I had the honor of meeting Crown Prince Reza Pahlavi in Paris to discuss our 2,500-year biblical bond, and work towards a free and democratic Iran.
Beyond supporting the Iranian people's fight for liberty, I announced the launch of the Iran Peace and Prosperity Fund - a global private investment initiative designed to mobilize international business and capital to rebuild Iran’s economy the moment the regime falls.
To mark this turning point, I presented him with two Jerusalem-stone Mezuzahs, inscribed by an Iranian-Israeli scribe. One will hang at the future Israeli Embassy in Tehran, and the other at the Iranian Embassy in Jerusalem.
We stand shoulder to shoulder with the brave people of Iran as we prepare for a future of freedom, peace, and mutual prosperity.
۱۴ روزه به جیره غذایی شون دست نزدن در اعتراض به اجرای احکام اعدام و الان حال جسمی شون به وخامت کشیده!
مگه چقدر هست اون جیره که همونم نمیخورن و مگه میشه انقدر در مورد این کار مهمشون توییت کم زده بشه؟!
#از_بازداشتیها_بگو#زندان_قزلحصار
رضا شاه بزرگ و محمدرضا شاه در دوران حکمرانی خود کوشیدند ایرانی بسازند که متعلق به همه ایرانیان باشد. آنها تلاش کردند همه نخبگان و اندیشمندان کشور را فارغ از تبار و مذهب و نگاه سیاسی برای ساختن ایران به کار بگیرند. بر پایه چنین نگاه و باوری بود که بسیاری از کارگزاران پادشاهی پهلوی از نخبگان دوره قاجار بودند. و در راستای بهرهبرداری حداکثری از ظرفیت انسانی کشور بود که پدربزرگ و پدرم راهگشای حضور زنان در اجتماع و سیاست شدند و نیمی از جمعیت ایران را از پستوی انزوا و تحجر خارج کردند. آنچه ما باید از رضاشاه و محمدرضاشاه بیاموزیم ترجیح منافع ایران بر منافع شخصی و گروهی است.
رضا شاه در سفرنامهاش پس از نجات خوزستان آرزو کرده بود آنقدر عمر کند تا بتواند آن وطن «جذاب و عزیز» را چنان آباد سازد که حتی کسانی که مهر وطن ندارند هم زندگی در آن را به زندگی در «خارجه» ترجیح دهند. هم پدربزرگ و هم پدرم به همراه یاران ایرانسازشان، مُجدّانه و دلسوزانه برای برآورده کردن این آرزو کوشیدند و ایرانی ساختند که تا پیش از فاجعه خانمانسوز ۵۷، کمتر ایرانی حاضر به ترک همیشگی آن بود.
اکنون رضاشاه و محمدرضاشاه نیستند که ببینند جمهوری اسلامی با «وطن جذاب و عزیز»شان کاری کرده که حتی فرزندان و وابستگان رهبران این رژیم نیز با وجود برخورداری از رانتهای فراوان، زندگی در «خارجه» را به حضور در ایران ترجیح میدهند.
رضاشاه و محمدرضاشاه اما اگر امروز بودند به جوانان آگاه و دلاور ایران افتخار میکردند. جوانانی که با درسآموزی از گذشته، و با عزمی میهنپرستانه، میخواهند ایران را پس بگیرند و از نو بسازند؛ ایرانی که دوباره متعلق به همه ایرانیان باشد و همه نخبگان و نیروهای توانمند کشور، فارغ از تبار و جنسیت و باور و نگاه سیاسی در بازسازی آن به کار گرفته شوند. با اتکا به این جوانان است که یقین دارم فردای ایران بهتر از گذشتهاش خواهد بود.
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
مدرسه میناب سپاه مهم بود، ولی پلاسکو و متروپل نه!
کشتی نظامی دنا مهم بود، اما سانچی نه!
پلها مهم بودن اما مرگ و میر جادهای ۲۰هزار نفر در سال، نه!
موکب اربعین مهم بود، اما گرسنگی فقر مردم، نه!
هرجا منافع رژیم بود، نگران شدن. اما هرجا منافع مردم بود، لال ماندند!
#لال_شید
۴ و ۵ مرداد، سالگرد پرواز ابدی دو اسطورهٔ سازندگی و شکوه ایران، رضاشاه بزرگ و آریامهر است.
مردانی از جنس هویت و اقتدار که سرزمین مادری را از افول و تباهی نجات دادند و ساختار ایران نوین را برپای داشتند.
یادشان گرامی و راهشان در تاریخِ بیداری ایرانیان جاودانه باد.
#جاویدشاه
شاهنشاها، یکسال دیگر از آخرین دیدار ما سپری شد، و این بار من هم از طرف خودم، و هم از طرف نمایندگان ملت ایران، برای ادای احترام، و همینطور دادن گزارشی کوتاه از آنچه با تو و بی تو بر ایران و ایرانی گذشته و میگذرد، با تو همسر عزیزم گفتگویی دارم.
امروز چهل و شش سال از روزی که ایران و ایرانیان، و همینطور من و خانواده ات را ترک کردی میگذرد، و در این مدت چه ها که بر ما و بر سر این ملک و ملت گذشته.
از اوایل قرن بیستم ایران با داشتن دو رهبر بزرگ نگر، قدم در راهی گذاشت که هیچ کشور دیگری در منطقه حتی تصور آن را هم به خودش راه نمی داد.
پدرت، رضا شاه بزرگ، در سختترین دوران جهان آنروز، ایران را از تقسیم و تجزیه نجات داد و پایه های کشوری متمدن و مستقل را بنا نهاد.
سپس به همت کار مداوم تو، شاهنشاه ایران، کشور ویران بعد از جنگ، تبدیل به ایران آباد شد، و ایرانی سرافکنده، مغرور و سربلند.
ایران کم کم مورد نگاههای حسرت بار بعضی و امیدواری بعضی دیگر قرار گرفت، و ابر قدرتها نیز به تدریج با نگاههای نگران به آن نگریستند.
در انتهای آن دوران طلایی، تمامی کشورهای منطقه در آرزوی بدست آوردن جزیی از آنچه ایران به دست آورده بود بودند، ولی تو کماکان به دنبال نشاندن ایران در سطح پیشرفته ترین کشور های جهان.
تو، شاهنشاه ایران زمین، با اعتقاد به حمایت بی چون و چرای ملت ایران هيچ نوع توافقی را با بزرگان جهان که حتی قدمی با ایران بزرگ مورد نظرت تفاوت داشته باشد قبول نداشتی، ولی افسوس که آن حمایت از تو دریغ شد، و بدون آن پشتیبانی حیاتی، تا به امروز شاهد خسارات بسیار سنگین و کمرشکن اش بوده ایم و هنوز هم هستیم.
ایرانی را که تو ترک کردی با تمامی کشور های جهان رابطه دوستانه داشت، و درهای آنها بدون ویزا برای ما باز بود، ولی ایران امروز، با عنوان حامی نخست تروریسم جهانی، تنها با شماری اندک رابطه ای نیمه دوستانه دارد.
در ایرانی که تو ساختی، درآمد یک کارگر ایرانی امکان یک زندگی راحت را به خانواده اش میداد. امروز کارگر ایرانی حتی قادر به تهیه مایحتاج اولیه زندگی اش هم نیست.
ایران تو در مهم ترین کارخانه های جهان سرمایه گذاری میکرد، و به کشورهای اروپایی پول قرض میداد، و امروز کاسه گدایی دولت آن در انتظار اجازه آمریکا برای خرید غذاست.
پادشاه تاجدار من، به تو به عنوان همسری بی مانند و مهربان، و پدری با علاقه و توجه بسیار به زندگی و تربیت فرزندانش درود میفرستم.
به تو به عنوان ”بزرگ ارتشتاران فرمانده“ درود میفرستم. تو با جهان بینی، برای میهنت پنجمین نیروی دفاعی جهان را بوجود آوردی، تا هیچ کشوری حتی فکر تجاوز به ایران را هم به خود راه ندهد.
نسل جوان و برومند امروز ایران، همانهایی که رژیم اسلامی با صرف هزینه های هنگفت و دروغهای بزرگ درباره دوران ما، می خواست حامی خودش باشد، با آگاهی بسیار از آنچه ما ساختیم، با دست خالی، ولی با اراده ای آهنین رو در روی آنها ایستاده، به خاندان پهلوی درود میفرستد، و با صدای بلند سقوط رژیم وحشت را میخواهد.
همین چندی پیش شاهد بزرگترین کشتار تاریخ ملتی توسط دولت حاکمش بودیم، دهها هزار جوان برومند ما به فرمان رهبران امروز ایران، در تنها دو روز در خاک و خون غلطیدند، و ملتی را داغدار و خونخواه خود کردند.
امروز همان رهبران در آتش جنگی خانمان سوز، سخت درگیرند، و ملتی که آن روز همه چیز داشت، امروز گرسنه، بی دفاع و مستاصل نمی داند با چه فردایی رو بروست.
رضا، پسر بزرگت که هنگام رفتن تو جوانی ۱۹ ساله بود، رهبری باز پس گیری ایران و رسیدن به دوران گذار را به عهده گرفته.
امید من و همه ایرانیان است که با پیروزی نهایی نور بر تاریکی، ایرانیان، یک دل و یک صدا، و دست در دست هم کمر همت به ساختن آینده آن ببندند، و از نو ایرانی پیشرفته و سر بلند بسازند.
تا آنروز و آن خبر، با درود بر تو و عشقی بی پایان
فرح پهلوی
ساعت ۲۵ ایران؛
ساعت ۹:۱۷ صبح روزِ ۵ مرداد سال ۱۳۵۹ بود كه اين خبر به دنيا مخابره شد: «پادشاه ايران مُرد.»
انورسادات بالباس نظامى آمد،
مستقيم به اتاق شاه رفت.
دستش را روى قلب شاه گذاشت،
به انگليسی گفت:
«تو ساعت ٩:١٧ دقيقه مردى، ايران در ساعت ۲۵»
آن روز كسی نفهميد معنی ساعت ۲۵ چيست؟
او در يک مصاحبه با خبرنگاران خارجى و داخلى
گفت: جهان عزادار شد.
امروز مردى از ميان ما رفت كه خواهان صلح بود،
بعد از او خاورميانه رنگ آرامش و آسايش به خود نخواهد ديد.
او فقط پادشاه ايران نبود.
پدرِ بزرگى براى منطقه خاورميانه بود.
روزهاى سختی را پشت سر گذاشت،
او براى دفاع از كشورش در مقابل دنيا ايستاد.
او امروز صبح مُرد اما ايران در ساعت ۲۵ از حركت ايستاد.
اين خبر به ايران رسيد، روزنامه كيهان و اطلاعات با خط درشت نوشتند: «شاه مُرد.»
عده اى از مردم شاد شدند، در خيابانها رقصيدند، به هم شيرينی و شكلات ميدادند.
در قسمت آگهى ترحيم روزنامه كيهان كسی نوشته بود:
«۵ مرداد ۱۳۵۹، ساعت ۲۵ مردم ايران بود.»
هرگز كسی نفهميد اين آگهى از طرف چه كسی در كيهان چاپ شده بود.
فرانسوىها ضربالمثلى دارند كه حركت روز و شب ۲۴ ساعت است و ساعت ۲۵،
ساعت مرگ است.
«به واقع ساعتِ مرگ ايران بود.»
ساعت ۲۵ ایران💔
اعلیحضرت همایون محمدرضا پهلوی آریامهر شاهنشاه ایران
۵ مرداد،
سالروز وفات فخر عالم امکان، تاج سر ایران، بزرگ ارتشتاران، اعلیحضرت همایون شاهنشاه آریامهر محمدرضاشاه پهلوی است.
یاد و نامش تا ابد در این مرز و بوم و دل ایرانیان جاودان است. در دل ما نسلهایی که او را ندیدیم، اما عاشقانه دوستش داریم.
روحت شاد شاهنشاه بزرگ ما 🫡
#جاویدشاه