جدیدا حس میکنم زندگی مثل یه بازیه
منم کسی هستم که دارم کاراکتر خودمو کنترل میکنم
تمام تلاشم اینه که کاراکترم تو این مدتی که تو بازیه شاد باشه
مثلا وقتی یه چیزی داره نارحتش میکنه بهش میگم تو کلا قراره نهایتا یه ساعت تو این بازی باشی و اگه بخوای این یه ساعتم خوشحال نباشی باخت دادی
چرا انقدری که در مورد مرگ حرف میزنیم، به تولد نمیپردازیم؟
واقعا خیلی چیز عجیبیه
حقیقتا معجزست
یه موجودی از وجود خودت میاد بیرون که درک و احساس داره و میتونه مستقل از تو زیست کنه.
موجودی که پا به دنیایی میذاره که هیچی ازش نمیدونه.
حتی تو اومدنش تو این دنیا هم اختیاری نداشته.