بعضی زخمها هم هست که خودت میدونی چی میتونه جاشو خوب کنه،
یا حداقل کمرنگش کنه
اما نمیری سراغش.
برای من یکی حداقل داستانش این بوده که
هم زخممو دوس دارم هم ردشو.
اونقدی که میترسم یوقت ردش بره و مثل قبل شه همهچی.
شايد پس از گُم شدن، آدم بايد گُمتر و گُمتر شود.
به قول يكى از نويسندههاى روسی محبوبم؛
وقتی خيلى دير كردهاى و سر قرارت نرسيدهاى،
شايد بهترين كار اين باشد كه
كمى آهستهتر راه بروى...
#سال_بلو