آرزوم بود تو جلسه دفاعام باشی
آرزوم بود کلاه فارغ التحصیلی رو تو روی سرم بذاری
الان آرزوم نابودی هرکسی هست که تورو از من گرفت
#پرهام_آقامحمدی#جاویدنام_پرهام_آقامحمدی
مادر #مهدی_کبوک زنگ زده به منوتو میگه: «اسم پسره من را هیچ جا نگفتن. من همه وجودم غمه. نمیدونم با این غم چه کار کنم!»
-پسرش ۳۱ ساله بود و تازهداماد. ۱۹ دی تو تهرانپارس کشتنش
RIP dear angel💐🌹🖤
#Saleheh_Akbari, an Ardabil/Iran mountaineer and nurse known as “the angel” for treating people injured during the January protests, was killed when her home was raided, in front of her husband and 8-year-old daughter.
As her husband Ahmad was being beaten, she tried to defend him with a pickaxe and was shot in the heart.
🚨 Iran’s state TV admitted the January massacre, yet we still have third-worldists and leftists downplaying it.
“Tehran’s Forensic Medicine was taken by surprise. All four sheds were full. They had no readiness for this level of casualties. I went there… bodies were piled in the outer courtyard. Everyone was in shock.”
So many were killed in a single day that morgues collapsed under the weight, with bodies piled outside in open courtyards.
The Islamic Republic’s January 8–9, 2026 violent crackdown stands as the deadliest short-period massacre of protesters in modern history.
🚨 A devastated husband took his own life after regime agents raped his dead wife’s body and sent him the photos.
Islamic Republic security forces raided the home of Saleheh Akbari and her husband Ahmad Khodaei.
Saleheh, a 38-year-old nurse, operating room technician, and mountaineer, along with her husband, had opened their house to wounded protesters during the January 2026 uprising - people too terrified to go to hospitals because the regime was hunting them down.
They treated the injured. They hid them. They saved lives.
A few days later, regime agents stormed in. They beat Ahmad. Saleheh threw herself between them to protect her husband. They shot her point-blank in the heart - right in front of him and their young child.
She died in his arms.
Then came the unspeakable: agents assaulted Saleheh’s lifeless body, took photos of the desecration, and sent them to Ahmad as psychological torture.
The sexual harassment and horror he endured pushed him beyond any human limit.
Broken by grief, Ahmad posted a final goodbye letter to his wife on Instagram and took his own life.
Two kind, brave souls - a mother and father who only showed humanity in a regime that has none - are gone.
نوشآفرین، دختر ۱۹ ساله افسانه محمدعلیزاده، از جاویدنامان انقلاب شیر و خورشید در کشتار دی ماه، با شرح نحوه کشته شدن مادرش میگوید: صدای ما باشید، نگذارید نامها در غبار فراموشی گم شوند.
هروقت تونستید یک دونه ویدئو از بابا ننههاتون بیارید که اینطوری حرف الانش رو بیست سال پیش هم داره میزنه، البته به شرط اینکه تو صف رای دادن به مهدوی کنی نبوده باشن، اونوقت بیاید برای ما از موضع برابر صحبت کنید.
پس تا اطلاع ثانوی🤫
قابل توجه دوستان زیر ساخت دوست!
۱. چای دبش (۱۴۰۲) صد و چهل هزار میلیارد تومان / معادل ۳.۵ میلیارد دلار.
۲. پتروشیمی (۱۳۹۷) هشتصد و پنجاه میلیارد تومان / معادل ۶.۶۵۶ میلیارد یورو.
۳. پدیده شاندیز (۱۳۹۲) نود و چهار هزار میلیارد تومان / معادل ۳۰ میلیارد دلار.
۴. فولاد مبارکه (۱۴۰۰) ۹۲ هزار میلیارد تومان / معادل ۳.۶ میلیارد دلار.
۵. بابک زنجانی در وزارت نفت (۱۳۹۲) ۱۸ هزار میلیارد تومان / معادل ۵.۶ میلیارد دلار.
۶. مؤسسه ثامنالحجج (۱۳۹۵) دوازده هزار میلیارد تومان / معادل ۳.۵ میلیارد دلار.
۷. صندوق ذخیره فرهنگیان (۱۳۹۵) هشت هزار میلیارد تومان / معادل ۲.۵ میلیارد دلار.
۸. بنیاد شهید (۱۳۹۳) هشت هزار میلیارد تومان / معادل ۲.۵ میلیارد دلار.
۹. عباس ایروانی (۱۳۹۸) چهار هزار میلیارد تومان / معادل ۰.۵ میلیارد دلار.
۱۰. بانک مهآفرید (۱۳۹۰) سه هزار میلیارد تومان / معادل ۲.۶ میلیارد دلار.
جمع ۴۸۰ تیریلیون تومان!
با این پول میشد تمام مشکل بی ابی، بی برقی، فرو نشست، کشتی رانی، واردات دارو با کیفیت، خودرو با کیفیت، بازسازی و نو سازی دکل های برق و نفتی، و حتی ساخت از صفر کله زیر ساخت های ایران با تکنولوژی روز رو حل و ساخت!
هی هر روز یادم می افته که پدر یکی از کشته شدگان دی ماه میگفت من دخترم رو (وقتی نوزاد بود) با سرنگ غذا دادم و بزرگش کردم.
اینها همین بچه رو کشتن.
هی از درون فرو می ریزم.
هزاران هزار تراژدی، لببسته و خاموش، منتظر سقوط رژیم شیطان ماندهاند تا بازگو شوند. هزاران شنیده ایم و هزاران هزار مانده.
داستان جاویدنام شدن #صالحه_اکبری را تازه شنیدهام و آتشم زده!
کوهنورد و پرستار اردبیلی را در خانهٰ خودش، جلوی چشم همسر و دختر ۸ ساله ش و به جرم کمک به مجروحان انقلاب شیر و خورشید با تیر جنگی میکشند. شوهرش، احمد که او هم کوهنورد نامداریست را زیر مشت و لگد و شوکر گرفته بودند. صالحه برای دفاع از همسرش، کلنگ کوهنوردی(تنها چیزی که در دسترس بوده) را دست میگیرد و از ماموران میخواهید که شوهرش را رها کنند. در دم به او شلیک میکنند و سپس پیکر پاکش را خارج میکنند و به دروغ اعلام میکنند که از کوه سقوط و تمام کرده. خانوادهٰ صالحه، طرفدار نظام و مخالف او بودهاند. نمیدانم دختر و همسرش الان کجا هستند، چه میکنند اما مطمینم که انتقام خون صالحه ها گرفته خواهد شد. برادرم؟ دخترم؟ دوام بیار. سپیده نزدیک است!
پ ن: این واقعه جزییات بسیار تلخی داره که یک روز بازگو خواهم کرد.
#اين_آخرين_نبرده_پهلوى_برميگرده
#قصه_عشق