او امن بود و دنج. اگر آدم نبود و مکان بود، احتمالاً پناهگاهی میشد روی کوهها، یا گرمخانهای برای بیخانمانها، شاید هم کتابخانهای برای از واقعیت فرارکردهها.
به حرفهای آدمها با دقت گوش بدین؛ واقعیت آدمها، همون حرفهاست که توی عصبانیت، شوخی یا خنده میزنن. حرفی که باعث رنجش تو بشه و احتیاج به توضیح داشته باشه، یه حرف لحظهای و از سر شوخی نبوده که راحت ازش بگذری.