من و مسعود ۲۲ سال پیش عروسی کردیم
حتی ماشینمون هم گل نزدیم
فقط پدر و مادر و خواهر برادرامون
رو دعوت کردیم
خونه خودمون و تموم.
حالا بگذریم از اینکه اون زمان خیلی تابو بود
و همین فامیل چه حرفایی که پشتمون نزدن
ولی هنوزم اگه برگردم همون قدر ساده برگزارش میکنم
و معتقدم خوشبختی به عروسی گرفتن نیست
و پول زیاد داشتن نیست
اما اگه پول داشتیم اونقدر اول زندگی اذیت نمیشدیم
یه روزایی از اینکه ازدواج کردیم
و خودمون رو تو اون مخمصه انداختیم
از دست خودمون عصبانی میشدیم
باهم دعوامون میشد
مسلمن اگه پول داشتیم رابطهمون بهتر و راحتتر پیش میرفت
صادقانه بگم هنوز هم شک دارم که اونهمه سختی کشیدن تو اول جوونی و بهترین سالهای عمرم
آیا ارزشش رو داشت یا نه؟
یا حداقل
بهتر نبود چند سال خانوادهها دندون رو جیگر میذاشتن و ما رو همونطور، میپذیرفتن و هی نمیگفتن باید ازدواج کنید تا بتونیم پول جمع کنیم و زندگی رو راحتتر شروع کنیم؟