آقا جانمون که به دشمن اعتماد نکردند؛ به تعهد مسئولین اعتماد کردند. فرق این دو را باید فهمید!
امروز وظیفه مردم نه تفرقه است و نه هیجانزدگی؛ حمایت از ایران، حفظ وحدت و مطالبه اجرای دقیق تعهدات است…
«سرمایه وحدت ملی را خرج دعواهای سیاسی نمیکنیم!» هرکی موافقه #لبیک_یا_خامنه_ای
نکاتی پیرامون تلاشهای دیپلماتیک اخیر و دیدار وزیر امور خارجه عمان و ونس، و پاسخی به برخی از شبهات مطروحه پیرامون طرح غنی سازی صفر بازگشت پذیر؛
پیشتر توضیح داده شد که اعتراضات دیماه و عوارض آن، موازنه موجود بین ائتلاف لابی اسراییل و جناح برتری طلب یا Primacist (نئوکانهای سازگار شده با ادبیات MAGA) در برابر ائتلاف دو جناح محدودکننده (Restrainer) و اولویتگرا (Prioritizer) را بر هم زد و وزنه را به نفع جنگ طلبان در کاخ سفید سنگین کرد. ترامپ که پس از موفقیت عملیات ویژه در ونزوئلا در محاصره جنگ طلبان قرار گرفته بود، با برآورد "فرصت تاریخی جهت تعیبن تکلیف پرونده ایران" وارد افزایش سطح تنش با تهران شد، اما بعد از مدتی متوجه این امر شد که اولا برآوردهای اغراق شده ای را از وضعیت داخلی ایران دریافت کرده است و ثانیا امکان محدود نگهداشتن جنگ با ایران بسیار کمتر از گذشته است. با وجود این، به دلیل مسیر طی شده، وی ترجیح داد تا برای خدشه وارد نشدن به اعتبار "دکترین صلح از طریق اعمال قدرت" این مسیر را که ابتدائا با طراحی و تحریک لابی اسراییل آغاز شده بود ادامه دهد. در این میان ونس و شبکه راکبریج (نظیر کریس باسکرک) که در قبال اعتراضات ایران بشکل نسبی سکوت کرده بودند، به شدت نگران تبعات جنگ احتمالی ترامپ بر انتخابات میان دوره ای ۲۰۲۶ و انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ و سرنوشت جریان MAGA هستند. ترامپ کوشنر و ویتکاف را مامور این ساخته است که بتوانند راهی بیابند بدون هزینه جنگ و تحت استراتژی دیپلماسی زور، آنچه را که میتوان با جنگ بدست آورد، بدون جنگ برای ترامپ محقق کنند و در این مسیر انعطافهایی محدود از خود نشان دهند. از طرف دیگر ونس در مقاطع متعددی نشان داده است که تمایل چندانی به مداخله نظامی به بهانه اعتراضات ایران ندارد و مساله ایران را از لنز هسته ای مینگرد. تجربه نشان داده است که لابی اسراییل مسیر ارتباطی کوشنر/ویتکاف را بخوبی کنترل میکند و پیشتر در مذاکرات پیش از جنگ بارها محرز شد که ویتکاف توسط بارنیا و درمر و همچنین حلقه تحلیلگران خاورمیانه ای CIA کنترل میشود. در حال حاضر چالش جریانهای محدودکننده و اولویتگرا این است که لابی اسراییل عملا امکان انعطاف کوشنر و ویتکاف را سد میکند و از طرف دیگر راه حل آبرومندانه ای که به عنوان راه حلی بهتر از برجام قابل فروش در داخل و خارج آمریکا باشد، در دسترس نیست. راه حل این چالش آن است که اولا به موازات مسیر کوشنر و ویتکاف، مسیری به جریانهای محدود کننده باز شود و ثانیا پیشنهادی ارائه شود که ضمن تامین خواستهای تهران، برای واشنگتن هم قابل پذیرش باشد. پیشنهاد غنی سازی صفر برگشت پذیر از نظر بنده دارای این خصلتهاست چون بر خلاف نظر برخی از دوستان که آنرا مقدمه لیبی سازی دانسته اند، به دلیل حفظ حق تحقیق و توسعه هسته ای و همچنین زنجیره ساخت سانتریفیوژ، صنعت هسته ای صلح آمیز ایران را زنده نگاه میدارد و دارای مکانیزم بازدارنده ای در درون خود است که میتواند مانع خلف وعده طرف آمریکایی شود و در صورت لزوم غنی سازی در ایران را احیا نماید (آبشارهای سانتریفیوژ با گاز بدون اورانیوم در یک مکان حفاظت شده زیرزمینی) از طرف دیگر، ایران با پذیرش ایده کنسرسیوم غنی سازی خارج از مرزهای خود (به عبارتی پذیرش تعلیق نامحدود غنی سازی) امتیازی بیسابقه را به طرف آمریکایی داده است که میتواند به تیم ترامپ امکان مانور پیروزی را بدهد. البته مابه ازای آن تعلیق، تعلیق دائمی تمام یا بخشی از تحریمها خواهد بود و نه عقب نشینی نظامی آمریکا و این نکته مهمی است که منتقدین طرح حاضر آنرا نادیده گرفته اند. خروج آبرومندانه تهران و واشنگتن از مخمصه فعلی در گروی فعال شدن مسیر دیپلماتیکی است که نفوذ لابی اسراییل در آن حداقلی باشد که با توجه به دیدار اخیر بدرالبوسعیدی با ونس این امر رخ داده است و ثانیا در گروی رسیدن طرفین به راه حلی است که در دو پایتخت قابل فروش باشد، و ثالثا در هر دو پایتخت تبدیل به قانون شود. مسلما ونس به دلیل سابقه خود در سنا و نفوذ بالا در حزب جمهوریخواه و همچنین جایگاه ریاست تشریفاتی سنا، این توان را دارد که خواسته های تحریمی تهران را - ولو محدود- به قانون مبدل سازد. نگارنده از پیشنهادهای ارائه شده از جانب تهران بی اطلاع است و شاید پیشنهادهای بهتری به واشنگتن ارائه شده باشد، اما شخصا مصر هستم که اولا هیچ طرحی نباید در بردارنده خروج دفعی ذخایر اورانیم از کشور باشد و ثانیا در صورت شکست طرحهای ارایه شده، طرح غنی سازی صفر برگشت پذیر پیشنهاد شود. این طرح با توجه به شرایط خاص کشور ارایه شده و شامل بیشترین انعطاف ممکن با توجه به شرایط است و موفقیت آن در گروی آن است که ایران با کمپین اقدامات زیر حد آستانه جنگ، طرف مقابل را از جنگ منصرف کرده باشد.
ابومصطفی سالارزهی مولوی و قاری اهل سنت و میزبان فصل جدید برنامه محفل:
اهل بیت جزو ایمان ما هستند. نام پدر من علی است و نام نوه ام را هم علی گذاشتم. نام خواهر هایم هم فاطمه و زهراست.
خب الحمدالله پکیچ آموزش ( رقص عزا ) هم رسید، نگرانیم بابت چهلم پدرم رفع شد.
کنار دغدغه اینکه چی بپوشم، استرس اینکه چی برقصمم اضافه شده بود.
ممنونم از خانوادههای جانباختگان که نذاشتن بابت این موضوع نگرانیای برام بمونه🙏🏼
من راضی نیستم حتی یک ریال
از مالیاتی که خودم و خانوادم میدیم
خرج تحصیل این عملههایِ
مزدور و احمق و خائن ترامپ بشه
این زبالههایی که پرچم رو آتیش زدن
شناسایی و اخراج کنید
این از من 🤚🏻