یکی وارد زیرزمین تاریکی میشه یهو میبینه ماری روی زمین افتاده از ترس عقب میره و چراغ و روشن میکنه وقتی نگاه میکنه میبینه مار نیست بلکه یک طنابه بعد کمی فکر میکنه و میگه
آیا چراغ دیگری هم هست که روشن کنمُ ببینم شاید این طناب هم اون چیزی که فکر میکنیم نباشهو چیز دیگه ای باشه