بازم یه خاطره دیگه :)))
1/ راهنمایی بودیم وسطای روز کسوف شده بود
توی زنگ تفریح یکی از بچه ها شیشه عینک دودیش رو دراورده بود و دورش رو چسب زده بود
و از بچه ها مثلا نفری هزارتومن میگرفت میگفت بیاین نگاه کنین کسوف رو
ناظم ما خدا حفظش کنه مرد خیلی نازنینی بود
دید وسط حیاط شلوغ شده…
2/ همه دور و بر یه نفر جمع شدن
اومد وسط اون جمع گفت چی شده؟
یکی از بچه ها تعریف کرد که قضیه اینه
حالا اون بچه هم که داشت کاسبی میکرد خیلی ترسیده بود
ناظممون ازش پرسید چقدر میگیری برای اینکار؟
گفت هزارتومن (مثلا)
دست کرد تو جیبش و دقیقا یادمه ۲۰۰هزارتومن بهش داد
و گفت به همه…
دبیرستانی بودم زنگ تفریح رفتم سرویس بهداشتی
کیف پولم رو از ترس اینکه نیوفته تو چاه درآوردم و گذاشتم بالای دیوار
زنگ خورد رفتم تو کلاس یادم افتاد که ای داد بیداد کیف پولم رو جا گذاشتم…
رفتم برداشتمش دیدم پولی که توش بود نیست
اومدم به ناظممون گفتم که قضیه اینجوریه
دوربین هارو…
@azadeh_aram بله واقعا
با اینکه هر روز با ۳۰۰ تا پسر بالغ در ارتباط بود و اکثرا ناظم های مدارس پسرونه بی اعصاب و بداخلاق هستن
ولی ایشون بسیار مودب و با اخلاق بود
@Paighambareslam درست میگین
اتفاقا خیلی ناظم هوشمند و قاطع ای بود
قطعا بعد از من رفته و دانش آموز رو اورده و باهاش صحبت کرده
ولی به نظرم کار درستی کرد که با من روبه روش نکرد
@Sara8a2s این سری رفتم مدرسه براتون عکس میگیرم
چنتا سرویس بود با یه راهرو
و یه دوربین در نزدیکیش بود که توالت هارو هم میگرفت
و در اکثر مدارس پسرونه دوربین رو به درب های سرویس هست که پسرا کثافت کاری نکنن
1/ راهنمایی بودم زنگ آخر معلم نیومد و با دوستام رفتیم تو یه پارکی بازی کنیم
بازی که تموم شد یهو دیدم کیف پولم نیست و نمیتونم سوار تاکسی شم
ترسیده بودم و دنبال کمک میگشتم
خجالت زده رفتم پیش یه آقایی که احتمال میدم الان همسنش باشم
از کتابخونه اومد بیرون…
بر خیابون منتظر اسنپ بودم
یه خانم با عینک آفتابی شیک و آراسته
اومد و پول نقد میخواست
۳۰۰ بهش دادم و شماره کارت و تلفنم رو گرفت که بره از عابر بزنه و رسیدشو بفرسته
ولی واریز نکرد
پوله مهم نبود
مهم این بود که اگه واقعا کسی که محترمه یه موقع نیاز داشته باشه شاید من دیگه کمکش نکنم