ایران | مشارکت شهروندی، تابآوری اجتماعی و توسعه پایدار
Global | Higher-Ed Strategy & Innovation |
PhD Intl Dev & Higher-Ed (UofToronto) | Persian + English
۵/۵
مدعای من درباره ایران این است:
برای آینده ایران، تشویق، تسهیل و توانمندسازی مشارکت ضروری است.
هر سدی که جریان مشارکت را محدود یا متوقف کند، استبداد است.
مردم شجاع ایران،
شیادی در واشنگتن به شما گفت که کمک در راه است، و ابلهی در مریلند خیال کرد که، با چاپلوسی، آن شیاد او را به قدرت خواهد رساند.
آنها به شما دروغ گفتند و رویایی توخالی به شما فروختند.
آزادی شما به دست خودتان رقم خواهد خورد. رهبران شما از دلِ جامعهٔ مدنی خودتان برخواهند خاست.
ما در اپوزیسیون دموکراتیک خارج از کشور، دوشادوش شما ایستادهایم و آمادهایم تا در این مسیر از شما پشتیبانی کنیم.
مرگ بر جمهوری اسلامی. جاوید باد ایران. و تا ابد زن، زندگی، آزادی.
بخش عمده خشم و نفرت برخی از حرفهای من و امثال من به خاطر این است که اسیر گفتمان «فریب» نمیشویم، و نشان میدهیم که میتوان جور دیگری به مسائل نگاه کرد.
مثال؟
جماعت سال ۸۴ دنبال فریب افکار عمومی به نفع رفسنجانی بودند، سال ۸۸ وقتی متوجه شدند که خاتمی دیگر نمیخواهد در انتخابات شرکت کند، حامی موسوی شدند، بعد به نفع روحانی و برجام چرخیدند، و حالا سلطنتطلب دو آتشه و حتی هامی بمباران ایران و ایرانیان شدهاند.
بدتر، کسانی هستند که دوست دارند فریب اینها را بخورند، چون به «مرجعیت» معتاد هستند.
بار کردهام که سرنوشت ما هیچگاه تغییر نخواهد کرد، مگر اینکه خودمان تغییر کنیم.
من اگر خودم در ۲۱ خرداد ۱۳۸۰ بر سر مساله آینده آب در ایران، مقابل خاتمی در دفترش قرار نمیگرفتم، شاید کماکان فریب او و یارانش را میخوردم، و حتی به این فریب خوردن افتخار میکردم، اما خوشبخت بودم که توخالی بودن خاتمی و نقش دزدهای اطرافش در تخریب ایرانزمین را به عینه دیدم.
شاید باورش اوائل کار سخت بود، اما بعد به این نقطه رسیدم که گفتن این مساله که خودش خوب است و اطرافیانش بد هستند، نمیتواند جامع باشد. تا کسی بد نباشد، اطرافیان مزخرف و پلید را دور خود جمع نخواهد کرد.
در نهایت، قرار نیست خودم را برای کسی توجیه کنم، و فکر میکنم اگر کسی واقعا میخواهد بیدار شود، و بیدار باشد، خودش را اسیر هیچ شارلاتان وهیچ گروهی نخواهد کرد.
This question posed by @LantosSwettK at the @OsloFF below arises frequently about Prince Reza Pahlavi and his ability to be a figure that could bring unity and lead an organized body for change like a government in exile. I believe it is an important one to answer, despite the fact that it is sensitive and likely to evoke strong emotions on all sides. I will do my best to present as balanced a perspective as possible.
After 23 years in Iranian opposition circles, I am convinced beyond a shadow of a doubt that, at this critical juncture in history, we need pluralism in our transition to democracy if that transition is to be not only peaceful but also durable.
It is fantastic that Prince Reza Pahlavi has inspired a large number of Iranians to rise up. However, to succeed in this struggle against the regime, we need even more and broader participation and support.
Over the course of my adult life, I have come to better understand the vast ethnic, cultural and political diversity that exists throughout Iran, as well as the experiences and sensitivities of its many communities. I learned that their reality was not always the same as the positive and often idealized memories my family shared with me about life under the Shah’s monarchy. Many communities experienced hardship both before and after the revolution. This reality needs to be acknowledged.
Past wrongs should be recognized, including done by SAVAAK, apologies offered where appropriate, and reconciliation pursued if a traumatized society is to move forward. That process should begin now.
Ethnic leaders must be respected and consulted. Equally important, grassroots civil society leaders with the ability to mobilize people inside Iran must have a seat at the table. Students, labour unions, teachers’ associations, human rights advocates, lawyers, women’s rights activists, and other civic leaders should all be included in dialogue and decision-making.
A democratic transition will only succeed if it is inclusive, representative, and capable of earning the trust of all segments of Iranian society.
Ideally, the end goal would be the formation of either a government in exile or a pluralistic, representative transitional council. Such an approach could help address the expectations of many Iranians while also aligning with the preferences of international partners, including in the United States and Europe, who have encouraged the development of a broader coalition.
One step before that would be to bring representative leaders with real mobilization power together so they can communicate, listen to each other’s minimal demands and red lines, and begin to contemplate a co-created roadmap for transition, or at the very least cooperate and coordinate under an umbrella. This would help ensure the most peaceful and durable transition to democracy.
بالای بالکن ایستاده و با لبخندی ملیح به پایین نگاه میکند. به جماعتی که با لباسهای خیس و چهرههایی مسحور، چشم از او برنمیدارند. خیره، افسونزده فردی که والاتر از خود میبینند. برایش هورا میکشند، برای دختری که تنها امتیازش، نسبتش با تبار قدرت است: فرزندِ مردی که پدرش روزگاری شاه بوده.
باران بیوقفه میبارد، و کمی عقبتر، مردی ایستاده که چتر سیاهی را بالای سر «والاحضرت» نگه داشته، خودش زیر باران خیس میشود تا او خشک بماند.
پایین، جمعیت شکوه صحنه را تحسین میکند، عکس میگیرد و تا روزها دربارهاش حرف خواهد زد. مسئله نه خودِ آن دختراست، نه خاندانش، و نه حتی صرفاً سیاست. مسئله، جامعهایست که در دل اینهمه ویرانی هنوز مجذوبِ فاصله است. جامعهای زخمخورده از سالها استبداد که همچنان به سلسلهمراتب نیاز دارد، هنوز میخواهد کسی «بالا» بایستد و او از «پایین» نگاهش کند.
در جهانی که بسیاری از الگوهای کهنه فرو ریختهاند، بعضی تخیلها با وجود فرسودگیشان همچنان زنده ماندهاند، تخیلهایی که نه نشانهی تداوم، بلکه نشانهی ناتمامماندنِ گذارند. و تخیلِ ارباب و رعیت، یکی از همانهاست. بازماندهای از نظمی #منسوخ که هنوز در ذهنها ادامه پیدا میکند.
There aren’t many people as courageous as this man…
I wish we had more like him holding politicians to account.
Canadian politician Chrystia Freeland, Canada's former deputy prime minister and finance minister, was confronted during an event at the Miles Nadal Jewish Community Centre in Toronto.
سخنی با #علی_کریمی@alikarimi_ak8
وقتی از دروغ و فحاشی برای زدن دیگران استفاده می کنید و برایتان یک رویه میشود ، ناگزیر روزی نوبت به خودتان میرسد. مبارزه سیاسی دعوای خیابانی نبود که این طور به کثافت کشیدید. وقتی #توماج_صالحی شما را دعوت به خواندن کتاب میکرد هر چه لایقش بودید نثارش کردید، هر چه خود لایقش بودید نثار #نرگس_محمدی کردید چون مثل شما نبود.
واقعا افسوس می خورم که فرصتهای طلایی را برای ایجاد آلترناتیوی که امروز دول خارجی آویزان قالیباف و احمدینژاد نشوند از دست دادیم. از دست دادیم ! فرصتها را سوزاندید و هر کس را که رمز عبور جاوید شاه را نگفته بود تخریب کردید. رضا پهلوی را اول چنان باد کردید که خودش هم دچار توهم خود رهبر بینی شد و نفهمید که عروسک آمال و آرزوهای شما شده است. نفهمید که بازیچه دستهای ارسالی از تهران شده است . آقای علی کریمی یادت هست که چگونه مرد سال صفحه اینستاگرام خانم یاسمین پهلوی شدی؟
تو همه سرمایه ات که همان محبوبیت میان مردم بود را گذاشتی و از جادوگر به یک فحاش تبدیل شدی. این یعنی که بد باختی علی آقا! من تو را خطاب قرار داده ام چون تو با صداقت آمدی و باختی و #شاهین_نجفی با دروغ و دستخوش!
به نام دخترم ریرا
دخترم ریرا امروز شانزده ساله میشد. ریرا و مادرش - همسر عزیزم پریسا- از مسافران پرواز پیاس۷۵۲ بودند که در روز هجدهم دیماه ۱۳۹۸ بر فراز فرودگاه تهران با موشکهای سپاه پاسداران کشته شدند.
در تمام تولدهایی که بدون ریرا میآید و میگذرد به لحظاتی فکر میکنم که از ما، از من، او و پریسا، دریغ شد. فرزند من به دست حکومتی جنایتکار به قتل رسیده است اما هر آنکس که فرزند از دست داده است میداند که سالیان آتی به مرور ناتمام تصاویری میگذرد که هیچگاه رنگ واقعیت به خود نمیگیرد. بسیاری میخواهند بدانند اگر فرزندشان زنده بود اکنون چگونه میخندید، اگر زنده بود چگونه حرف میزد، اگر زنده بود موهایش را میبست یا میگذاشت معوج و سرگردان بر شانههایش بریزد، اگر زنده بود پاییز را بیشتر دوست میداشت یا همچنان بهار را، اگر زنده بود…
برای من همهی اینها بوده است و نبوده است اما آنچه بیش از هر چیز خاطرم را تاریک میکند گفتوگوهاییست که با ریرا از دست دادهام. با تماشای هر غروب، با بیدار شدن ناگزیر هرروزه، با به یاد آوردن برخی کتابها و برخی فیلمها، با تکتک وقایع تلخ و شیرینی که هر روز در دنیا رخ میدهد با خودم میگویم گفتوگوی دیگری با او از من ربوده شده است. پس گاهی حدس میزنم که اگر او بود در اینباره چه میگفت اگر او بود چگونه فکر میکرد دربارهی مسایل مختلف چه احساسی داشت و اگر او بود… هیچکس این تعلیقِ بیپایان را درک نمیکند مگر عزیزی را به ظلم از دست داده باشد.
ریرا دوندهی خوبی بود و در یکی از تیمهای فوتبال در شهر ریچموندهیل بازی میکرد. اگر او را زنده میگذاشتند ورزشکار خوبی هم میشد. هر پدری برای تولد شانزده سالگی فرزندش برنامههای کوچک و بزرگی دارد. من نمیتوانم از تعلیق بیپایانِ زندگیام دریارهی ریرا چیز بیشتری بگویم. عناصر این تعلیق در ذهن من مدفون شدهاند اما از دو سال پیش گمان کردم میتوانم به یاد او در روز تولد شانزده سالگیاش در یک ماراتن شرکت کنم. او که نیست اما با دویدن با تصویر او میتوانم به هرکس که این چهره را میبیند بگویم دنیا بدون ریرا دنیای زیبایی نیست. دنیا بدون بچههایی که به ظلم کشته شدند، با موشک، با گلوله، با بمب، فرقی نمیکند، دنیای زیبایی نیست.
فردا صبح در ماراتن اتاوا به یاد دخترم ریرا میدوم و مرارتِ این دو سال تمرین بیوقفه را، رنجش را، انضباطش را، تنهاییاش را، تقدیم میکنم به او که برای من زیباترین دختر جهان بود، هست و خواهد بود. تا زندهام عاملین قتل او را نخواهم بخشید و تا زندهام قتل همسرم پریسا و دخترم ریرا را فراموش نخواهم کرد.
#دادخواهی
همین مارکو کوتوله(لقبی که ترامپ بهش داده بود)معتقد بود ترامپ یک کلاهبرداری بیش نیست!
الان چاپلوسیش رو میکنه.
یک مشت پاچه خوار اطرافش رو گرفتند بخاطر منافع شخصی خودشون.
دورویی عجیب آمریکایی ها و اطرافیان ترامپ
لیندسی گراهام ، جی دی ونس ، مارکو روبیو و مارک لوین... مشاور، معاون اول، وزیر خارجه و حامی رسانه ای پروپاقرص این روزهای ترامپ را که می بینید تمام قد در رسانه ها از ترامپ تعریف و تمجید می کنند، مشتی چاپلوس و دورو هستند که در انتخابات 2016 از مخالفان جدی وی بودند اما با اخاذی قدرت از وی اینطور برایش چاپلوسی می کنند. تمام سیستم آمریکا همین است، دورو و دغلباز ...
Some random thoughts on this very good @robertfworth piece in @TheAtlantic (gift link).
(1) I was among those included in the mu*der threat mentioned in the intro. It was frightening. I don't know if it came from a regime supporter or Pahlavist. But the fact that it could easily have been the latter tells you a lot about Pahlavism.
(2) happy the Western press is finally seeing what some of us having been saying for a couple of years about the Pahlavi movement.
(3) Great and accurate line here. It explains well the strategy we saw play out right after the Mahsa Coalition (i.e., attack the rest of the opposition as fiercely as the regime. ) Rather than executing your partners after victory -- which is the norm in revolutions-- the Etemadi/Ghasseminejad strategy was to destroy them now. Of course, the reason revolutionaries don't typically do that is that you need help from others to win power. Etemadi and Ghasseminejad are evil, but also strategically stupid.
"One person who has worked with Ghasseminejad and Etemadi told me that these advisers to Pahlavi believe that “crushing the opposition is as important as fighting the regime. They really believe Pahlavi can’t be effective unless he’s the only voice.”"
(4) Pahlavi's moment seems to have passed. And he will go to his grave with the shame of having spent 45 years honourably preaching liberalism, and then pissing it all away because his wife and a couple of neo-fascist advisors told him he could get power by aligning himself with MAGA and Likud and emulating their nastiest tactics.
(5) I don't blame people in Iran who supported Pahavi. When you're desperate, you cling to any hope. But those who supported this in the diaspora should also feel nothing but shame. The democracy movement will, of course, go on. But I don't know how those people can now be included in it. Once a person shows that he's happy to go along with fascism, it becomes hard to believe that he has any principles.
https://t.co/niU7arl7Jm
خیلیها را میشناسم که به خاطر همراهی با دیگر اعضای خانواده و یا جمعهای رفاقتی، زمانی طرفدار موسوی شدند، بعد به روحانی رای دادند و حالا حامی پهلوی و جنگ هستند.
مستقل ماندن فقط پرهیز از بلاهت گروهی سیاسی نیست. دوری از بلاهت جمعی هم هست.
استقلال، تنهاترتان میکند. چه نعمتی!
این یک پیشرفت است، اما به نظرم گزارشی فرمایشی و نمایشی است. گزارشی که بیشتر شبیه یک کار سفارشی به نظر میرسد، برای اینکه جماعت «دفترچه اضطرار» نشان دهند هنوز relevant هستند.
گزارش نمیگوید اصطلاح «مافیای آب» در ایران نخستین بار در کدام رسانه فارسی مطرح شد و بعد در کدام رسانههای انگلیسی بازتاب پیدا کرد. همچنین نمیگوید ترامپ هم به آن اشاره کرد، و ایران اینترنشنال چند بار همان بخش از حرفهای ترامپ را سانسور کرد.
گزارش نمیگوید کدام همکار این رسانه سالها در شرکت «آب و نیرو» چه نقشی داشته است. همچنین توضیح نمیدهد #مراد از این پنهانکاری چیست.
گزارش به فساد همکاران رسانهای، رشوهگیریها و رشوهپردازیها برای فریب افکار عمومی نمیپردازد. نمیگوید خبرنگاران اقتصادی چگونه و بابت چه نوع تبلیغاتی به نفع مهاب، آب و نیرو و دیگران «جایزه» میگرفتند. نمیگوید این جایزهها چقدر بود، از کجا میآمد، و در ازای چه چیزی پرداخت میشد.
در ماجرای مافیای آب ایران، رسانه فقط تماشاگر نبوده است. بخشی از رسانهها، روزنامهنگاران نزدیک به وزارت نیرو، روابط عمومیها، صفحات محیط زیستی حکومتی، خبرگزاریهای شبهدولتی، کارشناسان تکراری تلویزیون، و حتی برخی چهرههای ظاهراً منتقد، سالها کمک کردند روایتهای غلط جا بیفتد. گزارش فهرست پروژهها را دارد، اما فهرست مهندسان، مشاوران، واسطهها و افراد مؤثر و آگاه به فساد پیمانکاران کوچک و بزرگ را منتشر نمیکند. برخی از همین افراد با کمپ پهلوی هم سلام و علیک ویژه دارند و احتمالاً واعظانی با ایمان هم هستند، البته از همان نوع ایمانی که بوی قرارداد و کمیسیون میدهد.
گزارش نکات مثبتی دارد، از جمله نشان دادن ارتباط میان سردار حاجیزاده، بخش موشکی، تونلسازی، سیاستهای کلان نظام و کشاورزی. اما مشکل من دقیقاً با جاهایی است که گزارش واردشان نمیشود. من دنبال همان بخشهایی میگردم که شاید عامدانه حذف شدهاند: بازوی رسانهای مافیای آب، شبکه تطهیر پروژهها، نقش روابط عمومی آب و نیرو، همکاران سابق آب و نیرو، و کسانی که سالها با زبان کارشناسی و ژست محیط زیستی، افکار عمومی را فریب دادند
چند نکته درباره این ویدئو:
(۱) بخشی از حرفهای پهلوی واقعیت دارد. نهادهای غربی، از جمله رسانهها، آنطور که باید به جان و زندگی ایرانیها اهمیت ندادهاند. معمولاً فقط زمانی به این مسائل توجه شده که فشار و پیگیری جدی، رسانهها و سیاستمداران را وادار به واکنش کرده است (نکته ۳ را ببینید).
(۲) اینکه پهلوی ۱۵۰ خبرنگار با گرایشهای مختلف را دعوت کرده و حتی یک نفر هم روی موضوعی که پهلوی مهم میداند تمرکز نکرده، نشاندهندهٔ ضعف او در تأثیرگذاری بر افکار عمومی غرب است.
(۳) میدانم که از نظر حامیانش، پهلوی در همه زمینهها بینقص است، اما بد نیست یادآوری کنیم که افرادی مثل مسیح علینژاد و حامد اسماعیلیون توانستند رسانههای غربی را تا حدی وادار کنند به زندگی و حقوق ایرانیان توجه کنند. برای مثال، علینژاد تا حد زیادی بهتنهایی موضوع آپارتاید جنسیتی علیه زنان در ایران را به یک مسئلهٔ مهم در رسانهها و نهادهای غربی تبدیل کرد. این افراد مهارتهای قابلتوجهی داشتند که پهلوی، کسی که در عمرش کار اجرایی نکرده و نهاد موفقی نساخته، طبیعتاً فاقد آنهاست.
(۴) به نظر میرسد آقای پهلوی در حال حرکت به سمت استراتژی تقابل با رسانههاست. یا به این دلیل که در طول زندگیاش بیشتر با تمجید مواجه بوده و تجربهٔ کافی در مواجهه با پرسشهای سخت ندارد، یا چون تصور میکند این روش،که برای ترامپ کارآمد بود، برای او هم جواب میدهد. در هر صورت، چنین استراتژیای برای او بعید است نتیجهبخش باشد، چون مهارت سیاسی لازم برای اجرای آن را ندارد.
(۵) پهلوی سالها تلاش کرد توجه ترامپ را جلب کند. و در عمل به بازیچهٔ نتانیاهو تبدیل شد. اینکه حالا ناگهان بگوید «ما به غرب نیاز نداریم»، با آن سابقه همخوانی ندارد و صادقانه به نظر نمیرسد
پس میفرمودید که در دیماه، وحشیگریتان بهخاطر «خشونت» معترضین بود و تازه مدعی بودید «موساد» و «تروریستها» مردم را کشتند! چه خوب که همه پردهها افتاده و با کلاشینکوف و دراگونوف خواستاران «رفراندوم» را تهدید به «تکهپاره کردن» میکنید! بالاخره همه متفقالقول شدیم که فقط بهواسطه آن سلاحهایتان این مرده متعفن ج.ا. را سر پا نگه داشتهاید.
پ.ن. ترکیب آن موهایت با عکس رهبرانت، مرا به یاد #مهسا_امینی و عزیزانی که برای «نه به حجاب اجباری» کشته و کور شدند میاندازد و حالم را بههم میزند! افسوس میخورم که هموطنیم!
اگر میخواهید بدونید آشی که #رسول_جلیلی در آشپزخونه امنافزار شریف پخته، چند وجب روغن داره:
قرار نیست اینترنت مثل قبل برای همه برگرده. قراره فقط بعضی سایتها و سرویسها، اون هم با آیپی، دامنه و پورت مشخص باز بشن.
یعنی اگر قبلا کاربر خودش انتخاب میکرد کجا بره، حالا این حکومته که از قبل تعیین میکنه چه جاهایی باز باشه و چه جاهایی نه. به زبون ساده، اگه قبلا خیابون باز بود و خودت انتخاب میکردی کجای شهر بری، حالا فقط اجازه داری به اون چند تا محله از قبل تعیینشده بری.
توی این سند محدودیتهای دیگری هم دیده میشه.
مثلا حجم فایل ارسالی در پیامرسانهای داخلی در هر نوبت، نباید بیشتر از ۵ مگابایت باشه.
در حالی که حتی حجم یک ویدیوی یکدقیقهای که با موبایل ضبط شده هم خیلی وقتها از این سقف بیرون میزنه. یا مثلا یک عکس معمولی ممکنه ۲ تا ۵ مگابایت حجم داشته باشه، که این در عمل میشه معادل ارسال یک یا دو عکس موبایلی.
گاو رسول شیر نمیده اما ماشاءالله به تاپِش!
1000 hours; let that sink in! It is over 1000 hours of #DigitalBlackOutIran where ~90 million Iranians are mostly disconnected from the world.
Some context:
1) The Islamic regime always imposed heavy censorship on the Internet, but at least through affordable VPNs, many people could circumvent it and have access to free information, before the war.
2) Currently some Iranians are still connected to the world through either Starlink or very expensive/shady VPNs (which most people cannot afford). I suspect some of these circumvention services are actually provided/sold by the regime itself as a source of income (but I don't have a proof for it yet).
3) And of course there are regime sympathizers like @s_m_marandi who have free access to the Internet to disperse regime's propaganda (thanks to X's profile "based in" feature, you can easily tell who these are). So the next time that you have them on your show, at least make sure you challenge them the same way that @piersmorgan does here.
دستمریزاد به کامبیز غفوری عزیز که مچ سلطنتطلبان را خیلی خوب میگیرد.
اللهیار کنگرلو در واکنش به حرفهای من، بر شکنجه در زندان دوران پهلوی صحه گذاشت، و کامبیز نکته را به خوبی گرفت.
حامیان پرویز ثابتی سالها است منکر شکنجه بودهاند. الان چه خواهند گفت؟
این تصور که «شاهزاده تنها راه کمهزینه عبوره»، بیشتر از اینکه تحلیل باشه، یه امید روانیه که هنوز با واقعیت تطبیق پیدا نکرده.
مسئله اصلا این نیست که #رضا_پهلوی خوبه یا بد؛ مسئله اینه که این گزینه در عمل هیچکدوم از گرههای واقعی گذار رو باز نمیکنه.
جمهوری اسلامی یه حکومت معمولی نیست که با فشار خارجی یا یه چهرهی آلترناتیو فروبپاشه. یه شبکهی امنیتی–اقتصادی–ایدئولوژیکه با چندین لایه سپر حفاظتی. این جنگ هم خیلی واضح نشون داد که مهمترین سپرش، همون بدنهی ایدئولوژیک و اسلامگراییه که نهتنها هست، بلکه حاضر به هزینه دادن هم هست.
حالا سوال ساده:
با اپوزیسیونی که بخش قابلتوجهی از حامیانش عملاً هویت دینی جامعه رو نفی میکنن (از جنس این کمپین اخیر «we’re not Muslims»)، چطور میخوای این سپر رو از حکومت جدا کنی؟
تو عملا داری همون بدنهای که باید خنثی یا بیطرف بشه رو هل میدی داخل آغوش حکومت.
از اون طرف، گرهی اسرائیل–فلسطین. این فقط یه موضوع سیاست خارجی نیست؛ یه شکاف هویتیه که حتی مخالفین جمهوری اسلامی رو هم دوپاره میکنه و به دعوای راست و چپ جهانی وصله. وقتی اپوزیسیونت بهوضوح در یک سمت این شکاف تعریف میشه و وابسته به اسرائیه، عملا بخش بزرگی از جامعه رو از خودش دور میکنی و یکی از سپرهای مهم حکومت رو دستنخورده نگه میداری.
و حالا مهمتر از همه: خودِ رضا پهلوی.
ما درگیر کمپین انتخاباتی نیستیم که مسئله «محبوبتر بودن» باشه. مسئله اینه که چه کسی از پس رهبری یک گذار پرهزینه، پرریسک و پیچیده برمیاد. کارنامهاش چی میگه؟
چند دهه حضور، بدون ساختن یک سازمان واقعی، بدون استراتژی منسجم، بدون توانایی مدیریت اختلافات و ایجاد ائتلاف پایدار. ایشون بیشتر نقش نماد رسانهای داشته تا رهبر.
رهبری در چنین موقعیتی یعنی: تصمیمگیری در ابهام، پرداخت هزینهی واقعی، کنترل نیروهای متعارض و البته ایجاد اعتماد در طیفهای کاملا متفاوت جامعه.
اینها چیزیه که نمیتونی با «خونهتکونی استراتژیک» به دست بیاری. اینها ظرفیت فردیه، و تا امروز نشانهای ازش در رضا پهلوی دیده نشده.
در نهایت، خودِ مسئلهی پهلوی یک خط گسله بین: سلطنت/جمهوری، مرکز/پیرامون، گذشته/آینده.
حضورش بهجای همگرایی، جامعه رو دوقطبی میکنه و ریسک بیثباتی بعد از گذار رو بالا میبره.
پس مشکل این نیست که «استراتژی اصلاح بشه». مشکل اینه که این کلید از اول به این قفل نمیخورده.
یه جایی بالاخره باید با خودتون صادق باشید:
چند بار دیگه میخواید همین گزینه رو با اسمهای مختلف امتحان کنید و هر بار هم انتظار نتیجه متفاوت داشته باشید؟
دل کندن از نوستالژی ایرانِ از دسترفته سخته، اما تا وقتی ازش عبور نکنید، هیچ پروژهی واقعی برای ساختن ایران آینده شکل نمیگیره.