هر چی بیشتر میگذره
میفهمم بر سر یهودی ها چی اومده!
رنجشون رو نادیده گرفتند
کشته شدنشون رو انکار کردند و کم جلوه دادند
وقتی حق باهاشون بود رفتند طرف یه مشت تروریست اسلامگرا رو گرفتند
واقعا حالا میفهمم چی کشیدند💔
ولی واقعا خیلی خوب خودشون رو به اینجا که هستند رسوندند.
یه چیزی که حین جنگ فهمیدم و قبلا متوجه نبودم اینه که رفتگرها چقدر عنصر حیاتین و صدای جارو زدنشون کله صبح، چقدر جریان زندگیوارانه آرامشبخشه. و فکر میکردمفقط برای من، ولی تو وبلاگ و نوشتههای آدمها هی دارم میبینم.
فکر کنید اگه اسرائیل روز اول جنگ زیرساختهای اینترنتو میزد و الان هفتاد روز بود که اینترنت نداشتیم همینا تو تجمعاتشون بنر تسلیت با لوگوی wifi میبردن و حقخواهی میکردن
دوستان ما دهنمون داره از پیدا نکردن کار و بی پولی گاییده میشه راستش، دوباره میخوام کلاسهای اسپانیایی بذارم، اگر کسی رو میشناسید یا خودتون میخواید یاد بگیرید، یجوری اسپانیایی رو بهتون یاد میدم که در اولین دیسکو در بارسلونا حتما کارتون به سکس ختم بشه، اگر این توییت هم ریتوییت بکنید ممنونتون میشم، سوالی چیزی داشتید دایرکت در خدمتم
از کوه رفتن متنفرم، از کوههای اطراف تهران هزار بار بیشتر متنفرم. تو سنگلاخ بدون هیچ پوشش گیاهی بری بالا که آفتاب و باد و خاک بگادت که تهش برسی به هیچی! یا در بهترین حالت به یه آیشار چسکی که یه مشت کوهنورد نشستن به هم خرما تعارف میکنن. کیرم تو خداقوت و خسته نباشید گفتنتون.
بچهشیعه کلا چیزی به اسم نقطه شکست براش تعریف نشده؛ شما رندوم اولین درخت توی کوچه رو از ریشه تا شاخه بکن تو کونش، میگه: ببین چه کونم جاداره! دلت بسوزه.