این شکوه، سمنگان است…
سرزمینی که کوههای تراشیده و استوارش، روایتگر تمدن کهن؛ دشتهای سرسبزش، پیامآور زندگی؛ و نسیمش، عطر تاریخ و اصالت را با خود دارد.
سمنگان تنها یک آستان نیست؛ سرزمین تمدن، حماسه و هویتی است که قرنها سربلند و استوار مانده است. هر وجب خاکش، گواه عشق، سربلندی، رفاقت و افتخار این سرزمین است.
خدمت همه عزیزان
و هموطنان گرامی در اتریش، بهویژه شهر ویانا!
گروهی با نام جمعههای سیاه توسط حامیان طالبان راهاندازی شده است؛ اقدامی که هدف آن، سفیدنمایی یک جریان تروریستی و متهم به نقض گسترده حقوق مردم و فراهمکردن زمینه برای لابیگری و عادیسازی چهره طالبان است.
از تمام هم وطنان آزاده، آگاه و عدالتخواه تقاضا میشود که در برابر هرگونه تلاش برای تحریف حقیقت، پاککردن جنایات و فریب افکار عمومی خاموش نمانند
چهاردهمین سالیاد مجاهد نام دار،
مبارز، آزاده و یکی از چهرههای شجاه، مردمی و ماندگار ما، زندهیاد قاری رحمتالله را گرامی میداریم.
مردی که در روزهای سخت تاریخ، در برابر تجاوز شوروی ایستاد و در مسیر دفاع از سرزمین و مردم خویش، با شجاعت و فداکاری مبارزه کرد. او در سالهای جهاد، و سپس در دوران مقاومت اول نقش برجسته و فراموشناشدنی داشت؛ شخصیتی که نامش با ایستادگی، پایداری و آرمانخواهی پیوند خورده است.
کندز شاهد نبردها، فداکاریها و استواری این مرد و دیگر فرماندهانی بود که در لحظههای دشوار، مسئولیت تاریخی خود را بر دوش کشیدند.
امروز، در شرایط پیچیده و دشوار کنونی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند یادآوری راه و ارزشهای انسانهایی هستیم که زندگی خود را وقف مردم، آزادی و عدالت کردند.
انسان تنها با زندگی عادی ماندگار نمیشود؛ آنکس که برای آزادی، عدالت و کرامت انسانها ایستادگی میکند، در حافظه تاریخ جاودانه میماند.
یاد و نام قاری صاحب رحمتالله خان گرامی باد.
افتخار کردن به چنگیز دور از انسانیت و شرم آور است.
بازماندگان یکی از رهبران جنگ جهانی دوم، که خانوادههای آنان در اتریش، آلمان و نیویارک زندگی میکردند، بنا بر روایتهایی در سال ۲۰۱۴ در اتریش گردهم آمدند و نشستی خانوادگی برگزار کردند. آنان به این نتیجه رسیدند که برای جلوگیری از ادامه یافتن نام و میراث فردی که با جنایتهای بزرگ تاریخی پیوند خورده است، نسل خود را گسترش ندهند و دیگر طفل بدنیا نیارند.
این موضوع یک پرسش عمیق اخلاقی در برابر وجدان بشری قرار میدهد: چرا برخی جوامع در برابر جنایتهای گذشته احساس مسئولیت میکنند، اما برخی دیگر هنوز تلاش میکنند ویرانیها و کشتارهای تاریخی را توجیه، کوچکسازی یا حتی ستایش کنند؟
یورشهای چنگیز منحوس و بدنام در سده سیزدهم میلادی یکی از خونینترین فاجعههای تاریخ آسیا بود؛ حملاتی که تنها یک تغییر سیاسی نبود، بلکه در بسیاری از مناطق با کشتار گسترده، نابودی مراکز علمی و فرهنگی، فروپاشی شهرها و آوارگی میلیونها انسان همراه شد. شهرهایی چون بخارا، سمرقند، بلخ، هرات، بامیان، نیشابور، کابل، ننگرهار، کندهار و بسیاری از سرزمینهای دیگر، زخمهای عمیقی از آن دوران بر پیکر تاریخ خود به یادگار دارند.
تاریخنگاران بسیاری از سقوط شهرهای بزرگ خراسان تاریخی و آسیای میانه در برابر سپاهیان مغول به عنوان نمونهای از یکی از بزرگترین موجهای وحشیگری، جنایت و بربریت نظامی قرون وسطی یاد کردهاند؛ رویدادی که پیامدهای انسانی، فرهنگی و تمدنی آن تا هنوز باقی مانده است.
با این همه، دردناکتر از خود فاجعه، آن است که در روزگار ما هنوز کسانی پیدا میشوند که به جای نعلت بر جنایتکار و همدردی با قربانیان، چهرهی ویرانگران تاریخ را تطهیر میکنند یا از آنان تصویر قهرمانانه میسازند.
تمدنها با یادآوری حقیقت زنده میمانند، نه با فراموشی جنایت. هیچ قدرتی، هیچ فاتحی و هیچ پرچمی نمیتواند کشتار انسانهای بیگناه، نابودی فرهنگها و سوختن شهرها را به افتخار تبدیل کند. احترام به قربانیان تاریخ، معیار انسانیت است؛ و
کوچک سازی جنایت، خیانت به حافظه بشری و انسانیت میباشد.
در کاخ ریاستجمهوری، دروغ، فریب، معاملهگری و فتنههای زنجیرهای ریشه دوانده بود؛ در پارلمان، قوهٔ قضاییه، وزارتهای دفاع، داخله و امنیت ملی نیز بسیاری از ساختارها گرفتار فساد، ناکارآمدی و بیمسئولیتی، جاسوسی و خیانت شده بودند.
سرانجام همین نابسامانیها و بیکفایتیها در طول بیست سال، راه را برای بازگشت یک گروه تاریک و سرکوبگر هموار کرد و مردم مظلوم افغانستان را به اسارت کشاند.
اما دردناکتر از همه این است که امروز شماری از همان چهرههایی که در این فاجعه سهمی دارند، در گوشههای امن نشستهاند و در نقش فعال مدنی و مدافع حقوق بشر برای زنان آزاده و سربلند هرات باستان و جای های دیگر اشک تمساح میریزند و نسخههای جعلی نجات مینویسند.
تاریخ قضاوت خواهد کرد و ملت درد مند افغانستان هم نخواهند بخشید؛ کسانی راکه در روزهای قدرت و مسئولیت داشتند اما آن را به بازی گرفتند و قدر ملت مظلوم و ازاده افغانستان را ندانیستند، نمیتوانند امروز خود را ناجی مردمی معرفی کنند که قربانی همان تصمیمها غلط و خیانتهای اونها شدند.
خجسته باد، ظریفی عزیز!
شما از سوی اعضای شورای Ausländerbeirat شهر علمی دارمشتات بهحیث نماینده در شورای ایالتی Ausländerbeirat هسن انتخاب شدید افتخاری ارزشمند که نشاندهنده اعتماد، شایستگی و جایگاه محترم شما در جامعه است.
بیگمان حضور شما صدای رساتر مشارکت، همبستگی و موفقیت شهروندان بینالمللی خواهد بود.هر سمنگانی بهتنهایی یک اکثریت است و ظریفی عزیز، یکی از بهترین نمونههای آن میباشد.
برایتان موفقیت، سربلندی و دستاوردهای بزرگتر آرزو دارم.
بگذارید هرکس
حرف دل و خواستهٔ خود را بیان کند، صفبندیها و سیاستگذاریهای آینده بر بنیاد واقعیتهای میدانی، با چشم دیده شده شکل بگیرد نه با نگاهای عاشقانه به طرفها.
به این جدول نگاه کنید
ادارهٔ نامشروع ، جنایت کار و قوم گرای طالبان در سال جاری برای ولایت سمنگان تنها یک پروژه اختصاص داده، اما برای کندهار دهها پروژه در نظر گرفته است؛ این در حالیست که سمنگان با داشتن بزرگترین معادن ذغالسنگ، سالانه میلیاردها پول درآمد تولید میکند که مستقیم به جیب شبکهٔ مافیایی هیبتالله سرازیر میشود.
درد بزرگ و تاریخی مردم ما همین چپاول سازمانیافتهٔ ثروت مردم مظلوم است؛ ظلمی که بیش از یک قرن بوده و هنوز هم با تبعیض، انحصار و غارت منابع مردم ادامه دارد.
حنیف اتمر طالب است
وی بهخوبی میداند که تمام کسانی که به زبان پشتو صحبت نمیتوانند، در مسیرهای مختلف کشور هنگام عبور از ایستهای بازرسی توسط گروه طالبان با توهین و تحقیر مواجه میشوند؛ رفتاری که در کنار هزاران جنایت دیگر این نیروی وحشی، کرامت انسانی را زیر پا میگذارد و رنج عمیقی بر مردم تحمیل میکند.
در چنین شرایطی، برای مردم، بهترین، سازندهترین و مقدسترین روز، روزی است که اینها نابود شوند و کشور از سلطه و فشار این گروه رها شود؛ روزی که مردم از فضای ترس، تحقیر و بیعدالتی نجات پیدا کنند و دوباره با عزت و آرامش در سرزمین خود زندگی کنند.
جناب آقای عبدالله بوستانی گرامی،
خجسته باد!
کامیابی دوباره شما در شورای شهر گلاسگو، مایهٔ افتخار بزرگ برای افغانستانی ها و همه انسانهای آزادیخواه است. شما نمونهٔ یک جوان آزاده، مردمدوست و فرهنگپرور هستید که با صداقت، تلاش و تعهد، اعتماد مردم را دوباره بهدست آوردید. حضور شما در این جایگاه، تنها یک موفقیت شخصی نیست؛ بلکه صدای عزت، همبستگی و توانایی نسل افغانستانی در قلب اروپا است.
امیدواریم همچنان با همان روحیهٔ انسانی و خدمتگزاری، در راه عدالت، همزیستی و حمایت از مردم موفق و سربلند باشید.
سرکارخانم گرامی شهیره کریمی،
پیروزی ارزشمند شما در انتخابات شورای شهر ایلینگ بریتانیا، مایه افتخار تمام افغانستانی ها به ویژه مردم شریف سمنگان است.
شما نمونهای از یک دختر دانشمند، شجاع، و استوار هستید؛ بانویی که با دانش، اراده و شخصیت نیرومند خود توانست در یکی از مهمترین عرصههای سیاسی بریتانیا بدرخشد و نام افغانستان را با عزت و افتخار بلند کند.
فعالیتهای شما در دفاع از حقوق بشر، زنان افغانستان و پژوهشهای امنیتی و سیاسی، نشان میدهد که موفقیت واقعی تنها در مقام و جایگاه نیست، بلکه در خدمت به انسانیت و ایستادگی بر اصول معنا پیدا میکند.
امروز بسیاری از دختران و جوانان افغانستانی، در وجود شما تصویر امید، آگاهی و مقاومت را میبینند.
امیدوارم همواره در مسیر حق، عدالت و خدمت به مردم، موفق، سربلند و استوار باقی بمانید.
این دستاورد بزرگ را از صمیم قلب خجسته باد عرض میکنم.
پاکستانیها از نهایت فشار و سردرگمی چنین سخن های را میگویند؛
خوب میدانند افغانستان کشوری است که تجربه جنگ های حیرت اور و پیروزی در برابر سه امپراتوری بزرگ اتمی جهان را در کارنامه خود دارد و هرگز تجزیه نخواهد شد.
محاسبه وضعیت سیاسی، نظامی و اقتصادی منطقه نیز نشان میدهد که امروز خود پاکستان با بحرانهای عمیق داخلی، بیثباتی سیاسی، فشارهای اقتصادی و نگرانیهای شدید امنیتی روبهرو شده است و بسیاری از این اظهارات، بیشتر از موضع درماندگی و آشفتگی بیان میشود تا از موضع قدرت.
حرفهای تازه برخی حلقات در پاکستان، مبنی بر اینکه جغرافیای افغانستان تغییر خواهد کرد، ادامه همان ذهنیت گذشته است؛ همان ذهنیتی که بینظیر بوتو شورای هماهنگی ایجاد کرد، تحریک طالبان و ملاعمر را به میدان آورد و جنرال مشرف میگفت: @چرا عکس احمدشاه مسعود در فرودگاه کابل نصب شده است؟
اینگونه اظهارات نشان میدهد که هنوز هم برخی در پاکستان در خوابهای مشرف و بوتو بهسر میبرند؛ در حالیکه خود پاکستان در آستانه غرق شدن در قهرِ طوفان قرار دارد.
پاکستانیها اگر میخواهند کشورشان از خطر تجزیه نجات پیدا کند، باید چند اقدام اساسی را انجام دهند:
نخست؛ از سیاستهای اشغالخاک کشور ما در مرزهای افغانستان به بهانه جنگ با فرزندان طالب اش دست بردارند؛ سیاستهایی که بهای سنگینی برایشان خواهد داشت.
دوم؛ روابط خود را با گروه تروریستی و دستنشاندهشان، طالبان، بهگونه کامل قطع کرده و استفاده از تروریزم را بهعنوان ابزار سیاست منطقهای پایان دهند.
سوم؛ از حمایت پروژههای بحرانسازی، تفریقه های قومی ، زبانی ، سمتی در افغانستان دست بکشند.
چهارم؛ روابط خود را با مردم افغانستان بر اساس منافع مشترک، احترام متقابل و حسن همجواری تعریف کرده و به آن متعهد بمانند.
در غیر آن، ادامه این سیاستهای خطرناک میتواند در آینده های نه چندان دور پاکستان را به سه کشور کوچک تقسیم خواهد کرد.
افغانستان، خراسان و آریانا بهعنوان یک سرزمین کهن و تاریخی ثابت کردهاند که شکست ناپذیر است و تعییر جغرافیایی آن را ابر قدرت های در سر داشتند که امروز دیگر نام ازی شان در جغرافیای سیاسی جهان باقی نمانده است.
جلالتمآب قانونی صاحب
با نهایت تأسف، درگذشت همسر گرامیشما را صمیمانه تسلیت عرض میکنم. همسر، همدم روزهای دشوار، شریک لحظههای سخت زندگی و مایه آرامش و استواری خانواده است؛ جایگاه او چنان والاست که فقدانش اندوهی عمیق و جبرانناپذیر بر دل میگذارد.
از خداوند متعال برای آن مرحومه رحمت و مغفرت، و برای شما و خانواده محترمتان صبر، شکیبایی و اجر عظیم مسئلت دارم.
روحشان شاد و یادشان گرامیباد.
با نهایت اندوه خبر حمله تروریستی
امروز در هرات قلب همه ما را به درد آورد.
کشتار بیرحمانه هموطنان بیگناهمان، یکبار دیگر نشان داد که افراطگرایی هنوز جان انسانهای بیدفاع را هدف میگیرد.
اینجانب این فاجعه دردناک را به خانوادههای داغدار، مردم شریف هرات و تمام ملت افغانستانی تسلیت عرض مینمایم.
برای جانباختگان این رویداد، رحمت و مغفرت الهی، برای مجروحان شفای عاجل و برای بازماندگان صبر و استقامت آرزو دارم.
روحشان شاد و یادشان گرامی با
ترامپ روان پرش
ایران، نامی است که نه تنها بر جغرافیا، بلکه بر پیشانی تاریخ حک شده است. این سرزمین کهن، از میان آتشها و طوفانها عبور کرده و هر بار، استوارتر و سرافرازتر از پیش ایستاده است.
هر زخمِ این خاک، نشانهای از مقاومت است و هر رنجِ آن، گواهی بر شکوه و پایداری. دشمنان با هیاهو و غرورِ آمدهاند تا این تمدن را درهم بشکنند، اما خود در گذر زمان محو شدهاند و ایران همچنان پابرجا مانده است.
این خاک، سرزمینِ تسلیم نیست و این ملت، ملتِ شکست نیست. اگر آتش بر آن فرو ریزد، از دل همان آتش، چون ققنوس دوباره برمیخیزد؛ نیرومندتر، سربلندتر ، غرور افرین تر و جاودانهتر.
ایران نه فرو میریزد و نه فراموش میشود؛ بلکه در هر آزمون، بلندتر از پیش قد میافرازد و نام خود را بر تارک تاریخ ماندگار میسازد. ایران، تا ابد پاینده و سرافراز خواهد ماند