چند روزی بدقولی کردم
ولی دست پر اومدم
نتیجه کار ۲ ماهم شد اپ جممووی
فیلم و سریال بدون سانسور و با زیرنویس بدون هیچ تبلیغات و اشتراک و هزینهای
نصب کنین لذت ببرین
به دست اهل دلاش هم برسونین که یک حمایتی از کار منم شده باشه🔥
https://t.co/0sgIXofK7M
هومینو باهوش و قدرت خود توانست ۱۲ سال سرتاسر این کویر برهوت را در جستجوی یافتن غذا وجفت بپیماید، اما اسیر بیبرنامگی و شعارهای پوچ مسئولین شد. امروز صبح خود را به کنار جاده چاهگز رساند تا مانند ۲ یوز دیگر گمنام نمیرد. استان یزد دیگر یوز ندارد.
"یک مسلمان، غیر مسلمان را کافر و نجس میداند"
اما متعجبم!
یک مسلمان، ساعتی را که توسط کریستین هاگن اختراع شده را نگاه کرد و دید که وقت نماز نزدیک شده و بلند شد و ژاکتی را که توسط ادی بویر ��ختراع شده بود پوشید و دوچرخه اختراع شده توسط دایملر و مایباخ را بیرون آورد...
(۱)
سرویسمون کردین با عروسی این دختره و رقص چاقو و تشریح ریز به ریز
بکشین بیرون بابا
اون یکی زنیکه تاپاله توییت زده
مگه شماها این مدل عروسی نمیرین که براتون عجیبه؟
نه فقط تو تاپاله دیدی گه
یه سرچ بکن ببین عموم عروسی ها چطوریه
دو زاری تاپاله
نظریه نامحبوب:
اتفاقی که بین جسی و جین افتاد "عشق" نبود، بلکه کلاهبرداری و سؤاستفاده بود.
پ ن: همیشه تو زندگیتون یه والتر وایت داشته باشید تا نذاره ازتون سؤاستفاده بشه.
من شرمنده تو و خانوادت هستم که عروسی دو تا حرومزاده حکومتی تو لس آنجلس از جون تو و بازداشت خواهرت مهم تره و هیچکس بهش توجه نمیکنه.
نمیدونم اصلا میدونید یا نه ولی دیشب ریختن خونه #مجاهد_کورکور و خواهرشو ربودن و به مکان نامعلومی بردن که بقیه اعضای خانواده از آن
۱/۲
همزمان با قتل مهسا، جسدش تو بیابون پیدا شد، یه پسر ۱۶ ساله که کار میکرد و نون آور خونه بود،صاحب کارش بهش تجاوز کرده بود و بعد کشتش،این پسر رو ف��اموش نکردید که ؟
#امیرحسین_خادمی
من #عاطفه_نعامی هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۳۰ آبان ماه ۱۴۰۱. سی و هفت سالم بود، متولد ۱۶ مرداد ۱۳۶۴ . اصالتا عرب و اهل اهواز و ساکن کرج بودم. فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه آزاد اهواز ولی بعدش به کرج مهاجرت کردم و در منطقه عظیمیه تو یه آپارتمان با نامزدم زندگی میکردم. پدر و مادرم رو سالها پیش از دست داده بودم برای همین همیشه به افراد سالمند کمک میکردم. از یه خانواده پرجمعیت بودم، یه خواهرم در تهران و بقیه خواهر و برادرام در اروپا زندگی میکردن، من بچه آخر خانواده بودم.
به انجام کارای خیرخواهانه بین دوستام و فامیلام معروف بودم. ازحیوونای بی سرپرست مراقبت میکردم. برای من ارتباطات اجتماعی و تعامل با مردم کوچه و خیابون و دوستیام، مهمترین بخش زندگیم بود در کنار مطالعه تاریخ و جامعه مدرن.
در جریان خیزش ۱۴۰۱ من در تظاهرات کرج حضور فعال داشتم، شبنامه دست نویس هم بین مردم پخش می��ردم و شبها در بالکن آپارتمانم شعار زن زندگی، آزادی سر میدادم. یکبار دستگیر شدم ولی با وساطت نامزدم آزاد شدم. من برای تشویق زنها به مبارزه اجتماعی و دستیابی به حقوق از دست رفتشون فعالیت میکردم.
روز ۳۰ آبان وقتی در اعتراضات کرج شرکت کردم نیروهای امنیتی منو ربودن.
اونا بمن تجاوز کردن و مورد شکنجه قرار دادن ، در اثر ضرب و شتم زیاد زیر شکنجه از دنیا رفتم…
اونا پیکر بیجون منو به آپارتمانم بردن و با قرار دادن شیلنگ گاز آبگرمکن تو دهنم منو روی یه قالیچه نازک گذاشتن و پتو رو روی سرم کشیدن و تو بالکن آپارتمانم رها کردن. در اون زمان نامزدم به ماموریت رفته بود و کرج نبود، خواهرم که ساکن تهران بود چندین بار بهم زنگ زد و وقتی دید من جواب ندادم نگران شد و از پسرش خواست که بره کرج و خبری از من بگیره، به نامزدم هم خبر داد. اونا با هم اومدن و دیدن روی در یه کاغذ آ��یزون شده که روش نوشته خطر نشت گاز و انفجار وجود داره!! وقتی وارد آپارتمان شدن با بوی بسیار بدی مواجه شدن و پیکر انفساد شده منو در بالکن روی زمین پیدا کردن. آثار شکنجه روی بدنم مشخص بود.به پلیس خبر دادن، افسر پلیسی که در بخش جنایی کار میکرد و در صحنه حاضر شد بعد از بررسی جنازه گفت که مرگ بر اثر خودکشی نبوده. ولی مامورای امنیتی که در آپارتمان بودن مدارکی که به درد میخورد جریان روشن بشه به بهانه بوی نامطبوع انداختن دور! همون موقع وقتی به برادر بزرگم که در اتریش زندگی میکرد خبر دادن اون زنگ زد و از پسر خواهرم خواست دوربین رو به طرف جنازه من بچرخونه تا بتونه منو ببینه ولی خواهرزادم با چشمش بهش علامت داد که نمیشه چون مامورا اونجا بودن.
خانوادم میدونستن من عادت نداشتم روی زمین بخوابم، چرا باید توی بالکن روی زمین خوابیده باشم؟؟ توی فضای باز چجوری میشه کسی با گاز خودکشی کنه؟؟ ضمنا وقتی نامزدم و پسر خواهرم اومدن به آپارتمان دیدن که شیر گاز بسته هست.
زمان تقریبی مرگ هم از طرف پزشکی قانونی ۳۰ آبان ۱۴۰۱ اعلام شد. در واقع پیکر آسیب دیده من روز ۵ آذر بعد از گذشت ۵ روز پیدا شد. با وجود آثار شکنجه بر بدنم نهادهای امنیتی دستور دفن فوری منو صادر کردن. در نهایت صبح روز دوشنبه ۷ آذر ۱۴۰۱، پیکر من توسط مأمورای امنیتی مخفیانه و با فریب و با وجود مخالفت خانواده در حالی که به اونا گفته بودن مراسم تدفين ظهر خواهد بود در سکوت خبری در کنار مادرم در بهشت آباد اهواز، قطعه ۵ ردیف ۲ به خاک سپرده شد…
بعد از خاکسپاری به خانوادم گفتن خبر کشته شدن من نباید رسانه ای بشه، ولی خواهر و برادرام دادخواه خون به ناحق ریخته شده من بودن و جریان خودکشی رو کلا تکذیب کردن و مطمین بودن من کشته شدم. برادرم میگفت: «که این صحنه سازیه، عاطفه نه اصولا به خودکشی فکر میکرد و نه توی این روزا که فعالانه به خیزش زنان ایران پیوسته بوده وقت خودکشی برای او بوده! عاطفه نگاه خاصی داشت. همیشه بحث میکرد و میگفت باید مبارزه کنیم، کتابهای تحلیلی و تاریخی میخوند، به تازگی کتاب تاریخ ادیان ویل دورانت رو شروع کرده بود. از همین مشخصه که تو فاز انقلاب بوده نه خودکشی!»
مراسم چهلم در ۸ دی ۱۴۰۱ و با وجود تدابیر شدید امنیتی و فشار نیروهای حکومتی بر خانوادم در آرامگاه بهشت آباد اهواز برگزار شد. مأمورای امنیتی اجازه برگزاری مراسم چهلم رو نمیدادن و درنهایت با تهدید و فشارهای متعدد خانوادمو مجبور به برگزاری زودتر از موعد اصلی مراسم کردن که این همزمان با مراسم چهلم حمیدرضا روحی به صحنه ای از اعتراضات ضد حکومتی تبدیل شد و اونجا مردم شعارهای زیادی سر دادن.
من روحیه استقلال طلبانه ای داشتم و سرشار از امید به زندگی بودم وقتی خواهرم بهمگفت عاطفه مراقب خودت باش در جوابش گفتم: «خون من از دیگران رنگین تر نیست». هموطن، من برای آزادی جان دادم تو صدای من باش💔
#مهسا_امينی
#علیه_فراموشی
این شخصی که لباس پری پوشیده گرمی گرفتن شروین کونش رو سوزونده و تو ترک جدیدش تیکه انداخته:
″کیرم تو این جایزه بگیرا
زن بایدن رو گاییدم آنتنن اینا″
اشاره به گرفتن گرمی از زن بایدن،
″کانادا بودیم ما دولا خشی
داشت میپچیدش این چاقالا جلو بشیر″
حضور شروین تو عصر جدید.
1/2