الراية لا تسقط ما دام هناك من يحملها بإيمان.
حيث يجب أن نكون سنكون.
پرچم تا زمانی که مؤمنانه بر دوش کسی باشد، هرگز بر زمین نخواهد افتاد.
هر جا که باید باشیم، همانجا خواهیم بود.
الفاعل مجهول، لكن الرسالة وصلت، والعدّ التنازلي مستمر. لا أحد خارج القائمة، وسيأتي دور الجميع.
عامل ناشناس است، اما پیام رسیده است و شمارش معکوس همچنان ادامه دارد. هیچکس خارج از فهرست نیست و نوبت همه خواهد رسید.
إن نفّذت أمريكا تهديدها، وخاضت معنا مواجهةً من بوابة الخليج، فماذا ستفعلون؟
كان جوابهم واضحًا جدًّا؛ جوابًا يخرج من قلوبٍ بلغت الطمأنينة بذكر الله:
«سيكون الخليج مقبرةً لهم.»
فالشيطان لا يفعل سوى التهديد، ولا يجرؤ إلا حين نخاف منه.
عاشوراء عهدٌ متجدّد؛ أن نبقى ثابتين على الحق، أقوياء في الموقف، أوفياء للمبدأ، ما بقينا
عاشورا پیمانی همواره تازهشونده است؛ اینکه تا زمانی که زندهایم، بر حق استوار بمانیم، در موضع خود نیرومند باشیم و به آرمان و اصول خویش وفادار بمانیم
Ashura is a renewed covenant: to remain steadfast upon the truth, strong in our stance, and faithful to our principles for as long as we live
نمدّ يد الاستقرار لمن أراده، أما من يصرّ على العدوان والعبث بالأمن، فلن يجد إلا ردًّا يردعه. وإن لم ينسحب واستمرّ في غيّه، فسنمضي في تأديبه حتى يصبح خائفًا يترقّب، ويحسب لكل خطوة ألف حساب.
کسانی که بر تجاوز و برهم زدن امنیت اصرار ورزند، جز پاسخی بازدارنده نخواهند یافت. اگر عقبنشینی نکنند و بر راه باطل خود پافشاری نمایند، به تأدیب آنان ادامه خواهیم داد تا جایی که با ترس و نگرانی در انتظار عواقب اعمال خود باشند و برای هر گامشان هزار بار حساب کنند.
We extend the hand of stability to those who seek it. But those who insist on aggression and undermining security will face nothing but a response that deters them. If they refuse to withdraw and persist in their wrongdoing, we will continue to discipline them until they are left fearful and apprehensive, carefully weighing every move and counting the cost of each step a thousand times over.
في البحر تُكتب المعادلات من جديد؛ فالقوة لا تُقاس بحجم الأساطيل، بل بالإرادة التي تفرض التوازن وتغيّر الحسابات.
در دریا، معادلات از نو نوشته میشوند؛ قدرت با اندازه ناوگانها سنجیده نمیشود، بلکه با ارادهای که توازن را تحمیل میکند و محاسبات را تغییر میدهد.
There are stories that are not told through names, but through the shadows left upon the walls long after the battles have faded away.
On a distant night, a small city stood alone against the world. Three men shared a torn map, a little light, and an abundance of faith.
هناك حكاياتٌ لا تُروى بالأسماء، بل بالظلال التي بقيت على الجدران بعد انطفاء المعارك.
في ليلةٍ بعيدة، كانت مدينةٌ صغيرة تواجه العالم وحدها. وكان ثلاثة رجالٍ يتقاسمون خريطةً ممزقة، وقليلاً من الضوء، وكثيراً من الإيمان.
حکایتهایی هستند که با نامها روایت نمیشوند؛ با سایههایی روایت میشوند که پس از خاموش شدن جنگها بر دیوارها باقی ماندهاند.
در شبی دور، شهری کوچک در برابر جهان ایستاده بود. و سه مرد، نقشهای پاره، اندکی نور و ایمانی بزرگ را با یکدیگر قسمت میکردند.
هناك لحظاتٌ غيَّرت العالم... لكن لم تكن هناك كاميرا لتراها.
وجوهٌ، وميادينُ، وأحداثٌ بقيت حبيسة الذاكرة والروايات، رغم أنها صنعت التاريخ.
في أثر، نعود إلى الوثائق والشهادات والمصادر لنمنح تلك اللحظات حضورًا بصريًا جديدًا، ونقرب المسافة بين الذاكرة والصورة.