موقعی که میخواستم شروع به کار کنم، بهم گفتن که حتماً باید یه قرارداد بلندمدت باهامون ببندی؛ چراکه اگه بعد مدتی برگشتی، ممکنه تو رو نشناسیم و نتونیم باهم همکاری کنیم. قبول نکردم و الان بعد گذشت یک سال باهام تماس گرفتن و نظرم رو درباره همکاری میپرسن. کسکشا.
نیما میگه همین که خودمون رو نکشتیم و تا به الان ادامه دادیم، هنر بزرگی کردیم. آیا حقیقتاً امتناع از خودکشی و ادامه حیات دستاورد قابل توجهی محسوب میشه؟
درسته، یکی از مزایای چندزبانه بودن اینه که حین ترجمه و فهم جمله، اگه با این یادت نیومد؛ به اون یکی متوسل میشی و اگه با اون یادت نیومد، به این یکی متوسل میشی، اما اگر به هیچ کدوم نتونستی متوسل بشی؛ باید بری بمیری.
قبل تمامی اتفاقاتی که از دی ماه به اینور رخ داد، داشتم به این فکر میکردم که یه لیسانس دیگه؛ حالا یا از هنرها یا زبانها بگیرم. الان فقط اینجوریام که گوه نخور!
من واقعا نیاز دارم به خاطر وضعیت و بیماری مادرم بیشتر کار کنم. پس اگر خودتون کاری دارید یا کسی رو سراغ دارید که تو حوزهی نوشتن یا پادکست، دنبال نیروی کار میگرده، لطفا به من خبر بدید یا من رو معرفی کنید. ممنونم.
چپ میفهمید که اگر سندیکا و قوانین سفتوسختی برای حفظ حقوق کارگران نباشد، صاحب سرمایه اینطور برخورد میکند؛ برای حقوق حداقلی دههها مبارزه کرد.
امثال همین سرمایهسالاران دست در دست رژیم برای شما هشتگ «چپ هرگز نفهمید ساختند» و بعضیهایتان کورکورانه تکرارش کردید.
#علیه_بلاهت
باورم نمیشه که همچنان با مفهومی به اسم عینک آفتابی آشنا نیستین. هر بار که خواستین کسی رو دید بزنین، این عینک کوفتی رو بزنین به چشمهای تخمیتون؛ تا هم خودتون لو نرین و هم با نگاههای کیریتون کسی رو اذیت نکنین.