دوست دارم با آدمهای جدید آشنا بشم ولی از اون مرحلهی "خب چه خبر؟ چکارا میکنی؟" بیزارم. کاش میشد مستقیم بپریم اونجایی که ساعت ۳ صبح داریم دربارهی اینکه چرا دایناسورها منقرض شدن بحث میکنیم.
اولا سر همچین چیز کوچیکی آدم نمیاد توییت بزنه مشتری مسخره کنه اصلا حرفه ایی نیست.
دوماً سلطان سرو قهوه و منو ی ایران،
اسم ها از نسبت شیر به قهوه تغییر میکنه نه صرفاً حجم کل نوشیدنی. الان من نصف لاتمو بخورم وسطش میشه کاپوچینو؟ این وسط تو مقاومت برای فهمیدن داری
مشتری با دوست دخترش اومده کافه، حالا طرف صاحب یکی از قدیمی ترین رستورانای شرق تهرانه :)
دختره برگشته میگه دوتا لته ی کوچیک بدید لطفا!
گفتم خانوم ما لته هامون سایز نداره که، میخواید کاپوچینو بدم؟
-نه کاپوچینو نمیخوام، لته میخوام!😒
-خب منظورتون از لته کوچیک اینه که حجم شیرش کمتر
بعد از چهل دقیقه منتظر ماشین بودن، بالأخره یکی قبولم کرد و تا نشستم تو ماشین، با خنده گفت: از ساعت ۴ میدیدم داری درخواست میدی، ولی حال نداشتم، گرفتم خوابیدم.
الان باز پاشدم دیدم هنوز هستی، گفتم بذار ببریمش. :)))))
امروز لطیفهای بودم برای آقای راننده.