حکم اعدام کریم خجسته به ۱۲ سال و ۶ ماه حبس کاهش یافت
بر اساس اطلاعاتی که به دست ما رسیده، حکم اعدام کریم خجسته که پیشتر از سوی دیوان عالی کشور نقض شده بود، پس از رسیدگی مجدد در شعبه اول دادگاه انقلاب، به ۱۲ سال و ۶ ماه حبس کاهش یافته است. این پرونده اکنون برای رسیدگی به دادگاه تجدیدنظر ارسال خواهد شد.
اگرچه کاهش حکم اعدام، خبر امیدوارکنندهای است، اما نباید فراموش کرد که این حکم نیز همچنان با پرسشهای جدی حقوقی و قضایی روبهروست.
کریم خجسته در تاریخ ۳۱ تیر ۱۴۰۳ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به دلیل نصب بنرهای اعتراضی بازداشت شد. در همان زمان، قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی برای او صادر و تمامی مراحل بازپرسی و بازجویی نیز صرفاً بر اساس همین اتهام انجام شد. بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، مجازات اتهام «تبلیغ علیه نظام» حداکثر یک سال حبس است.
با وجود توانایی خانواده برای تأمین وثیقه، از آزادی او جلوگیری شد و در ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ اتهامش به «اقدام علیه امنیت» تغییر یافت و مبلغ وثیقه به ۵۰۰ میلیون تومان افزایش پیدا کرد. سرانجام او در ۱۰ آذر ۱۴۰۳ با تودیع وثیقه به طور موقت آزاد شد.
با این حال، کریم خجسته پس از آزادی موقت هیچ فعالیت یا اقدام جدیدی انجام نداد، اما در اسفند ۱۴۰۳ بار دیگر بازداشت و این بار با اتهام «بغی» مواجه شد؛ اتهامی که بر اساس آن، دادگاه بدوی او را به اعدام محکوم کرد. این در حالی است که تمامی اقدامات مورد استناد پرونده همان فعالیتهای پیشین، از جمله نصب بنرهای اعتراضی، بوده و در فاصله میان آزادی موقت تا بازداشت مجدد، هیچ مدرک، تحقیق یا بازجویی جدیدی به پرونده افزوده نشده بود.
بر اساس گزارشهای موجود، کریم خجسته در دوران حبس نیز رفتاری آرام و محترمانه داشته و از سوی همبندیهایش، با وجود تفاوت دیدگاههای سیاسی و عقیدتی، به عنوان فردی پدرانه و مورد احترام شناخته میشده است. زندانیان با گرایشهای مختلف در کنار یکدیگر به شکل مسالمتآمیز زندگی میکردند و امور روزمره خود را از طریق صندوقی مشترک اداره میکردند.
کاهش حکم اعدام به ۱۲ سال و ۶ ماه حبس، هرچند جان کریم خجسته را از خطر اعدام دور کرده، اما نباید موجب نادیده گرفتن بیعدالتیهای این پرونده شود. در بسیاری از پروندههای سیاسی و عقیدتی، ابتدا سنگینترین مجازات، از جمله اعدام، صادر میشود و سپس با تبدیل آن به حبسهای طولانی، فضایی ایجاد میشود که افکار عمومی همان مجازات سنگین زندان را نیز موفقیتی تلقی کند. حال آنکه با توجه به روند این پرونده و ماهیت اتهامات اولیه، اساساً مبنایی برای صدور چنین مجازاتهای سنگینی وجود نداشته و حتی اگر همان اتهام نخست ملاک قرار میگرفت، مجازات قانونی آن حداکثر یک سال حبس بود، نه اعدام و نه بیش از یک دهه زندان.
#کریم_خجسته
گزارشها از صدور حکم ۳ بار اعدام علیه احد شکوهیان از معترضان دی ۱۴۰۴ در پاکدشت
گزارشها از صدور حکم ۳ بار اعدام علیه احد شکوهیان، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، حکایت دارد. به گزارش کمپین حقوق بشر ایران این حکم از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، صادر شده است.
در گزارش منتشرشده آمده که این حکم با اتهاماتی از جمله «مشارکت در دو فقره قتل عمد»، «اقدام علیه امنیت ملی»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» و «تخریب اموال عمومی به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی» صادر شده است. احد شکوهیان ۲۵ دیماه ۱۴۰۴ در پاکدشت تهران بازداشت و از اواخر خردادماه سال جاری در زندان قزلحصار کرج نگهداری میشود.
بر اساس این گزارش، احد شکوهیان در دوران بازداشت به وکیل انتخابی دسترسی نداشته و وکیل تسخیری او نیز تنها در یکی از جلسات دادگاه حاضر شده است. همچنین عنوان شده که در مرحله تجدیدنظر، ادله و مستندات ارائهشده از سوی وکیل انتخابی او مورد توجه قرار نگرفته است.
احد شکوهیان، ۳۸ ساله، کارگر بازار گل امام رضای تهران و سرپرست مادر ۸۰ ساله و برادر ۵۵ ساله معلول خود است. همچنین گزارش شده که در ارتباط با این پرونده، ۱۲ نفر دیگر نیز بازداشت شدهاند که همگی به یک یا چند بار اعدام محکوم شدهاند.
دادبان تاکید میکند، صدور حکم اعدام در پروندهای که متهم از دسترسی موثر به وکیل منتخب خود محروم بوده، وکیل تسخیری نیز عملا در فرایند دفاع نقش موثری نداشته و ادله ارائهشده در مرحله تجدیدنظر مورد رسیدگی قرار نگرفته، با اصول دادرسی عادلانه و حق دفاع در تعارض آشکار است. چنین فرایندی اعتبار و وجاهت قانونی رای صادره را به طور جدی مخدوش میکند.
علاوه بر این، صدور چندین حکم اعدام در یک پرونده با وجود ایرادهای جدی در روند رسیدگی، بدون تضمین حق دفاع موثر و رسیدگی بیطرفانه، نه تنها با اصول دادرسی عادلانه بلکه با الزامات قانون اساسی و آیین دادرسی کیفری در ایران نیز ناسازگار است. در چنین شرایطی، حکم صادرشده فاقد وجاهت قانونی بوده و اجرای آن مصداق سلب خودسرانه حق حیات خواهد بود.
#احد_شکوهیان #دادبان
محکومیت فروزان انصاری، هنرمند ساکن بندرعباس به یک سال حبس
فروزان انصاری، بازیگر تئاتر و فعال مدنی ساکن بندرعباس، از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب اسلامی این شهر به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.
بر اساس گزارشهای رسیده، این هنرمند پیشتر در جریان برخوردهای امنیتی پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در روز ۲۲ دیماه توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات بندرعباس منتقل شده بود.
او پس از حدود ۱۰ روز بازداشت، با سپردن وثیقه بهطور موقت تا پایان رسیدگی قضایی آزاد شد. جلسه رسیدگی به اتهامات وی نیز در ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ در شعبه سوم دادگاه انقلاب بندرعباس برگزار شد.
بر اساس ابلاغیه صادرشده که روز ۳۰ تیر ۱۴۰۵ به فروزان انصاری ابلاغ شده است، دادگاه بدوی حکم یک سال حبس تعزیری را صادر کرده و این رأی مطابق مقررات، در مهلت قانونی قابل تجدیدنظرخواهی است.
#فروزان_انصاری #دادبان
هستی صمدی، نوجوان ۱۷ ساله، پس از حضور در تجمعات اعتراضی در محدوده جنتآباد تهران جان خود را از دست داد؛ خانواده او علت مرگ را ناشی از ضربه به سر و مواجهه با گاز اشکآور میدانند.
به گفته پدر هستی، او در جریان اعتراضات هدف گاز اشکآور قرار گرفت، بازداشت شد و هنگام انتقال با اتوبوس، مورد ضربوشتم نیروهای امنیتی قرار گرفت. پس از آنکه شماری از شهروندان در محدوده صادقیه اتوبوس را متوقف کردند و بازداشتشدگان را آزاد کردند، هستی به خانه بازگشت.
بر اساس روایت خانواده، او در روزهای پس از این اتفاق چندین بار دچار تشنج شد و در نهایت به کما رفت. خانواده میگویند پس از انتقال او به بیمارستان، از آنان خواسته شد علت مرگ را «تداخل دارویی» اعلام کنند، در حالی که به گفته آنان، هستی پیش از این حادثه از سلامت کامل برخوردار بوده است.
منابع نزدیک به خانواده همچنین از اعمال فشار بر آنان برای امضای تعهدنامهای مبنی بر نداشتن شکایت خبر دادهاند.
#هستی_صمدی
زادروز علیرضا حضوری، کشتهشده دی ۱۴۰۴
علیرضا حضوری، شهروند ۴۰ ساله، در جریان اعتراضات سراسری ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، بر اثر شلیک مستقیم به ناحیه گردن جان خود را از دست داد.
بر اساس گزارشها، پس از اصابت گلوله، نیروهای امنیتی پیکر نیمهجان او را روی آسفالت خیابان کشیدند و اجازه انتقال فوری او برای دریافت خدمات درمانی را ندادند.
به گفته خانواده، مأموران امنیتی برای تحویل پیکر، مبلغ یک میلیارد تومان را تحت عنوان «حق تیر» مطالبه کردند. خانواده از پرداخت این مبلغ خودداری کردند و پس از گذشت حدود یک هفته، خودروی دنا متعلق به علیرضا حضوری توقیف شد. پیکر او پس از این اقدام به خانواده تحویل داده شد.
علیرضا حضوری، باتریساز خودروهای سنگین و پدر یک پسر ۱۰ ساله بود. او در فضایی امنیتی و با محدودیتهای گسترده، در روستای تجره از توابع خوانسار، نزدیک گلپایگان، به خاک سپرده شد.
#علیرضا_حضوری #دادبان
۳۱ تیر، زادروز نوید افکاری است. اگر جمهوری اسلامی او را اعدام نکرده بود، امروز تنها ۳۳ سال داشت؛ جوانی ورزشکار، کارگر و معترض که زندگیاش را در یک روند قضایی ناعادلانه از او گرفتند تا ماشین سرکوب حکومت همچنان به کار خود ادامه دهد.
پرونده نوید افکاری به یکی از نمادهای بیعدالتی در نظام قضایی جمهوری اسلامی تبدیل شد. حکم اعدام او بر پایه اعترافاتی صادر شد که خود نوید بارها اعلام کرده بود زیر شکنجه از او گرفته شدهاند. با وجود ایرادهای متعدد حقوقی، نبود شواهد کافی، نادیده گرفتن شهادت شهود و محروم کردن او از دادرسی عادلانه، حکم اجرا شد.
نوید در زمان اعدام، همچنان دو پرونده باز دیگر داشت که هنوز رسیدگی نشده بودند. با این حال، حکومت با شتابی کمسابقه حکم را اجرا کرد؛ اقدامی که اعتراض گسترده نهادهای حقوق بشری، ورزشکاران و افکار عمومی جهان را برانگیخت.
فایلهای صوتی منتشرشده از نوید، چه از دوران بازداشت و چه از جلسه دادگاه، تصویری روشن از فشار، شکنجه و فقدان عدالت در روند رسیدگی به پرونده او ارائه میداد. با وجود شکلگیری کارزارهای گسترده داخلی و بینالمللی برای توقف اعدام، حکومت تصمیم خود را گرفته بود.
پس از اعدام نیز دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی و حامیان مجازات اعدام تلاش کردند با انتشار روایتهای تحریفشده و اطلاعات نادرست، این قتل حکومتی را توجیه کنند. اما نام نوید افکاری، بیش از هر چیز، یادآور این حقیقت است که بدون استقلال دستگاه قضایی، دادرسی عادلانه و منع شکنجه، عدالت معنایی نخواهد داشت.
یاد نوید افکاری، یاد همه کسانی است که در دادگاههایی فاقد استانداردهای دادرسی عادلانه، به جای عدالت، با سرکوب و اعدام روبهرو شدند. هر روزی که از عمر جمهوری اسلامی میگذرد، جان انسانهای بیشتری در معرض تهدید همین ساختار سرکوبگر قرار میگیرد و دادخواهی برای قربانیان آن، ضرورتی است که نباید به فراموشی سپرده شود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
Every morning I write about someone Iran just executed, within minutes, a message arrives a mother, a sister, a friend, begging me to write about their loved one who is on the death row. Before it's too late.
This is why I want to write before the execution of this young woman, not after. Arghavan Fallahi. 24 years old. Evin Prison. Sentenced to death.
Judge Salavati one of Iran's most notorious hanging judges, sentenced her under "Baghi," armed rebellion.
During months in solitary confinement, she was subjected to severe psychological torture and pressure to make forced confessions. But she refused. So they sentenced her to death anyway.
Fellow female prisoners who were with Arghavan inside Evin say her situation is urgent. The torture has left her with severe psychological trauma and physical illness. She is not just facing the death sentence, she is suffering right now, inside that cell. But is still alive and is still time to save her life.
Please join me and help us Iranians to say her name now and demand international community and the leader leaders of the world to put pressure on these that republic to stop them from executing her and other political prisoners.
#StopExecutionsInIran
Since yesterday, people keep asking me the same question: How can someone be hanged for opening a door?
I want you to see the answer with your own eyes.
Two Iranian protesters. Both killed in front of cameras for showing compassion.
One opened a door when protesters came running security forces right behind them, armed. He let them in. Then he pushed against that same door with everything he had, trying to keep the security forces out. They forced it open. And they killed him right there.
The other had a wounded protester on his shoulder, carrying him through the streets to safety. That was enough.
Empty hands. No weapons. Just human beings doing what human beings do, protecting each other.
The Islamic Republic calls this a crime worthy of death.
That is the Iran the world needs to see. The Islamic republic is terrorist not the people of Iran.
#StopExecutionInIran
💔
I don’t know how to stop these executions anymore.
I woke up again to the news that another young protester had been hanged.
Yes, every morning I wake up wondering whose name I’ll have to write next, and whether anyone will care enough to read it.
Today, right after the call to prayer, the regime hanged Mehdi Khaneki. 26 years old. A law graduate. Arrested during the January uprising in Karaj.
The regime released a video of men raiding his “hideout,” his head shaved, staged for the cameras. A production shot after his arrest to build the case against him. This is what passes for evidence in the Islamic Republic.
His family was put under pressure and warned to stay silent and cut off all contact with the media.
This is their answer to international pressure. Not stopping the killings. Hiding them.
Mehdi Khaneki’s name has been added to the long list of people murdered by the Islamic Republic inside its prisons.
How can I ask the international community, especially those leaders who claim to stand for human rights and democracy, to put pressure on the Islamic Republic and demand that it #StopExecutionsInIran?
انتقال دوباره مسعود فرهیخته، معلم زندانی، به مکانی نامعلوم
مسعود فرهیخته، معلم زندانی، که روز یکشنبه ۲۸ تیرماه پس از ۲۰ روز حبس در سلول انفرادی به سالن ۱۶ زندان مرکزی کرج منتقل شده بود، تنها یک روز بعد، دوشنبه ۲۹ تیرماه، بار دیگر به مکانی نامعلوم منتقل شد.
پیگیریهای همسر و وکیل آقای فرهیخته از طریق مراجعه به دادگاه، تاکنون بینتیجه مانده و هیچ مقام مسئولی درباره محل نگهداری یا وضعیت او پاسخ روشنی ارائه نکرده است. با این حال، برخی مقامات زندان و دستگاه قضایی از احتمال تبعید این معلم زندانی به زندانی دیگر خبر دادهاند.
این هفتمین بار از آغاز دوران محکومیت مسعود فرهیخته، از شهریور ۱۴۰۴ در زندان مرکزی کرج، است که وی به سلول انفرادی یا مکانی نامعلوم منتقل میشود؛ اقدامی که نگرانیها درباره وضعیت سلامت و امنیت او را افزایش داده است.
#مسعود_فرهیخته
خانم نگار جهانتاب، در تهران پلاکاردهایی در دست گرفته و نسبت به حکم اعدام اعتراض میکند و از جامعه میخواهد که با همبستگی علیه حکم اعدام یک صدا شوند.
او ضمن انتشار این ویدیو و تصاویر نوشته:
«بچههارو دارن هر روز اعدام میکنن، باید همه باهم صداشون باشیم. من خودمو جای این بچهها میذارم که چقدر امید دارن شاید نجات پیدا کنن، یا ما صداشون باشیم. اینقدر تنهان که خود زندانیهای داخل زندان همیشه دست میزنن به اعتصاب غذا و اعتراض و این کارو کردن که ما بیرون متوجه بشیم و سکوت نکنیم. من نه با شبکهی معاندی دارم حرف میزنم که جرم باشه نه فحاشی کردم، نه به جایی آسیب میزنم، نه پشتوانهای دارم و پشتم گرمه که دارم اینارو میگم، فقط اعتراض دارم. به چه جرمی و تا کی همه رو قراره اعدام کنید؟
هر روز که بیدار میشم و سریع خبر چک میکنم میبینم باز اعدام باز اعدام تا کی باید نگاه کنم؟
به خودم میگم تا کی اگر من بودم چی صدای من نمیشدن! وجدانم کجا رفته؟ من انسانم ٫؟!! میوخام چایی بخورم، عذاب وجدان دارم. میرم حمام، عذاب وجدان دارم. میخوابم کابوس میبینم، غذا میخورم با عذاب وجدانه این چه زندگیه داریم؟ میگم همین لحظه که من دارم نفس میکشم چندتا از بچهها منتظرن بهشون بگن آزادی برو خونت توجرمی نداری فقط حقیقتوفریاد زدی. چیکار کردن مگه چیکار کردن جز اعتراض مسالمتآمیز ‼️ اگر میتونید واقعا یکصدا بشیم جلو در زندانها و به این احکام اعتراض کنیم تو روز روشن هم اعتراض میکنیم چرا و
به چه جرمی و با چه مدرکی و تا کی ‼️»
@negarjahantab13
#زندان_قزلحصار #پرونده_میدان_علیخانی #زندانیان_سیاسی_را_آزاد_کنید #نه_به_اعدام #یکصدا_شویم_برای_زندانیان_در_خطر_اعدام
امیرعلی عباسیفر؛ نوجوان ۱۷ ساله کرمانشاهی که در اعتراضات ۱۸ دی جان باخت
بر اساس اطلاعات دریافتی از یک منبع معتبر، جاویدنام امیرعلی عباسیفر، نوجوان ۱۷ ساله اهل کرمانشاه، از جانباختگان اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ است که تاکنون نام او در رسانهها و گزارشهای حقوق بشری منتشر نشده بود.
امیرعلی که در یک عینکسازی مشغول به کار بود، شامگاه ۱۸ دیماه در خیابان دبیر اعظم کرمانشاه هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت. گلوله به پای او اصابت کرد و وی همان شب بر اثر شدت خونریزی جان خود را از دست داد.
امیرعلی مادر خود را از دست داده بود و از کودکی نزد مادربزرگش بزرگ شده بود. اکنون مادربزرگ او دادخواه نوهاش است. رسانهای شدن نام و ثبت روایت جانباختن شهروندان اقدامی است علیه فراموشی و مقابله با روایتسازی حکومت.
#امیرعلی_عباسی_فر #کرمانشاه
Two of the young men in this photo have been executed today in Iran.
The other ten have been transferred to solitary confinement, they are next in line to be hanged.
These are the same prisoners president Trump publicly announced that, the Islamic Republic had promised not to execute.
That promise was a lie. You all watching war headlines but no one talks about the war being imposed on us Iranians by our own regime that hanging its own people in silence.
They are people who said: we want freedom.
If no one speaks, the regime will kill more protesters.
Please join me and help us to #StopExecutionsInIran.
While the world watches the war, the Islamic Republic of Iran hanged a 19-year-old boy today.
His name is Erfan Esfandiari and he was his parents' only child.
He did not kill anyone. He did not carry a weapon. His crime, according to the Islamic Republic, was opening a door. Sheltering protesters who were running from security forces. That was enough to send him to the gallows.
Erfan was one of 12 young men in the Alikhani Square case in Isfahan, arrested during the January 2026 uprising. Yesterday, all 12 were moved to quarantine. Today, the Islamic Republic hanged him.
This is a government that is so terrified of a generation that refuses to be silent, that it executes teenagers for the act of compassion.
Say his name. Because the regime is already trying to erase him. Because his mother and father are left with nothing, not even the right to grieve loudly.
پرزیدنت ترامپ روایت اعدام عرفان اسفندیاری توسط رژیم ایران را بازنشر کرد
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، روز دوشنبه ۲۹ تیر تصویری از تويیت مسیح علینژاد، روزنامهنگار و کنشگر مخالف جمهوری اسلامی، درباره اعدام یک جوان ۱۹ ساله در ایران را در شبکه اجتماعی «تروت سوشال» منتشر کرد.
پرزیدنت ترامپ این مطلب را که درباره اعدام عرفان اسفندیاری منتشر شده بود، بدون هیچ توضیح یا اظهارنظر دیگری بازنشر کرده است.
در توییتی که تصویر آن در حساب تروت سوشال رئیس جمهوری آمریکا منتشر شد، مسیح علینژاد نوشته است که عرفان اسفندیاری، جوان ۱۹ ساله و تنها فرزند خانوادهاش، روز دوشنبه به دست جمهوری اسلامی اعدام شده است.
به گفته خانم علینژاد، عرفان اسفندیاری کسی را نکشته و سلاحی نیز حمل نکرده بود و تنها اتهام او، به ادعای رژیم ایران، باز کردن در و پناه دادن به معترضانی بود که از نیروهای امنیتی میگریختند.
او همچنین گفته است عرفان اسفندیاری یکی از ۱۲ متهم جوان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» در اصفهان بود که در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ بازداشت شدند. بر اساس این روایت، هر ۱۲ متهم روز یکشنبه به قرنطینه منتقل شدند و عرفان اسفندیاری یک روز بعد اعدام شد.
بازنشر این مطلب از سوی دونالد ترامپ، بدون افزودن توضیح، توجهها را به سرنوشت بازداشتشدگان اعتراضات اخیر ایران و نگرانیها درباره اجرای احکام اعدام جلب کرده است.
مسیح علینژاد در پایان توییت خود از مخاطبان خواسته است نام عرفان اسفندیاری را تکرار کنند و گفته است جمهوری اسلامی در تلاش است نام و سرنوشت او را از افکار عمومی پاک کند.
#نه_به_اعدام #عرفان_اسفندیاری
محکومیت دو معلم زندانی پس از شکایت از مورد ضربوشتم قرار گرفتن در زندان وکیلآباد مشهد!
بر اساس اطلاعات دریافتی، جواد لعلمحمدی و محمدحسین سپهری، دو معلم و زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، پس از آنکه در دیماه سال گذشته در بند ۶/۱ این زندان مورد ضربوشتم قرار گرفتند، از عاملان این حمله شکایت کردند.
در پی این شکایت، پروندهای در مجتمع قضایی کامیاب مشهد تشکیل شد. اما بنا بر گزارش منتشرشده، دادگاه بدوی نهتنها شکایت این دو زندانی را نپذیرفته، بلکه آنان را به پرداخت دیه به افرادی که متهم به ضربوشتمشان هستند، محکوم کرده است!!
بر اساس این گزارش، رأی صادره قطعی اعلام شده و امکان تجدیدنظرخواهی برای آن در نظر گرفته نشده است.
منابع منتشرکننده این خبر، حمله به این دو زندانی را به افراد وابسته به حفاظت زندان و با دستور مأموران اداره اطلاعات مشهد نسبت داده و صدور این حکم را نشانهای از نقض عدالت و بیطرفی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی توصیف کردهاند.
#جواد_لعل_محمدی #محمدحسین_سپهری