اخطار راهبردی: پیرو سفر اخیر ترامپ، پوتین نیز در ۱۹ و ۲۰ می در پکن خواهد بود؛ پکن مرکز تعاملات بزرگ جهانی است و هنوز تهران اسیر مدلهای قدیمی "واشنگتن محور" است و متاسفانه فرصتی مغتنم برای حل و فصل پرونده جنگ ایران بابت اصرار نادرست عده ای در ایران جهت ادامه مذاکرات دوجانبه بیهوده با آمریکا از طریق اسلام آباد و دوحه به هدر رفته و همچنان میرود. این اصرار از چند پیش فرض غلط نشات گرفته است:
۱. در شرایط فعلی که اقتصاد ایران در حال خونریزی داخلی است، میتوان از ترامپ امتیاز گرفت و یک گشایش بزرگ اقتصادی ایجاد کرد.
۲. ایران برای حل گره کور پرونده هسته ای، نیازی به گفتگوی راهبردی با پکن و مسکو ندارد و مساله صرفا از طریق واشنگتن قابل حل است.
۳. پکن و مسکو اصولا تمایلی برای تعمیق روابط با تهران ندارند، و آنها همیشه ایران را قربانی روابط خود با واشنگتن خواهند کرد.
۴. گفتگوی جامع و راهبردی تنها با واشنگتن میتواند مثمر ثمر باشد و گفتگوی جامع و راهبردی با پکن و مسکو خواب و خیالی بیش نیست.
۵. سازماندهی یک کارزار گسترده مذاکرات مسیر دو (TrackII) در پکن و مسکو اتلاف وقت است.
۶. تهران اصولا نمیتواند مستقل از آمریکا به روابط با پکن و مسکو نگاه کند و این روابط زماتی معنی دارد که آنها نقش واسطه با آمریکا یا ضامن رابطه با آمریکا را داشته باشند و سایه رابطه با امریکا همواره بر رابطه با چین و روسیه سنگینی میکند. شخصا فکر میکنم این منحط ترین گزاره ای است که در ذهن برخی از سیاستمداران ایرانی جا افتاده و بارها موجب ناراحتی چینیها شده است.
۷. نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری در کشور تصور میکند که تا بینهایت زمان وجود دارد، گذر زمان بدون تلاش فعال جهت جلوگیری از عوارض خونریزی داخلی اقتصاد ایران به نفع تهران است و شرایط همواره بر همین منوال باقی خواهد ماند.
۸. مسائلی چون برخورد با محاصره دریایی و شوک مثبت به اقتصاد ایران (از طریق قرارداد بلندمدت حوزه گردشگری) نمیتوانند به عنوان موضوعاتی فوری در دستور کار مذاکرات تهران و پکن قرار گیرند در حالیکه اولی موضوع امنیتی مشترک دو کشور بوده و دومی توسط طرف چینی دو ماه پیش از جنگ ۴۰ روزه با علم احتمال بالای جنگ ایران و آمریکا به ایران پیشنهاد شده است.
متاسفانه هر چه تلاش شد تا اهمیت دو عنصر حیاتی زمان و ابتکار عمل را به عده ای بفهمانیم، موفق نشدیم، اما امیدواریم که در اندک زمان باقی مانده کاری صورت پذیرد. پیشنهاد این است که تلاش شود نماینده تازه نصب شده رهبری در حوزه پرونده چین به پکن سفر کرده و با یک رایزنی فشرده با مسکو و پکن شرایطی فراهم شود که سفر ایشان دارای یک اشتراک کوتاه با سفر پوتین در پکن باشد تا مقدمه ای برای گفتگوهای سه جانبه بین تهران، پکن و مسکو فراهم شود. تهران تا کنون با پالسهای متعدد مسکو جهت میانجیگری پاسخی درخور نداده، و ایران میتواند با قید شروطی من جمله مشارکت فعال پکن و همچنین تقدم مذاکرات جامع با پکن و مسکو بر مذاکره با آمریکا، به این درخواستهای مسکو پاسخ مثبت دهد و از مسکو بخواهد که پکن را در این جهت همراهتر کند. به اطراف چینی و روس باید تفهیم شود که حل پرونده پیچیده جنگ اخیر، معماری جدید امنیتی منطقه خلیج فارس و وساطت با کشورهای عربی و حل پرونده هسته ای/تغییر دکترین هسته ای ایران، به کمک مشترک دو کشور نیاز دارد؛ پکن بیشتر در حوزه اقتصادی و مسکو در حوزه سیاسی و امنیتی میتوانند به حل این چالش بزرگ بین المللی که عن قریب ممکن است به بحران مبدل شود، کمک کنند. زمان عنصر بسیار خطیر و ارزشمند، و اردیبهشت ماه سرنوشت ساز در حال اتمام است و زمان گذار از واشنگتن گرایی رمانتیک به اوراسیاگرایی واقع بین فرار رسیده است.
پ. ن.: نگارنده به محذوریتهای پروتکلی استقبال در پکن آگاه است، اما شرایط حساس بازار نفت و احتمال آغاز مجدد جنگ ایران و آمریکا میتواند بر این موانع غلبه کند و اگر مساله درست در پکن و مسکو تشریح شود و دیپلماتها و عناصر فعال در مسیر دو از خود تحرک نشان دهند، امکان تحقق سناریوی فوق وجود دارد.
پ.ن. ۲: پیش از این در یادداشتهای متعددی مفصلا به ابعاد محتوایی و فنی مذاکرات دوجانبه و سه جانبه با پکن و مسکو پرداخته ایم. این نوشتار با هدف اخرین هشدار ناظر به نادیده گیری عنصر خطیر زمان توسط برخی از تحلیلگران و تصمیم گیران نگاشته شده است.
دفاع از این سرزمین پهناور با سلاحهای متعارف، با هیچ قدرت بیگانهای قابل مذاکره و چانهزنی نیست.
غرب با ابزارهایی مثل MTCR به دنبال مهار قدرت ماست، اما روی خط قرمز امنیت ملی هیچ تعارفی نداریم.
#به_وقت_ایران
بنظرم پايان مناسب جنگ به اين صورت است:
١- باز شدن محاصره بدون مذاكره با آمريكا
٢-باز گشايى تنگه در گفتگوهاى دو جانبه با مصرف كنندگان تنگه
در اين صورت اهدافى كه مى توان با تحقق آنها ايران را پيروز جنگ دانست ،محقق مى شود:
١- نوسازى اقتصاد بعد از جنگ
٢-تداوم اعمال كنترل بر تنگه هرمز
حمله به آقایان مرندی، خانعلی زاده، فواد ایزدی، علیزاده، بستن اکانت جدال (و حتی به نظر من عباس عراقچی!) را در چهارچوب برنامه جریانی خاص و داخلی بدانید. ببینید اینها بطور عام همه با چه نظر و جریانی مخالفند متوجه می شوید کی پشت همه اینهاست.
نگاه برخی جریانهای سیاسی به مردم کف خیابان، صرفا یک استفاده ابزاری است:
این مردم جانبرکف از نظام دفاع کنند، نظام که حفظ شد، آقایان به ریاستشان ادامه دهند! بیآنکه خواستهها و مطالبات همین مردم برایشان کوچکترین اهمیتی داشته باشد.
#مردم_مبعوث_شده
اکوایران را ببینید،
با انواع دروغها و عددسازیها تلاش میکند در جهت منافع ترامپ و نتانیاهو، #تنگه_هرمز بسته نشود!
الان هم میخواهد «باز کردن تنگه» در ازای «رفع تحریم» را به ما بفروشد.
رفع تحریم سرابی بیش نیست.
اکوایران رپورتاژ روی این پیشنهاد را از کجا سفارش گرفته؟ واشنگتن؟
ترامپ: ما در تنگه هرمز عوارض خواهیم گرفت.
اگر گرفتن عوارض در تنگه هرمز برای آمریکا، با ۱۱ هزار کیلومتر فاصله، قانونی است، چرا برای ایران که کشور ساحلی است قانونی نباشد؟
تنگه هرمز در آبهای سرزمینی ایران و عمان است نه در آبهای سرزمینی آمریکا و نه در آبهای بینالملل.
"How many generals have you fired?"
🇺🇸Hegseth: "I don't know the number"
"You dont know the number?It's eight. Why did you fire them?"
🇺🇸Hegseth: "At the pleasure of the president..."
ژنرال کرانتز عزیز؛ نتیجه فاجعهآمیز «باتری سیاسی» پنداشتن دانشگاهها را به چشم میبینی؟ آنزمان که غرق سیاسیکاریهای زودگذرت بودی، اخطارها را ندیده گرفتی، مانع طرحهای «ائتلاف با نخبگان» شدی چون برایت آورده سیاسی نداشت،«دیگران» مشغول کار برگسلها بودند؛ واکنون...متاسفم.
#دانشگاه_شریف