دولت باید در ساینس، تکنالوژی و هوش مصنوعی چنان متخصصانی را تربیت کند که از احتیاج به دیگران و مزدوری علمی رهایی یابند. علوم عصری برای حمل رسالت اسلامی و اعداد نظامی یک ضرورت استراتژیک است؛ ضرورتی که غفلت از آن، سبب زیان دنیا و آخرت میگردد.
#بې_کیفیته_تعلیم_بې_کیفیته_ټولنه_بې_کیفیته_دولت
#تعلیم_بی_کیفیت_جامعه_بی_کیفیت_دولت_بی_کیفیت
دولت باید په ساینس، ټیکنالوژۍ او مصنوعي ځیرکتیا کې داسې متخصصین وروزي چې د نورو له احتیاج او علمي مزدورۍ خلاص شي. عصري علوم د اسلامي رسالت د رسولو او پوځي اعداد لپاره یو ستراتیژیک ضرورت دی؛ چې د غفلت په صورت کې د دنیا او اخرت د زیان سبب کیږي.
#بې_کیفیته_تعلیم_بې_کیفیته_ټولنه_بې_کیفیته_دولت
#تعلیم_بی_کیفیت_جامعه_بی_کیفیت_دولت_بی_کیفیت
اسلام بر حاکم فرض کرده است که اسلام را از طریق دعوت و جهاد در سطح جهان ظاهر و غالب نماید. امروز ابرقدرت شدن و تحقق این مسئولیت بر صنعت، علم و متخصصان استوار است. چرا باز هم مسوولین از توجه به مراکز تعلیمی و تحصیلی غافل اند؟
#بې_کیفیته_تعلیم_بې_کیفیته_ټولنه_بې_کیفیته_دولت
#تعلیم_بی_کیفیت_جامعه_بی_کیفیت_دولت_بی_کیفیت
اسلام پر حاکم فرض کړې ده، چې اسلام د دعوت او جهاد له لارې په نړیواله کچه اظهار او غالب کړي. نن ورځ زبرځواک کېدل او د دغه مسوولیت د پر ځای کولو بنسټ پر صنعت، علم او متخصصینو ولاړ دي. نو بیا ولې مسوولین تعلیمي او تحصیلي مرکزونو ته له پاملرنې څخه غافل دي؟
#بې_کیفیته_تعلیم_بې_کیفیته_ټولنه_بې_کیفیته_دولت
#تعلیم_بی_کیفیت_جامعه_بی_کیفیت_دولت_بی_کیفیت
تعلیم بیکیفیت، جامعهی بیکیفیت، دولت بیکیفیت
یوسف ارسلان
واقعیت تلخ امروز در افغانستان نشاندهنده سیستمی است که با وجود تقاضای بالای اجتماعی، دچار بحران «مکتب رفتن بدون یادگیری» شده است. کیفیت تعلیم به شدت سقوط کرده و دولت کنونی، تعلیم عمومی و باکیفیت را نه یک اولویت استراتژیک، بلکه موضوعی حاشیهای میپندارد که گویا مکلفیت بنیادین حاکمیت نیست. این بیتوجهی، سند زوال قدرت یک جامعه است؛ چرا که تاریخ ثابت کرده است هرگاه حکام آگاهانه بیتوجه به علم شوند، استعدادهای بالقوهای که میتوانستند علما و متخصصین زمانه باشند، در هیئت دهقانانی فقیر یا سربازانی بیبهره از تخصص هدر میروند و نتیجه آن چیزی جز وابستگی و ضعف نخواهد بود.
نگاهی به تحولات قرن ۱۹ و ۲۰ میلادی نشان میدهد که چرا مکتب نوین پیوندی ناگسستنی با قدرت یافتن دولتها داشته است. در این سدهها، مکتب به عنوان «کارخانه انسانسازی» عمل کرد که دیسپلین، سواد و تخصص لازم برای انقلاب صنعتی را فراهم آورد. دولتهایی پیروز جنگهای بزرگ شدند که لشکری از انجنیرها، تکنیسینها و کارگران باسواد را در پشت جبهه و سربازانی آموزشدیده و منضبط را در خط مقدم داشتند. امروزه، پیروزی در هیچ جنگی بدون قدرت صنعتی معنا ندارد. جنگهای معاصر، نبرد تکنولوژیها، درونها، هوش مصنوعی و توان لوجستیکی است که همگی در لابراتوارهای پوهنتونها و صنفهای مکاتب ریشه دارند. بر اساس قاعده فقهی «ما لا یتم الواجب الا به فهو واجب» (آنچه واجب بدون آن کامل نمیشود، خود واجب است)، وقتی حفاظت از سرزمینهای اسلامی و اعلای کلمةالله یک فریضه است، فراهم کردن ابزارهای اقتدار یعنی تعلیم منهجی و تخصص صنعتی نیز بر دولتها واجب شرعی میگردد.
قدرت سخت یک دولت در توانمندی نظامی و خودکفایی اقتصادی آن نهفته است. مکتب و پوهنتون مرکز اصلی «اعداد» یا همان آمادگی دفاعی و تخصصی هستند. تخصصهای پیچیده در طب، هندسه، فیزیک و انرژی هستهای، داراییهای استراتژیکی هستند که تنها در یک نظام تعلیمی مقتدر تولید میشوند. مکتب مدرن در دستان یک دولت هوشیار مانند یک «بمب اتم» عمل میکند؛ ابزاری که تمرکز بر آن منحیث یک امر جدید، جبری و عمومی (برای زن و مرد)، نه تنها یک انتخاب، بلکه برای هر حاکمیتی که به دنبال اقتدار جهانی است، یک ضرورت حیاتی است.
در بُعد قدرت نرم، تعلیم ابزاری برای روایتسازی و نفوذ فرهنگی است. هدف اصلی تعلیم اسلامی، تنها انتقال معلومات نیست، بلکه بناء شخصیت اسلامی است که اسلام را در رفتار و تفکر خود ممثل کند. حاکمانی که رسالت خود را اظهار دین و حاکمیت جهانی اسلام میدانند، هرگز از کیفیت تعلیم غافل نمیشوند؛ زیرا مکتب مرکز اصلی اعداد فکری است که در آن عقیده اسلامی راسخ شده و دوست و دشمن بر اساس معیارهای وحی تعریف میگردد. در این سنگر است که نسلها در برابر تهاجم فرهنگی غرب بیمه شده و رسالت جهانی امت اسلام را درک میکنند.
دولت خلافت تعلیم را نه یک خدمت جنبی، بلکه یک وظیفه حاکمیتیِ بنیادین میداند. در این الگو، عقیده اسلامی اساس تمامی مناهج است. نظام تعلیمی خلافت بر سه محور استوار است: اول، بناء شخصیت اسلامی؛ دوم، تعلیم علوم کاربردی و تجربی برای تسخیر طبیعت و صنعت؛ و سوم، تربیت متخصصان و مجتهدان پیشرو.
در نظام خلافت، تعلیم در سطوح ابتدایی و ثانوی برای همگان مجانی و جبری است. مکتب و پوهنتون، مراکز «اعداد فکری و نظامی» خواهند بود؛ جایی که متعلمین، پس از ۱۵ سالگی، تحت اشراف اردو، تمرینات جهادی و مهارتهای عسکری را فرا میگیرند تا به بازوان قدرتمند امت تبدیل شوند. خلافت با ایجاد مراکز تحقیقاتی پیشرفته، به دنبال خودکفایی مطلق در صنایع نظامی و ملکی است تا نگذارد کفار بر سرنوشت مسلمین مسلط شوند. حاکمیتی که تعلیم کیفی و منهجی را جدی نمیگیرد، عملاً راه را برای سلطه دشمن باز کرده و از رسالت ایمانی خود برای اعلای کلمة الله عدول نموده است.
#بې_کیفیته_تعلیم_بې_کیفیته_ټولنه_بې_کیفیته_دولت
#تعلیم_بی_کیفیت_جامعه_بی_کیفیت_دولت_بی_کیفیت
در عصر تکنالوژی، تعلیم معاصر یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت برای بقا و استقلال است. امت زمانی به خودکفایی و انجام رسالت اسلامی خود میرسد که داکتر، انجینر و عالم دین، همگی دارای دانش تخصصی و شخصیت اسلامی باشند.
#بې_کیفیته_تعلیم_بې_کیفیته_ټولنه_بې_کیفیته_دولت
#تعلیم_بی_کیفیت_جامعه_بی_کیفیت_دولت_بی_کیفیت
بزرگترین اشتباه ما تقسیم نهادها به «دینی» و «دنیوی» بوده است. هر علمی که سبب عزت، استقلال، تمکین و اظهار دین شود، بخشی از وجیبه شرعی حکام است. امت نیرومند با جمع میان عقیده، ساینس و مهارت ساخته میشود.
#بې_کیفیته_تعلیم_بې_کیفیته_ټولنه_بې_کیفیته_دولت
#تعلیم_بی_کیفیت_جامعه_بی_کیفیت_دولت_بی_کیفیت
یک قرن است که افغانستان میان «مکتب» و «مدرسه» سرگردان مانده است. نه عالم دینی با علوم عصر آشتی میشود و نه متخصص عصری با هویت اسلامی تربیت میگردد. راه نجات، جنگ میان این دو نیست؛ بلکه پیوند علم و ایمان در یک نظام تعلیمی واحد است.
#بې_کیفیته_تعلیم_بې_کیفیته_ټولنه_بې_کیفیته_دولت
#تعلیم_بی_کیفیت_جامعه_بی_کیفیت_دولت_بی_کیفیت
یوه پېړۍ کېږي چې افغانستان د «ښوونځي» او «مدرسې» ترمنځ سرګردان پاتې دی. نه دیني عالم د عصر له علومو سره پخلا کېږي او نه هم عصري متخصص له اسلامي هویت سره روزل کېږي. د خلاصون لاره د دغو دواړو ترمنځ جګړه نه ده؛ بلکې په یوه واحد تعلیمي نظام کې د علم او ایمان یوځای والی دی.
#بې_کیفیته_تعلیم_بې_کیفیته_ټولنه_بې_کیفیته_دولت
#تعلیم_بی_کیفیت_جامعه_بی_کیفیت_دولت_بی_کیفیت