هنوز نتونستم کنار بیام ....
تو اولین قدم تصمیم گرفتم اینستاگرامم رو دی اکتیو کنم
و هر روز هر جور شده حداقل یک ساعت بیرون خونه باشم....
توییترم فعلا نباشم تا ببینم چی پیش میاد....
با تمام ناراحتی هام و غمی که از دی تا الان با من هست
تصمیم گرفتم دیگه خودم و جمع و جور کنم و بر��م به زندگیم
میدونم هیچوقت نمیتونم فراموش کنم میدونم هربار عکس و فیلم هاشون رو میبینم قلبم تیکه تیکه میشه
اما همه ما ناچاریم به ادامه دادن...
شایدم بهتره کلا از مجازی دور بمونم
خصوصا اینستاگرام...
یهو به خودم میام میبینم ساعت هاست به عکس و فیلم های جوونامون خیره شدم و دارم اشک میریزم....
باید سعی کنم ادامه بدم....
اما این زخم برام هر روز داره دردناک تر میشه....
تو روزای اول جنگ حجم استرسم به شدت بالا بود
جوری که میگرنم انقدر اذیتم میکرد نمیتونستم بدون مسکن روزم رو بگذرونم
یکی ا�� چیزایی که بهم کمک کرد
کتاب صوتی بود
برای چند ساعت فکرم رو منحرف میکرد تا بتونم آروم تر بشم
به نظرم بین تمام اپ های کتابخوانی طاقچه کامل ترینه @taaghche_books
مدتی که توی جنگ خونه نشین بودم و آشپزخونه دور موندم
مسترکلاس های آشپزی توماس کلر و کتاب مستطاب آشپزی نجف دریابندری خیلی چیزهای جدید یاد داد و واقعا پیشنهادشون میکنم ✨
با تمام ناراحتی هام و غمی که از دی تا الان با من هست
تصمیم گرفتم دیگه خودم و جمع و جور کنم و برسم به زندگیم
میدونم هیچوقت نمیتونم فراموش کنم میدونم هربار عکس و فیلم هاشون رو میبینم قلبم تیکه تیکه میشه
اما همه ما ناچاریم به ادامه دادن...