شماره ۸:
اخرین یلداییه ک کنار همیم.
امشب تنها بودم بابا جان.
ای کاش بودی.
بغضم گرفته.
اسمون رو نگا.
چقد تو قشنگی.
من کرمانم.
تپش قلب دارم .
خاله کی میای.
ناناعیم.
یدونه.
«و این خاطرهها هستند
که به ما موجودیت میدهند.»
تو
متعلق به کدام گذشتهای؟
و ما...
متعلق به کدام گذشتهایم؟
خروار خروار غم،
خروار خروار رنج؛
طاعون،
وبا،
مرگ...
جنگ،
جنگ،
جنگ...