با فسقلی رفته بودیم زمین بازی، فقط من بودم روسری نداشتم، پیراهنم رنگی و نسبتا کوتاه بود. نگاههای همه خانمها همراه با کنجکاوی بود.
نیم ساعت بعد، یکی، دو و سه نفر دیگه هم شال رو درآوردند.
شجاعت مسریه.
#مهسا_امینی#زن_زندگی_آزادی#MahsaAmini
دکتری بسیار متبحر و انسانی بینهایت با شرف. او نه تنها با مهارت و خونسردی یک نوزاد مرده به دنیا آمده سیاه شده رو که نفس نمیکشه به زندگی برمیگردونه، بلکه همچنین سعی میکنه که قسمتهای خصوصی این نوزاد توی دوربین مشخص نشه تا کرامت انسانیش حفظ بشه🥹🥹🥹
بچههای توییتر
پنجشنبه و جمعه برای شمایی که این مدت کنارمون بودین و حمایتمون کردین
نوشیدنی رایگان داریم
ولی موقع سفارش این رمز بین ما و بچههای توییتره👇🏼
من همیشه انشام خیلی خوب، همه موضوعا رو با قصه و داستان روایت میکردم. یه بار یه انشای مفصلی نوشته بودم که وقتی خوندم واکنش معلم این بود دروغ میگی، اینو خودت ننوشتی. :(
کلاس اول دبستان، پیک نوروزیم رو خیلی قشنگ و کامل انجام دادیم.(منِ کودک و مادرکمالگرا) مدرسه از حجم این نظم، ذوق زده، پیک رو میفرسته ناحیه و اونم یه جایزه بزرگ برای من میفرسته. این مداد رنگی جزیی از اون جایزه هست که دست نخورده باقی مونده تا الان. مامانم همیشه میگفت نگهش دار👇🏻
دوست پونزده سالهم وقتی یکی از عزیزترین آدمای زندگیم فوت کرد و حالم خیلی بد بود، غیبش زد. چند روز اول خیلی دنبالش بودم بعد بهش پیام دادم که چرا نیومدی؟ گفت تحمل مراسم ختم و ندارم! برای من تموم شد. غیر از مراسم ختم هم تلاشی نکرد من رو ببینه.