کاملا معتقدم که اگر شمار بسیاری از مردم دو سال پیش در مرحله دوم مشارکت انتخاباتی نکرده بودند تا سعید جلیلی شکست بخورد امروز شاید کابوسی بزرگتر منتظرمان بود و جلیلیچیها ایران را به سوی سناریوهای کره شمالیوار و آخرالزمانی میبردند.
ایران بهترین کار ممکن را کرد و به جای شلیک چند موشک و خوشحال کردن اسراییل و جنگ طلبان، با تاکتیک قلم لرزاندن در آخرین لحظات دو امتیاز مهم گرفت و توافق را امضاء کرد و ایران ستیزان را عزادار کرد. به این میگن درایت؛ چیزی که افراطیون از آن بی بهره اند.
#زنان_ایرانی در افغانستان با عنوان تحقیرآمیز زن چاکری شناخته میشوند. یعنی زنانی که موظفند به خانواده شوهر افغانی خود خدمت کنند
سرنوشت تلخ دختران فقیر ایرانی که به ازدواج اتباع در می آیند
نگرانیم بابت مفاد سازمان ملی مهاجرت که هشتاد و پنجی شد و نمی دانیم پشت درهای بسته چه تصویب شد
حتی یک پاسدار دونپایه هم فرار نکرد. همگی مرگ را به فرار ترجیح دادند.
مقایسه کنید با رضاخان که هنوز هندیهای ارتش بریتانیا به اصفهان نرسیده بودند که وافور را به زمین نهاد و گریخت.
جنگ شما نبود چون از ما نیستید، چون ایرانی نیستید.
مبارزه برای زن-زندگی-آزادی هم مبارزه شما نیست. چون کسی که دغدغه بمب نخوردن زن و کودک ایرانی را ندارد، قطعا دغدغه آزادی او را هم نخواهد داشت. مگر برای بودجه و فاند به این موضوع آویزان شده باشد.
با کسانی که در جهانهای موازی سیر میکنن کار ندارم، ولی از هر زاویهای که به این جنگ و خروجیش نگاه کنی، بزرگترین پیروزی برای ایران در قرنهای اخیر (از بعد از صفویه تابحال) رقم خورده.
نذارید تروماهای تاریخی و خودکمبینی این پیروزی رو که حقمونه به کام همه تلخ یا میدل به شکست کنه.
کاملآ برعکس چیزی که در این توییت ادعا شده، محاصره دریایی ایران یکباره برداشته شده، ولی عبور از تنگه هرمز حتی اگر جبرئیل هم نازل بشه و امضا بده حداقل تا ۲-۳ ماه آینده و اطمینان بیمهها از پاکسازی تنگه از مینها عادی نخواهد شد.
چرا متن فعلی توافق نقل شده از رویترز را منطبق با حداقل منافع و امنیت ملی نمیدانم؟
بر اساس گزارش امروز رویترز، این متن هنوز در سطح «پیشنویس یادداشت تفاهم» است، نه توافق نهایی. رویترز میگوید متن شامل بازگشایی فوری هرمز از سوی ایران، آغاز رفع محاصره دریایی از سوی آمریکا، معافیت موقت نفتی، آزادسازی ۲۵ میلیارد دلار از داراییهای ایران، و مذاکرات ۶۰ روزه بعدی درباره برنامه هستهای است.
اگر روایت منتشرشده از سوی رویترز درباره پیشنویس توافق ایران و آمریکا درست باشد، مسئله اصلی این نیست که ایران قرار است مذاکره کند یا امتیازی بدهد. دیپلماسی اساساً بدون دادوستد معنا ندارد. مسئله این است که معماری این توافق، دستکم در شکل فعلی روایتشده، از منظر نظریههای علمی دیپلماسی و چانهزنی بینالمللی متوازن نیست و میتواند برخلاف منافع ایران عمل کند.
خطای اصلی در این متن، عدد ۲۵ میلیارد دلار نیست. حتی اگر این عدد دقیق باشد، نباید اجازه داد بزرگی ظاهری آن، صورت مسئله را پنهان کند. ۲۵ میلیارد دلار پول ایران است، نه کمک آمریکا. آزادسازی دارایی مسدودشده را نباید با امتیاز سیاسی برابر دانست. اگر کشوری بخشی از دارایی توقیفشده شما را، آن هم در برابر دریافت امتیازات امنیتی و ژئوپلیتیک، آزاد کند، این هنوز الزاماً یک معامله متوازن نیست. در دیپلماسی، ارزش یک توافق فقط با رقم پول سنجیده نمیشود، بلکه با توالی اجرا، برگشتپذیری تعهدات، اعتبار ضمانتها، نسبت امتیازهای فوری به امتیازهای مؤخر، و میزان حفظ اهرمهای چانهزنی سنجیده میشود.
در این متن، ایران بلافاصله تنگه هرمز را به روی کشتیهای تجاری باز میکند. این یک امتیاز عملیاتی، فوری و قابل مشاهده است. یعنی طرف مقابل و بازار جهانی انرژی همان روز اثر آن را میبینند. فشار بر کشتیرانی، قیمت نفت، بیمه حملونقل و متحدان منطقهای آمریکا کاهش مییابد. اما در برابر این امتیاز فوری، آمریکا فقط متعهد میشود رفع محاصره دریایی را آغاز کند و ظرف سی روز تکمیل کند. این یعنی امتیاز ایران front-loaded است، اما امتیاز آمریکا back-loaded. در زبان سادهتر، ایران نقد میدهد و آمریکا نسیه میدهد.
این عدم تقارن زمانی بسیار مهم است. در نظریه چانهزنی، طرفی که اهرم اصلی خود را زودتر خرج میکند، قدرت خود را در مراحل بعدی مذاکره کاهش میدهد. اگر ایران تنگه را فوراً باز کند، بحران فوری از نگاه آمریکا، اروپا، کشورهای عربی و بازار جهانی انرژی کاهش مییابد. در آن لحظه، انگیزه طرف مقابل برای اجرای کامل تعهدات بعدی کمتر میشود، چون فشار اصلی برداشته شده است. ایران باید در چنین توافقی دقیقاً مراقب باشد که «کاهش بحران» به معنای «کاهش اهرم ایران» نشود.
مشکل دوم، تفاوت جنس تعهدات است. تعهد ایران رفتاری و عینی است: بازگشایی تنگه، عدم گسترش برنامه هستهای، و پذیرش مذاکرات بعدی درباره غنیسازی و ذخایر. اما تعهد آمریکا بیشتر اداری، سیاسی و قابل تفسیر است: عدم اعمال تحریم جدید، معافیت نفتی برای مدت مشخص، آزادسازی داراییها از مسیرهای مختلف، و تدوین طرح بازسازی. این دو همارز نیستند. یک طرف عمل قابل مشاهده انجام میدهد، طرف دیگر وعده سیاستی میدهد. یک طرف اهرم ژئوپلیتیک را آزاد میکند، طرف دیگر مجوزهای موقت و قابل بازگشت صادر میکند.
در دیپلماسی علمی، این تفاوت را نمیتوان نادیده گرفت. توافق متوازن توافقی است که در آن تعهدات دو طرف از نظر زمان، ارزش، امکان راستیآزمایی و هزینه نقض، تقریباً قابل مقایسه باشند. اما اینجا تعهدات ایران به سرعت قابل سنجش است. یا تنگه باز شده یا نشده است. یا غنیسازی توسعه یافته یا نیافته است. اما تعهدات آمریکا میتواند در هزار لایه اداری، بانکی، حقوقی و سیاسی متوقف یا تفسیر شود. معافیت نفتی بدون بیمه، کشتیرانی، بانک، خریدار و تضمین عدم مجازات شرکتهای ثالث، امتیاز ناقص است. آزادسازی دارایی بدون مشخص بودن بانک مقصد، نوع ارز، حق مصرف آزاد، مصونیت از توقیف و عدم محدودیت تراکنش، امتیاز کامل نیست.
سومین آسیب جدی، مسئله برگشتپذیری است. آمریکا میتواند تحریم را تعلیق کند، معافیت بدهد، مجوز صادر کند، بعد همان را دوباره لغو کند. تجربه برجام نشان داد که در ساختار سیاسی آمریکا، تعهد دولت الزاماً تعهد پایدار نظام سیاسی نیست. یک دولت میتواند امضا کند، دولت بعدی خارج شود، و تحریمها را با شدتی بیشتر بازگرداند. در مقابل، برخی امتیازات ایران، وقتی داده شد، اثر راهبردی خود را از دست میدهد. بازگشایی هرمز، توقف توسعه برنامه هستهای، یا پذیرش محدودیتهای مرحلهای، همگی پیام سیاسی و امنیتی تولید میکنند. بازگرداندن این اهرمها همیشه ساده، کمهزینه یا مشروعیتآفرین نیست.۱👇🏼
فعالیت تبلیغی علیه نظام
اخلال در امنیت کشور
برگزاری تجمعات غیرقانونی
تشویش اذهان عمومی
فحاشی به روسای قوا
اینها اقدامات ضد امنیتی است که انسجام ملی را تهدید کرده و مخالفان توافق را در کنار نتانیاهو قرار داده. موافقان توافق چه جرمی مرتکب شدند که آنها را کنار ترامپ قرار دادید؟!
خب بله، همهی مخالفان توافق با آمریکا از پایداری تا پهلوی با اسرائیل همسویند.
پس آیا آنها هم حق دارند بگویند که موافقان با ترامپ همسویند؟
از منطق پوسیدهای که زمانی یک جناح را به «اسلام آمریکایی» و زمانی جناح دیگر را به «غربگرایی» متهم میکرده است، باید عبور کرد
Sky News has verified 152 of those killed when a US missile struck a primary school in Minab on the first day of the war.
Using a range of information sources, the faces of all the 120 students - aged 6 to 13 - and 26 teachers have been identified ⬇️
تا اینجا معلوم شده که سه گروه با پایان جنگ و توافق صلح موافق نیستند:
۱) اسرائیل، ۲) پهلویطلبهای ستیزهجو، و ۳) سوپرحزباللهیهای «مبعوثشده».
جالب شده :))
دولت خود را موظف میداند از نیروهایی که برای دفاع از کشور و امنیت مردم در میدان حضور دارند، حمایت کند. نمیتوان از رزمندگانی که جان خود را برای دفاع از میهن در طبق اخلاص گذاشتهاند انتظار ایستادگی داشت اما در حوزه پشتیبانی، امکانات و نیازهای آنان را نادیده گرفت.
واکنش حزبالله لبنان به تفاهمنامه صلح:
این دستاورد عظیم، ثمره مقاومت افسانهای و فداکاری عظیم مردم عزیز و رهبر ایران است.
درود خود را نثار رهبر، رئیسجمهور و دولت ایران، و همچنین نیروهای مسلح دلیر شامل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ارتش و مردم برادر ایران میکنیم.
مثلا به عنوان چند حرکت انقلابی:
در اولین فرصت به سفارتخانههای کشورهای اروپایی حمله کنید و حتی اگر زمینه مناسب بود، دیپلماتها را گروگان بگیرید.
به اتوبوس توریستهای اروپایی سنگ بزنید.
کفن بپوشید و جلوی افتتاح نمایندگی شرکتهای اروپایی رو بگیرید.
سرنوشت این توافق هر چه شد نباید از امروز اجازه داد کشورهای اروپایی مانند دهه ۸۰ و ۹۰ در معادلات سیاسی داخلی و بین المللی ایران نقش و تاثیر مهمی پیدا کنند(مثل نقش مخربی که در مذاکرات هستهای داشتند).