بخشی از زندگی یک خاورمیانه ای ، داری سرکار واسه خودت چایی میریزی و از پنجره صدای بسیار نزدیک پدافند میاد بعدش میری پشت میز میشینی تا بقیه ی ایمیل هارو جواب بدی .
دوتا مرد مسن تاکسی هاشون رو کنار هم پارک کرده بودن و روی جدول نشسته بودن و ناهار میخوردن و صحبت میکردن ، با دیدنشون ناخودآگاه لبخند زدم و تا گوشیمرو نگاه کردم عکس یکی از بچه های جاویدنام دی رو دیدم و گریه ام گرفت بعدش. چطور میشه زندگی کرد بعد از دی واقعا ؟!
داشتیم زندگی معمولیمونو میکردیم حالا از صبح باید با عرزشی و مجاهد و نایاکی خونشور و کسایی که چون مخالف پهلوی یا اسراییل یا آمریکان افتادن تو سفیدشویی جمهوری اسلامی بجنگیم تا شب، بدون تنفس، که فقط نذاریم قتل بچه ۲۲ ساله و ۱۷ ساله و ۸ ساله و ۲ ساله رو توجیه یا انکار کنن!
امیدوارم تک تکشون داغ جوون ببینن که روزی صدبار بمیرن و زنده شن!
خصوصا اونایی که فقط بلدن طومار انگلیسی برای سفیدشویی ج ا قاتل واسه جامعه جهانی بنویسن!
گروهی از کاربران در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) پستهای انتقادی گزارشگونه از تحولات و رویدادهای سیاسی خارج از ایران منتشر میکنند، خطاب به شهروندانی که پس از حدود سه ماه بهطور تدریجی با فیلترشکن موفق میشوند به اینترنت وصل شوند.
این پستها که با عبارتهایی مانند «وقتی شما نبودید» یا «بچههای ایران که تازه وصل شدهاید» آغاز میشود، همزمان با کاهش تدریجی اختلال در دسترسی به اینترنت، به محلی برای مستندسازی و بازاندیشی انتقادی نسبت به تحولات سیاسی ۸۸ روز گذشته تبدیل شده است.
بسیاری از این پستها لحنی آشکارا ضدجنگ دارند و در برابر عملکرد بعضی رسانهها، طرفداران شاهزاده رضا پهلوی و کسانی موضع گرفتهاند که از حملات نظامی به ایران حمایت یا از آن استقبال میکردند.
بعضی دیگر از مخالفان جمهوری اسلامی خارج از ایران هم برای مخاطبانی که بهتازگی دوباره آنلاین شدهاند، جمعبندیهای کوتاهی از فعالیت و تجمعات بهعنوان گزارشکار تهیه کردند و در پستهایی به اظهارنظرها و مواضع چهرههایی پرداختند که از نظر آنها در تضاد با «مسیر انقلاب» عمل کرده بودند.
پدری برای آزادی فرزندش فریاد میزند:
«بعد از چند ماه بیخبری، یه ماهه پسرم در بازداشت موقت در زندان لاکان رشته؛ پسرم جوون و بیگناهه… فقط آرزو دارم آزاد برگرده خونه.»
اسم پیمان دستجردی را تکرار کنیم، شاید راهی به آزادی باز شود...