهیها همذاتپنداری میکنم.
کاش کسی زیر آب فریاد میزد: ای بیگناهانِ بیمرز، شما را با سیاستهای کثیف و خطوط خیالی ما کاری نیست؛ پس دور شوید! از خاورمیانه دور شوید. از دریای عمان به آبهای آزاد جهان بزنید؛ آزاد شوید. آزادی
نادعلی:
مستی، فقط مستی...
خدا کند بتوانم همیشه مست باشم
زبانم را این مستیست که باز میکند
دلم را این مستیست که باز میکند
این مستی اگر نبود حناق میگرفتم
مستی حال حقیقی من است.....
دهانم را باید آب بکشم.....
کلیدر جلد پنجم
به بهانه تغییر نام کاربری!
ناد علی جایی در کلیدر میگوید؛
جایی چیزی کسی
کسی چیزی جایی
در این دنیای فراخ با این همه چیز های غریب
در میان این همه مردمان عجیب
کسی چیزی جایی باید باشد
هر کسی هر چیزی به جایی میرود، به مقصدی میرود
نگاهش کن! ستارهای افتاد