امسال تابستونم نشد مثل فیلم لالا لند شب باشه برم بالای تپه های شهر دیت ،
راه بریم
حرف بزنم
بچه بشم
بوی شب بیاد
خلوت باشه
یکم خنک
لباس مهمونی تنم
دوتا چشم که منو ببینه فقط
عاشق شبای تابستونم همه جوونیم هدر شد
کیر تو همه چی
پره حرفم میخوام برا یکی بزنم
چنگال مهدکودکم، کتاب فیل فنجون نشون بدم و از خاطرات و تجربه هاو علایقم بگم
خوب گوش کنه و براش جالب باشه و ذوق کنه بفهمه چقد برای اینکه این باشم زحمت کشیدم، برا تحصیلاتم صورتم موهام و لباسام
از عادی شدن برای دیگران متنفرم
واز کسی که این حس بده
شما یادتون نیست دوتا برادر بودن رژه و کیا
با فیس زنونه و شش من عضله میخوندن
اونی که دوسش داروم سبزه مو مشکیه دخت بندر آبادان پیرهنش زرشکیه
و این خبر مهم و مخابره میکردن برامون
سر کارم نگرانم همش پارسال تخمی تکرار بشه !
انقد هورمونم بهم ریخته که فکر میکنم خیلی بیچاره هستم
دلم میخاد از این شهر برم و خاطراتش و پشه هاش و همینجا جا بزارم و یه زندگی جدید شروع کنم ! اول باید ماشین بخرم بعد اپلای کنم ،دلم برای خانوادم تنگه و نگرانم
تو یه مرحله از زندگیم هستم که هم از همه چی خستم هم نمیتونم هیچی فیکس کنم و نه میتونم ول کنم
از همه قانون های خوب و بد ساخت بشر خسته ام و نمیخام عمل کنم میخام اصلا جنده و کصکش باشم نه خوب و بساز و بدبخت مثل همه این سالها
مامان به بابا بگو بیاد دنبالم خسه شدم نمیتونم اینجا بمونم
فکر میکنم من از یک دنیا دیگه اومدم که جویدن مثل خرگوش همکار چینی ، یا کصشرای همکار اسپانیایی که نمیتونه انگلیسی حرف بزنه ، بوی تن همکار روس ، مذهبی بودن همکار اندونزی و بیش فعالی ریسم تو کونم نمیره !
کسی ریکامی داره ؟
کسی تحربه داره؟
چیکار کنم غیر از کردن کیرم تو دهنشون ؟