حس مشترک بین ما حین دیدن اجراهای جام جهانی چیزی جز حسرت نیست . تنها سوالی که به ذهنم می رسه اینه که آیا مردم ایران هم می تونن خوشحالی دست جمعی رو کنار هم تجربه کنن یا نه ؟ درد و رنجی که سالیان سال گریبان گیر این خاک هست ، شاید روزی از بین رفت
هم تیمی او بودیم حداقل بخاطر او تمام وجودمان را در زمین می گذاشتیم . تیم ملی پرتغال برای هیچ کدوم از ما اهمیتی نخواهد داشت و این تیم تبدیل به منفور ترین تیم فوتبال جهان شد .
او برای ما اسطوره ای است که از دل فقر و حتی مرگ بازگشته و به موفقیت رسیده است . او نقش یک ابر قهرمان واقعی برای تمام کسانی که در سختی زندگی می کردند را دارد . سرنوشت ملی او با بازیکنانی گره خورد که هیچ احترامی برای میراث او قائل نبودند ، و سرنوشت باشگاهی اش شاید با تصمیم های
اشتباه خودش . فاصله و تمایزی که او با خودش و سایر بازیکنان ایجاد کرد باعث این بی وفایی و بی احترامی شد . باور به این که تو بهترین هستی میتواند بسیار خوب باشد اما گاهی فریاد زدنش میتواند حسادت ها را به سمت تو بکشاند و فوتبال ورزش تک نفره نیست . شاید هر کدوم از ما مردم عادی
همه چیز توی هر رابطه ای ( پارتنر ، پدر و مادر ، رفیق و ...) از احساس امنیت میاد . و همیشه این احساس ، احساس خوبی نیست . اگه پیش آدمی که تورو داخل بازی های روانی خودش گیر انداخته احساس امینت کنی ، روزی به خودت میای و میبینی که دیگه خودتو نمیمشاسی و ذره ذره نابود شدی
هر بار که میشینی پشت موتور سند مرگ خودتو امضا میکنی ؛ یه جایی انقدر میری که تموم بدنت از هیجان می لرزه ورتموم درد هات ، خشم و ناراحتیتو برای ثانیه ای فراموش میکنی .
کاسکت سواری با موتور سوار واقعی بودن خیلی فرق میکنه ، موتور سوار واقعی خیلی آدم ترسناکیه.
یه زمانی طرف با نامه ارتباط می گرفت ، الان بعد از این که یک ماه تو پیام دادی به طرف و تصمیم میگیری پیام ندی تا ببینی آیا این ارتباط 2 طرفس یا نه . دیگه هیچ خبری از طرف نمیشه . واقعا خنده داره
ما دائما درگیر بازی های روانی ای هستیم که دیگران باهامون انجام میدن
از پدر مادری که افکارشون رو تحمیل میکنن
تا پارتنری که بخاطر اشتباهش تورو مقصر می دونه ؛ و سخته،سخته که بفهمی کی و کجا داره باهات بازی میکنه
از یه جایی می فهمی با اندیشه آزاد داشتن و فهمیدن،هرروز تنها تر میشی