گذشته همینجاست. گذشته کنار من خوابیده. کنار من در عصر زمستان قدم میزند، کتاب می خواند، به مردم سلام میکند و برای تو گل میخرد. گذشته همینجاست و نه من و نه تو را رها نمیکند.
کارما میگه:
هیچکس حق نداره قضاوتت کنه
چون هیچکس واقعا نمیدونه تو چی کشیدی
اونا شاید جریان هارو شنیده باشن
ولی اون حسی که تو قلبت حسش کردی احساسش نکردن !