کشتار دیماه گذشته، یک قتل عام عامدانه مردم معترض از سوی رژیم، پیش از آغاز جنگ سی و نه روزه، و بهعنوان یک «اقدام پیشگیرانه» با هدف ایجاد رعب شدید، فرو بردن جامعه در شوک وحشت، فلج کردن روانی مردم و سلب امکان شکلگیری جنبشهای عظیم تودهای بود که بهحق انتظارش را داشتید. و شما آقای پزشکیان، بهتر از هر کسی اینها را میدانید. میدانید نه کسی اسلحه میان مردم پخش کرده بود و نه قیام مسلحانهای در کار بود. اقدام هولناکی که رژیم پلید شما به آن دست زد، «دفاع از ایرانمان» نبود، کشتار مردم بیدفاع در مقیاس صنعتی برای تداوم حاکمیت رژیم فاسد و مافیائیتان بود، جنایت بزرگی علیه بشریت که نه فراموش میشود و نه بقای حاکمیتتان را تضمین خواهد کرد.
بار اولتان هم نیست که به سرکوب خونین و کشتار گسترده مردم دست میزنید و پای آمریکا و انگلیس و اسرائیل و غیره را وسط میکشید. ما کردها بویژه طعم تلخ رژیم شما را در تمام تاریخ چهل و هفت ساله خونینتان و از روز اولش در کردستان چشیدهایم. ملیتها، زنان، کارگران، جوانان، دانشجویان، سازمانهای سیاسی و نهادهای مدنی، زندانیان سیاسی، روزنامهنگاران و نویسندگان، بهائیها و یارسانیها و مسیحیان، چه کسی در سراسر ایران مانده است که داغدار و دادخواه نباشد؟
آقای پزشکیان، سرنوشت نظام شما را همان جنبشهای مردمی که از آن بیشتر از آمریکا و اسرائیل میترسید، همان زن، زندگی، آزادی، همان کردستان و دیگر مردم آزادیخواه ایران یکسره خواهند کرد. با یا بدون جنگ، نظام شما جائی در میان مردم ندارد و رفتنی است. کمی محتاطتر صحبت کنید.
آقای پزشکیان، کمی محتاطتر صحبتکنید!
سخنرانی پزشکیان در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، معجون رقتانگیزی بود از مظلومنمائی دروغین، صلحطلبی دروغین، رجزخوانی توخالی، و ادامه سماجت روی برنامه اتمی. او منبر رفتن برای غزه و اشک تمساح ریختن برای مصیبتهای مردم فلسطین را با اندرزگوئی در مورد «حقوق بشر، عدالت، آزادی، دموکراسی و کرامت انسان» توأم کرد و در همان حال از توجیه و سفیدشوئی بیشرمانه اعدامها و کشتارهای بزرگ مردم ایران توسط رژیمی که او نمایندگی میکند، دریغ نکرد.
در مورد برنامه هستهای، پزشکیان ادعا میکند «انرژی اتمی را برای توسعه میخواهیم، برای بمب و تخریب و تهدید نمیخواهیم». این دروغی نخنما بیش نیست. کارشناسان متعدد بارها نشان دادهاند که برنامه هستهای ایران هیچ توجیه اقتصادی ندارد و حساب هزینه و فایده بسادگی به شما میگوید که این پروژه با منطق اقتصاد و توسعه اقتصادی قابل توضیح نیست.
رژیم جمهوری اسلامی با اتلاف صدها میلیارد دلار برای پروژه پنهانکارانه و بیحاصل هستهای و اولویت دادن مطلق به آن، در واقع دهها سال است توسعه اقتصادی ایران را نادیده گرفته و به حاشیه رانده است. بلندپروازیهای اتمی رژیم با هزینههای نجومی مستقیم و غیرمستقیماش نه فقط راه توسعه و پیشرفت و آبادانی کشور و رفاه جامعه را بسته، بلکه مردم را به خاک سیاه نشانده است. پای تحریمها را با همه عواقب اقتصادی آن، همین برنامه هستهای به ایران باز کرد. خود جنگ و ویرانیهای آن، تا درجه زیادی ازجمله محصول همین برنامه هستهای گسترده و زیرزمینی است.
پزشکیان بهخوبی میداند که بیت رهبری، سپاه پاسداران و «نظام»، برنامه اتمی را برای چه میخواهند. میداند انرژی هستهای برخلاف گفته او «برای درمان بیماران ما، برای امنیت غذایی، برای صنعت و فناوری و برای آینده برقی پایدار» نیست. یک اقدام دفاعی همنیست، ایران به خودی خود در معرض تهدید هستهای کسی قرار ندارد.
برنامه هستهای جمهوری اسلامی برای رساندن رژیم به نقطهای است که بتواند با دستیابی به سلاح اتمی، و یا قرار گرفتن در یک قدمی آن، پروژههای ایدئولوژیک- هژمونیستی خود را متحقق کند: بیرون کردن آمریکا از منطقه، محاصره و سرانجام نابودی اسرائیل، محافظت از نیروهای نیابتی و نهایتا به قدرت رساندن آنها از طریق ساقط کردن دولتهای عربی در منطقه، و ایجاد یک امپراطوری شیعی گسترده در محدوده بزرگی که مرزهایش هم دائما رو به گسترش است.
بدیهی است که پیشبرد اینپروژه خطرناک و توسعهطلبانه، بدون تنشها، اصطکاکها و بالمآل جنگهای متعدد ممکن نیست. برنامه هستهای، در کنار اهرمهای دیگری مثل سازماندهی و تسلیح و تأمین مالی نیروهای نیابتی در کشورهای گوناگون، قرار بوده است در مقابل تنشآفرینیهای جمهوری اسلامی در این مسیر، دخالتهای آن در کشورهای دیگر و شورشها و کودتاهائی که راه میاندارد و جنگهائی که بهناگزیر در این مسیر پیش میآید، به عنوان پوششی حفاظتی و نوعی بازدارندگی عمل کند، خطر جنگهای تمامعیار قدرتهای منطقهای و جهانی در برابر جمهوری اسلامی را منتفی کند و آزادی عمل کم دردسر رژیم را در تداوم این پروژه بلندپروازانه تأمین کند. واضح است که این پروژه جنونآمیز و آخرالزمانی نمیتوانست تا آخر بدون جنگهای بزرگ و ویرانگر و صرفا با تنشها و بحرانهای مدیریت شده پیش برود، و پیش همنرفت. قضیه برنامه اتمی و «غنیسازی حق مسلم ماست» از این قرار است.
آقای پزشکیان، «نظام» شما اتم را نه برای «توسعه» و نه برای «درمان بیماران و امنیت غذائی»، بلکه درست برای همین پروژه ماجراجویانه و خطرناک و توهمآمیز میخواهد و دقیقا به همین دلیل است که برخلاف هر منطق اقتصادی، علیرغم ناسازگاری این برنامه با توسعه، رفاه و امنیت، و به بهای تحمیل فقر و رکود تورم و بیکاری، به بهای ویرانی ایران و به آتش کشیدن تمام منطقه، دست از تعقیب آن برنمیدارد.
پزشکیان در مورد بهراه انداختن حمام خون توسط نیروهای مسلح رژیم نیز تنها دروغ و تحریف تحویل این مجمع جهانی میدهد و در چند جمله میگوید: «ملت ایران در هفت ماه گذشته، مردم ما هر شب در خیابان بودند برای اینکه از ایرانمان دفاع کنند و برای اینکه اجازه ندن کسانی را که آمریکا و اسرائیل تهییج کرده بود اسلحه داده بودند دستشان بیایند و ناامنی در داخل کشور ایجاد کنند.»