امروز تو مترو یادم افتاد دوران تینیجری یه بار بهم گفت: تو مثل زلاتان میمونی، متکبر، عجیب و دوراز دسترس
و تمام مسیر به این فکر کردم چرا انقدر رو اعصاب بودم، حقیقتا چرا؟
باور نمیکنید این ها اسم دانش آموزام هستن:
رامین
رادین
راتین
رامتین
آرتین
آرمین
خدایا از اینکه هنوز اسم فامیل ها به فنا نرفته ممنونم ازت.لااقل با اسم فامیل صداشون میکنم.
رفتن از مدرسه ی پسرونه به دخترونه و پایین شهر! به بالاشهر! به اندازه ی کافی شوکه کننده بود
حالا از همکاری با آقا مدیر باحال و لوطی و باسابقه افتادیم گیر این خانم افاده ای بی تجربه ی نادان
مایل به قتل😤🚬