@3eyedamir در بحث صدور مجوز های وزارت جهاد (فنس کشی و استخر و آب و برق و اتاق کارگری و … ) یک بندی اضافه کردند که «سازمان نظام مهندسی» باید از محل بازدید کند و گزارش بنویسد ، که آنها هم برای این کارشناسی هزینه های هنگفتی از مردم مطالبه میکنند!
و در سرزمین اسلام کودکانی زاده خواهند شد که نطفههاشان را در جنگ بستهاند و درسنگرها به دنیا میآیند و چفیه پدران شهیدشان را اولبار به تن کرده و قنداق میبندند
و مادران نسلی را به جهان میآورند که فلسطین را آزاد خواهند کرد
حتی اگر هزاربار کشته شوند...
#يحيى_السنوار
آنها که تاریخ را نخواندهاند یا آن را از نیمه آن و یا حتی در حد حوادث دوران خود خواندهاند، به راهحلهای مبتنی بر زور تکیه دارند یا با وقوع تهاجم،گروگانگیری، ترور و حذف یک فرد یا گروه، قضاوتی هیجان ��ده میکنند. آنها احتمالا نام عزالدین قسام، لیلا خالد، یاسر عرفات،خلیل الوزیر، جورج حبش، ابوعلی مصطفی،نایف حواتمه،شیخ احمد یاسین، صلاح خلف؛عبدالعزیز رنتیسی، فتحی شقاقی، رمضان عبدالله شلح،احمد جبرییل و سازمان های فتح(که از دل اردوگاه آوارگان پدید آمد)،سید عباس موسوی و نیز جنبشهایی چون جبهه خلق برای آزادی فلسطین،جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین، جهاد اسلامی، جبهه مبارزه مردمی فلسطین وجنبش آزادیبخش فلسطین را هم نشنیدهاند و تاریخ برای آنان از 7 اکتبر و حماس و حزب الله آغاز و با ترور نصرالله و سنوار پایان یافته تلقی میشود آن هم به مدد پهپاد و بمب چندتنی که در تاکتیک موفق و هوشمندانه و در راهبرد ناکام خواهند بود.
افراد و جنبشهایی که نام بردم از اسلامگرا تا دموکرات و ملی وقومگرا و کمونیست را در برگرفته است و همهشان یا به ترور یا به تضعیف از گردونه خارج شدهاند و نیمی از این ماجراها هم پیش از آن بوده که انقلابی اسلامی در ایران اتفاق بیفتد جالب آنکه ترور و گروگانگیری از جبهه اسراییلی نیز قربانیان کمی نگرفته است اما هنوز بحران خاورمیانه و فلسطین پابرجاست.
ریشه این بحران در خوانشی یک سونگرانه از تاریخ و نادیده گرفتن هویت یک ملت، تحقیر و تبعیض سازمان یافته آنان و عدم اعتنا به مطالبات طرف ضعیف در راهکارهای ارایه شده است این کاستی نه در این بحران که در هر بحران و در هر نقطه دیگری از جهان هم همین پیامدها را دارد.
نسبت ما ایرانیان خاورمیانه با این بحران بدون درنظر گرفتن منافع ملی و منطقهای و البته امکانات، قابل تشخیص نیست اما این نیز خاماندیشی است که تصور شود میتوان بدون در نظر داشتن منطق ژئوپلتیک، توازن قوا و معادلههای سیاسی حاکم بر منطقه عمل و تصور کرد میتوان دامان از آن برچید همچنانکه ساده اندیشی است که تصور شود راهحلهای ناکام آزموده شده و مبتنی بر زور و خشونت اینبار جواب میدهد و مساله با این پاسخهای دم دستی که صرفا به انباشت خشم به عنوان ذخیره سوخت بحران بعدی عمل کرده است، تمام میشود.
در این میان وضعیت انسان ایرانی و منطق ادراکی او از ماجرا از هر انسان دیگری در جهان پیچیدهتر است زیرا او درحالی باید به برآوردی از نسبت خود با مساله فلسطین و اسراییل برسد که در خانه خود درگیر مسایل حل ناشده متعددی است که مانند یک تروما سایه سنگین خود را بر سایر برآوردهای دیگر او از منطقه و جهان انداخته است. اینجاست که جبر جغرافیایی، تجربه زیسته و در عین حال وجدان بشری برای انسان ایرانی که خود را مرحله به مرحله متاثر از تبعات خطرناک این بحران میبیند، دوگانههایی ساخته که چالشی مهیبتر از نزاع دامنگیر خاورمیانه را در ذهن او شعلهور کرده است.
۱۹۷۰ فانتومهای اسراییلی دبستانی در بحر البقر مصر را بمباران کردند که به کشتهشدن سی دانشآموز منجر شد. موشه دایان ��زیر دفاع اسراییل پس از بمباران گفت:« مدرسه به عنوان پایگاه نظامی مورد استفاده قرار میگرفت». نیویورکتایمز طی تحقیقاتی مفصل از بیپایه بودن این ادعا نوشت.
۹۰ درصد مردم، ۹۰ درصد مسولان
رشیدی کوچی، نماینده سابق ��جلس گفته: ۹۰ درصد دولتمردان آیفون در دست دارند، بعد تاکید کرده: "۱۰ نفر به دنبال ممنوعیت آیفون هستند."
این درحالی است ۹۰ درصد مردم گوشی غیر از ایفون استفاده میکنند.
تفاوت این فاصله نشان میدهد چرا دغدغههای مردم و مسولان باهم متفاوت است