برای کسانی که علاقه مند به آگاهی از کارنامه رضا پهلوی در ۴۵ سال گذشته هستند،
کارزارهایی که تمامی آنها به شکست منجر شده و یا بدون پاسخگویی نیمه کاره رها شده و به فراموشی سپرده شده اند. #رضا_پهلوی
انسان و بر ایمان به کرامت ذاتی او بنا شدهاند. کسی که تحت حمایت این نظام قرار میگیرد، در معنایی عمیق، خود را در تداوم همان سنت اخلاقی قرار میدهد که پس از فجایع قرن بیستم برای صیانت از انسان پدید آمد.
پناهندهای که به روح کنوانسیون ژنو وفادار ماند
از این منظر، پناهندگی سیاسی صرفاً یک وضعیت حقوقی نیست، بلکه حامل مسئولیتی اخلاقی است. کنوانسیون ژنو درباره وضعیت پناهندگان (مصوب ۱۹۵۱) و نظام بینالمللی حقوق بشر تنها مجموعهای از مواد قانونی نیستند؛ این اسناد بر بنیان تجربه تاریخی
او به نمادی اخلاقی برای دفاع از جهانشمولی حقوق بشر بدل شده است؛ انسانی که با ایستادگی خویش یادآوری میکند، حقوق بشر نه امتیازی سیاسی، بلکه میراث مشترک بشریت است؛ میراثی که اگر در هر نقطهای از جهان نقض شود، امنیت اخلاقی همه انسانها را تهدید میکند.
امروز بیش از هر زمان دیگری زیر فشار منافع اقتصادی، معاملههای ژئوپلیتیک و عقلانیت، ابزاری رنگ باختهاند. گویی آرمانهایی که روزگاری تمدنی نو بنا کردند، اکنون در برابر سود و مصلحت، به آسانی قربانی میشوند. در چنین چشماندازی، بهزاد تنها مدافع حقوق مردم ایران نیست
بهزاد نظیری؛ شرافتی است که در برابر دادگاه ایستاده است.
بحران بزرگ جهان امروز، تنها بحران سیاست نیست؛ بحران اخلاق است. ارزشهایی که اروپا پس از قرنها رنج، جنگ و استبداد، از دل اندیشههای سترگ عصر روشنگری آفرید؛ ارزشهایی چون آزادی، کرامت ذاتی انسان، حاکمیت قانون و حقوق جهانشمول بشر
دکتر عزیز فولادوند
اپوزیسیون در سپهر سیاست؛ تحلیلی جامعه شناختی از قدرت. مقاومت و سازمان یابی
اپوزیسیون به مثابه کنشگر اجتماعی و جایگاه آن در جامعهشناسی سیاسی موضوع این مقاله است. بازخوانی نظریههای قدرت، هژمونی و کنش جمعی ما را به درک این مفهوم….
https://t.co/IL8lw2yeFW
تقابل دو اراده نوشته دکتر عزیز فولادوند، فیلسوف بزرگ مقاومت #ایران.
تقابل دو اراده، پاریس سی خرداد ۱۴۰۵
آن روز، آزادی در هیأت هزاران انسان میرقصید؛ در خشمشان، در امیدشان، در شوقشان و در پافشاری خستگیناپذیرشان بر اصول. صحنههایی میدیدم که وصفشان آسان نبود.
آنچه قرار بود به مانعی بزرگ تبدیل شود، به فرصتی برای نمایش توان سازماندهی بدل شد. کسانی که انتظار آشفتگی داشتند، با صحنهای کاملاً متفاوت روبهرو شدند.
آنچه قرار بود کوچک شود، بزرگتر شد.
آنچه قرار بود خاموش گردد، رساتر شد.
و آنچه قرار بود متوقف شود، در مداری بلندتر و گستردهتر به حرکت ادامه داد.
همه گرد هم آمده بودند، همدل، هم صدا، خشمگین از مماشاتگزان اما آکنده از امید. باورمند و لائیک؛ زن و مرد؛ پیر و جوان. نمایندگان نسلهایی که نیم قرن از عمر خود را در مسیر مبارزه سپری کرده بودند، در کنار جوانانی که تازه هویت سیاسی و اجتماعی خویش را در صفوف مقاومت یافته بودند. از پوششهای سنتی و محجبه تا پوششهای کاملاً مدرن؛ از دانشگاهی و کارگر و معلم تا پزشک و مهندس و هنرمند. گویی ایران، با همه رنگها و صداهایش، در آن روز خود را در پاریس بازآفرینی کرده بود.
از شهرهای کردستان تا مرزهای سیستان و بلوچستان؛ از کرمان تا تهران؛ از دامنههای زاگرس تا دشتهای خراسان؛ از کویرهای مرکزی تا خیابانهای پرهیاهوی کلانشهرها؛ از خوزستان تا گیلان؛ از ترکمنصحرا تا دیار حافظ و سعدی؛ از کرانههای خلیج فارس تا ساحلهای خزر، خود را به این میدان رسانده بودند.
گویی جغرافیای ایران، با همه تنوع قومی، فرهنگی و تاریخیاش، در قامت یک «موزاییک بزرگ ملی» در برابر چشم ایستاده بود؛ تصویری از ایرانی که هنوز متولد نشده، اما نشانههایش را میتوان در اراده و همبستگی فرزندانش دید. موزاییکی از ایران آینده.
شاید گوشهای بسیاری بسته باشد. شاید آنان که راه مماشات را برگزیدهاند نخواهند بشنوند. اما حقیقت، اگر از نیروی اجتماعی و اراده جمعی برخوردار شود، خود را بر واقعیت تحمیل میکند. مقاومت، هنگامی که ریشه در ایمان، سازمانیافتگی و فداکاری داشته باشد، دیگر صرفاً یک آرزو نیست؛ به نیرویی مادی در تاریخ تبدیل میشود.
همان حقیقتی که سالها پیش در قالب یک فرمول ساده بیان شد: برای تغییر جهان باید قدرتمند. اما مماشاتگران پاسدار «زیبایی» نیستند. آنان میراث اندیشههای سترگ منتسکیو، ولتر، ویکتور هوگو و بالزاک را به بهای ناچیز منافع زودگذر معامله کردهاند.
عزیز فولادوند
#نه_شاه_نه_شیخ #نه_به_اعدام
@VOAfarsi@USABehFarsi
آزادی می آید با میتوان و باید.
۱۵ خرداد؛ پایان توهم اصلاح در دیکتاتوری شاه
قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ نقطهای بود که نشان داد دیکتاتوری شاه نه راه اصلاح را میپذیرد و نه صدای اعتراض را تحمل میکند.
An investigative documentary by the @ARDKontraste 🇩🇪TV-magazine shows how Reza Pahlavi’s circle threatens Iranians in the diaspora — a matter for Europe’s internal security.
#No2ShahNo2Mullahs#100kFreeIranRally
https://t.co/ENsk1ioyFG via @YouTube
@ArminLaschet Herr Laschet,
durch Ihre Äußerungen über „Shah-Sohn“, der nichts anzubieten hat,ausser seine angebliche „edele Gene“, haben Sie an Glaubwürdigkeit eingebüßt. Solche Aussagen wirken wenig professionell und stehen im Widerspruch zu den demokratischen Werten, die auf Gleichheit
@ArminLaschet Zudem hat er durch die Gründung und Führung einer vermeintlich demokratischen Bewegung mit problematischen, teils autoritären Tendenzen dazu beigetragen, dass Andersdenkende in demokratischen Ländern offen eingeschüchtert und bedroht werden.
@ArminLaschet Vor diesem Hintergrund wirkt die Vorstellung, eine solche Person der iranischen Bevölkerung als politische Alternative aufzudrängen, nicht nur fragwürdig, sondern auch unangemessen. Wir sind selbst in der Lage, unser Schicksal zu bestimmen. Bevormundung ist eine überholte Haltung
@ArminLaschet Reza Pahlavi verfügt weder persönlich noch politisch über die notwendigen Fähigkeiten für die Rolle, die Sie ihm aufoktroyieren. Zudem hat er selbst wiederholt Kontakte zu Generälen der Revolutionsgarde eingeräumt hat und dabei äußerte: „Meine Hoffnung liegt gerade bei diesen.“
Ich bin zutiefst besorgt über die geplante Reise von Reza Pahlavi in den Bundestag am 23. April. Das Parlament darf nicht einem revisionistischen Narrativ Legitimität verleihen.