مهارتهایی که شاید زیاد دربارهشان صحبت نشود، اما در زندگی واقعاً به کار میآیند:
۱. سریع تایپ کردن:
هر هفته ساعتها از وقتتان را آزاد میکند.
۲. مهارت آشپزی:
هم هزینهها را کم میکند، هم سالمتر است، هم بیشتر از چیزی که فکر میکنید روی دیگران تأثیر میگذارد.
۳. مهارت عذرخواهی کردن:
خیلیها هیچوقت این مهارت را یاد نمیگیرند.
۴. فهمیدن صورتهای مالی :
حتی اگر در حد مقدماتی باشد، نگاهتان را به تصمیمهای مالی کاملاً عوض میکند.
۵. فن مذاکره:
از حقوق و اجاره گرفته تا خرید و فروش و خیلی چیزهای دیگر، همه جا به کارتان میآید. (البته نه مثل عراقچی)
۶. کمکهای اولیه:
امیدوارم هیچوقت لازم نشود، اما اگر روزی به آن نیاز پیدا کنید، ارزشش را میفهمید.
۷. سؤال درست پرسیدن:
گاهی ارزشش از داشتن همهٔ جوابها بیشتر است.
۸. دانستن اینکه چه موقع باید سکوت کرد:
مهارتی که خیلی کمتر از آنچه باید، بین مردم دیده میشود.
۹. راحت بودن با خودتان و تنهایی:
وقتی این را یاد بگیرید، خیلی از سختیهای زندگی سادهتر میشوند.
۱۰. فهمیدن حالوهوای جمع:
اینکه قبل از حرف زدن، فضای اطرافتان را بسنجید، از خیلی سوءتفاهمها و دلخوریها جلوگیری میکند.
۱۱. واضح و قابل فهم نوشتن:
نوشتن ایمیل، پیام یا هر متنی به شکلی که مخاطب بدون دردسر منظورتان را بفهمد.
۱۲. برنامهریزی برای وقتتان:
خیلیها اجازه میدهند زمان آنها را با خودش ببرد، به جای اینکه خودشان مدیریت زمانشان را در دست بگیرند.
شما چه مهارت دیگری به این فهرست اضافه میکنید؟
🔻روایت تکاندهنده مادر و دایی«ماکان نصیری»، دانشآموز مینابی، از ۳۸ روز جستوجو برای پیدا کردن پیکر عزیز خردسالشان:
🔺قبر خالی «ماکان»
👈زهرا جعفرزاده
🔹یک پولیور آبی مچالهشده و کفش ورزشی کرمرنگ، تمام آن چیزی است که در چهل و شش روز گذشته از زیر آوارهای مدرسه بیرون کشیده شد و تنها اثری شد از ماکان نصیری؛ ماکان هفتساله کلاس اولی مدرسه شجره طیبه میناب، تنها کودکی که هیچچیز، مطلقا هیچچیز از پیکر نحیف و کوچکش پیدا نشد. تمام آنچه از او بر جای ماند، محتویات صندوق شیشهای کوچکی در مسجد مهدیه محله اسلامآباد میناب شد برای یادبود کودکی که قبرش خالی است
🔹ساعت ۱۱:۱۶ صبح نهم اسفند، آسیه راهینژاد، مادر ماکان مشغول خانهداری بود که تلفنش زنگ خورد، خانم ماندانا سالاری بود، معلم کلاس اول مدرسه. از او خواست به مدرسه برود و ماکان را ببرد. ظاهرا حملهای در جریان بود. آسیه، بیخبر از همه جا، بدون اینکه بداند ساعاتی قبل به تهران حمله موشکی شده، به راننده سرویس مدرسه زنگ میزند. راننده نزدیک مدرسه بود و میگوید که همین الان به آن سمت میروم. تلفن در دست آسیه بود که صدای انفجار مهیبی آمد؛ مدرسه موشکباران شد. آسیه و همسرش که آن ساعت از روز در خانه بود، سوار ماشین میشوند و به سمت شهرک المهدی جایی که مدرسه قرار گرفته، میروند. نزدیک مدرسه اما دیگر راهی نبود، پیاده شدند و پیاده رفتند. مدرسه آنقدر شلوغ بود که مادر نمیدانست باید کجا برود و کجا را بگردد و از چه کسی بپرسد ماکان کجاست؟
🔹مادر میگوید: «وقتی به مدرسه رسیدیم خیلیها زیر آوار بودند اما کودکی سالم بیرون نیامد. ما از ساعت ۱۱ و نیم صبح تا دو و نیم صبح روز بعد آنجا بودیم. هر کسی که از زیر آوار بیرون کشیده میشد، بیجان بود. تعداد کمی دچار خفگی شده بودند. بیشترشان تکهتکه بودند. در این 38 روز چندین بار برای شناسایی اجساد به سردخانهها رفتیم اما نمیتوانستیم ماکان را شناسایی کنیم. تست دیانای هم دادیم اما فقط دفتر و کتابهای ماکان پیدا شده بود. نه کفش و کیف و نه حتی بخشی از بدنش، تا روز سیوهشتم که یک لنگه کفش پیدا شد»
🔹«حمزه راهینژاد»، دایی ماکان که لنگه کفش خواهرزادهاش را پیدا کرد: روز انفجار مدرسه، از دور بوی دود و خاک و سوختگی میآمد. از همان لحظه تا پنج صبح فردایش در محل بودم تا نشانی از ماکان پیدا کنم، اما هرچه آوار برمیداشتیم تکههای دست و پا و سر کوچک کودکان پیدا میشد. یک چیز عجیب و غریبی بود. اصلا نمیشود وصف کرد. شاید از ماجرای کربلا هم غمانگیزتر. خیلی بد بود خیلی. از روز دوم، تیمی حدودا ۲۰ نفره تشکیل دادیم، عموها و داییها و فرزندانشان راهی محل شدند تا نشانی از ماکان بیابند و تا محوطه جنگلی هم پیش رفتند. یک گاز استریل و کیسه در دستم گرفته بودم و در میان آوارها میگشتم. هر تکه گوشت یا انگشتی را که پیدا میکردم میگذاشتم روی گازاستریل و میبردم به پزشکی قانونی. ماکان مانند تعدادی از اعضای خانواده مادری نشانی روی بدنش داشت، نشانهای شبیه خال که روی دست و پا و بخشهایی از بدنش بود. در زمستان این نشانهها پررنگتر میشد و من هم به دنبال این نشانه بودم.
🔹ما تا روز سی و هشتم امید داشتیم ماکان زنده باشد. روز سیو هشتم یک بار دیگر به محل رفتم و در نهایت در فاصلهای ۱۰۰ متری از محوطه تخریب شده ساختمان، جایی در میان درختان یک باغ، تعدادی کیف و کفش دیدم. همه را داخل جعبهای گذاشتم و برای خواهرم بردم. به آسیه گفتم کدامش برای ماکان است؟ آسیه کفش کرمرنگ ورزشی را که دید، از حال رفت. خانه پر از آدم بود. همه جمع شده بودند و وقتی من رسیدم و نشان دادم، قیامت شد. فاجعه اصلی آن روز بود.
🔹ماکان یک قبر نمادین در گلزار شهدای بهشت زهرای میناب دارد، یک یادبود در مسجد مهدیه محل زندگیاش، یک یادبود در خمینیشهر (زادگاه پدرش) و به گفته دایی قرار است خیابانی به نام او در خمینیشهر نامگذاری شود. مادر هر روز به مسجد میرود، بالای سر ماکان، جایی که یادگاریهایش صندوق شده است. هر چند روز هم سری به گلزار شهدا میزند، پای قبری که خالی است اشک میریزد. بنیاد شهید برای ماکان پرونده مفقودالاثری باز کرده است/ شرق
💢بیشتر بخوانید
https://t.co/qq5z58nNe6
تکیده و ویران شدم؛ وقتی عکسای تشییع پیکر محمدطاها جعفری دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب رو دیدم که پس از یک ماه با آزمایشDNA شناسایی شده.
به مادر محمدطاها نگاه کنید که چطور استخوانهای پسرش را بغل کرده؛...
لعنت بر آمریکای جنایتکار
عکس: حمید وکیلی
به نظرم در این فشار شدید رسانهای نباید این مدیر جوان و خوشفکر را تنها گذاشت.
«محمد کبیری دمت گرم. خسته نباشی.»
مرام و معرفت شما رفقا برای لایک و ریتوئیت مزید امتنان است.
#ماراتن_کیش#ایران_ما_زیباست
MBS starved hundreds of thousands in Yemen, had a US journalist dismembered, and ordered record executions.
But Trump welcomed this murderer to the WH. Some of the wealthiest people in America joined him.
Trump is signaling support for worldwide oligarchy & authoritarianism.
اینجا، در چند قدمی استانداری و در قلب شهر #کرمان، هنوز دانشآموزان ما در کانکس درس میخوانند!!!
ارادهمان برای عبور از این شرایط جدیست؛ اما غلبه بر این حجم از محرومیتِ انباشته از سالها بیتوجهی، بدون نگاه ویژه دولت، مشارکت خیرین ملی و همراهی بخش خصوصی ممکن نیست.
#نهضت_مدرسه_سازی
◼️چرا متولدین پاییز و زمستان در تحصیل و ورزش از متولدین بهار و تابستان، خیلی موفقترند؟
🔻تاثیر چندماه، که کل زندگی فرد و آیندهاش را تغییر میدهد، را از زبان دکتر مکری بشنوید:
(بویژه والدینِ محترمِ عجول)
درمان رایگان یعنی جامعهای سالمتر، نیروی کار پُربازدهتر و هزینه کمتر برای دولت در بلندمدت.
درمان، مثل آموزش عمومی، حقه نه امتیاز.
اگه قراره کشور توسعه پیدا کنه، باید همه، حتی فقرا، بتونن زنده بمونن، کار کنن و زندگی سالم داشته باشن.
توسعه با جامعه طبقاتی حاصل نمیشه.
@teriboun1 این خط نه جدیده نه چنین هزینه ای براش شده؛ انشعاب اصفهان از خط لوله انتقال آب خلیج فارس به یزد و کرمان هست که از سال 99 برای مصرف صنایع به بهره برداری رسیده بوده.
انشعاب اصفهان هم قراره به مصرف صنایع برسه.
آمریکا سالها با آنرمال نمایی ایران توانسته ایران را بی آنکه جرمی مرتکب شده باشد، محکوم کند!
ایران بهواسطه ۵ دهه تبلیغات و سانسور گسترده در اذهان غربیها به مهمترین تهدیدکننده نظام بینالملل (محور شرارت) تبدیل شده است!
نرمالنمایی ایران برای #مخاطب_خارجی کار هوشمندانهای بود.