پیش آمده و باز هم پیش میآد که بعد از چند روز و هفته که روح و روانم رو در تدوین تصاویر یک یا چند صحنهی فیلم مستندی "ساییدم"، با کارگردان به این نتیجه رسیدیم که تاثیر صحنه بر روان مخاطب مخربه و حذفشون کردیم.
فقط به خودت میتونم بگم:
تف به مخاطبی که روانش بر من ارجحه، آی دکتر!
در آرشیوم پی فیلمی بود�� که پیدا نشد. اتفاقی پشت صحنهی فیلم دیگری بهچشمم آمد:
گروه دور میز نشستهاند. آقای نجفی کناری ایستاده و ترانهای گیلکی میخواند. همه روی میز ضرب گرفتهاند و شادان سر تکان میدهند. بغض کردم که از آن تصویر چهها از دست رفتهاست. دلخوشی و آقای نجفی نازنین.
دیر به دیر سر میزدم و کم معاشرت میکردم. نوهی مناسبی هم حتمن نبودم.
همینطوره که پدربزرگ یازدهسال پیش، یه روز بهجای جواب سلام گفت:
"یکی را کچل بود و همت نبود"
#الاهی_شکر همون موقع کچل هم بودم، آیِ دکتر.
@amirhgh5 آخ. در خیابان مقصودبیک توی باغی گیر افتاده بودم. سیل ماشینها را به سرعت و سبکی میبرد. دیوار باغ را یکی از همین ماشینها خراب کرد و آب و گل به داخل جاری شد. آب و گل و جنازهها. بچه بودم. کابوسم شد.
یادش بهخیر. عکسش رو دیوارم بود. چه مدافع چپی ؛ بینقص در دفاع، به غایت موثر در حمله.
ادا اطوار این مدافع چپهای موفرفری امروزی رو هم نداشت، آیِ دکتر!
#جام_جهانی#france1998#Lizarazu
مجازات اعدام در ج.ا، عملا باعث مصونیت مرتکبان قتل یا تجاوز شده. چون پیگیری قربانیان یا بازماندگان، نهایتا به اعدام یا قصاص مجرم میرسد: اگر بخواهند کسی کشته نشود، چارهای جز بخشیدن قاتل یا پیگیری نکردن تجاوز ندارند. در خیلی موارد خانواده یا فرد -زیر فشار- همین تصمیم را میگیرند.
تجربه جهانی، مشخصا حکایت از از تاثیر منفی حکم اعدام در مجازات متجاوزان جنسی دارد. مثلا در بریتانیا، لغو اعدام برای تجاوز جنسی در سال ۱۸۴۱ باعث شد پس از آن، موارد محکومیت کسانی که به خاطر تجاوز به دادگاه می رفتند حدود «��ه برابر» افزایش پیدا کند. چون پیش از آن، بسیاری از دادگاهها برای پرهیز از صدور احکام -برگشتناپذیر- اعدام، از محکوم دانستن جنایتکاران طفره میرفتند.
در مورد خاص اعدام در ایران، اگر خانواده از قصاص صرفنظر کند قاتل به خاطر «جنبه عمومی جرم» نهایتا ممکن است -طبق ماده ۶۱۲ قانون مجازات اسلامی- به ۳ تا ۱۰ سال حبس محکوم شود. این در حالی است که حداکثر زندان پیش بینی شده در ماده ۶۱۲، بسیار به ندرت اجرا می شود و معمولا قاتل، حداکثر ۵ سال در زندان میماند.
یک ساعت طول کشید که آثار رنگ رو از دستها و صورتم پاک کنم و لباس و کفشم رو از گچ و خاک پاک کنم و بعد از چند روز از خونه بزنم بیرون و نیمساعت تو بیآرتی ساردینوار از هر تماس اضافهای اجتناب کنم؛ تا در نهایت برسم خدمتتون و لیترالی دهنم رو سرویس کنید، آیِ دکتر. آیِ دندانپزشک.
از نماد نسلکشی انتظار دارند با بمب و موشک براشون راه دموکراسی رو باز کنه. از دل ویرانهها و روی قبرِ جانهای از دسترفته، براشون گلستان بسازه.
کوندرا مودبه و مثل من نمیگه تف به رویاتون! میگه "واقعیت فراتر از رویاست؛ بسی فراتر"
در مورد انفجار بندر عباس، احتمالا همگی کمابیش به یک اندازه اطلاعات داریم یا نداریم. خدمت عزیزانی که از برداشت بنده پرسیده اند عارضم که ��تی اطلاعات حداقلی برای هیچگونه گمانه زنی معتبری ندارم. اجازه دهید در این لحظه، تنها با بازماندگان و آسیب دیدگان محترم انفجار ابراز همدردی کنیم.
دو سه مورد فیلم کوتاه و خانوادگی رو حساب نکنم، بعد از هجده (فاکینگ!) سال دوری، نشستهام به تدوین مستند.
اولین مرحلهاش فرسایشیست؛ دیدن و نزدیک شدن به دهها ساعت فیلم ثبت شده.
ذوقزدهام. ذوقزدهی همین فرسایشیترین بخش کارم، آیِ دکتر!