@beftekhari با درود. این رباعی سرودهی شیخ بهایی است و در دیوانش به صورت زیر ضبط شده:
مالی که ز تو کس نستاند، علم است
حرزی که تو را به حق رساند، علم است
جز علم طلب مکن تو اندر عالم
چیزی که تو را ز غم رهاند، علم است
@monaborzouei افتاده زمین پیکر بیجان جوانی
آنسو نگران مادر بیتابوتوانی
جاری شده چون جوی بسی خون ز نگاهش
بنشسته پدر بر دم در چشمبهراهش
ای شاهد محشر مشو خاموش، کز این درد
جان سوزد و تن سوزد و داغش نشود سرد
از پیکر خونخفته به یاد آر نشانی
کز وی خبری چند به مادر برسانی...
@asadr_info «نژادپرستی» و «نژادستیزی» هم کمابیش یه معنی رو به ذهن میرسونن، اما واژههای «پرست» و «ستیز» در بیشتر بافتارها، متضاد نسبی همدیگهن. و دلیل این برمیگرده به یه پدیدهی خیلی کلی تو زبانشناسی که بهش میگن دلبخواهیبودگی رابطهی میان صورت واژهها و معنای اونها.
@nekbati به خاطر همین دیرکردنای گاه و بیگاه، اومدن بعضی جاها حرف «واو» رو بپا گذاشتن کنار دستش که اگه دوباره دیر جنبید، اون بره زودتر جاشو بگیره. مثل خواستن، خواندن، خوابیدن، خواهر و...