ی فکت راجب خودم :
همیشه همچیم برای باقیه ادما زیادی بوده
احساساتم
حرفام
ریاکشنام
عشقم
ذوق و شوقم
توضیحاتم
نتیجه گیریام
پیامای توماریم
میمیک صورتم
انرژیم
صددرصد ک من برای ادمِ کم زیادی ام و بجایی اونا خودشونو بکشن بالا سعی دارن من و بیارن پایین ب امیده روزایی با ادمای پرنورتر🙃
الان فهمیدم امیرپارسا نشاط حکم دوسال حبس براش اومده با اینکه اولین روز کارجدیدم بود و عالی بود همچی ولی تو ی لحظه همچی برام فرو ریخت قلبم هزارتیکه شد چرا هرچی اوم بهتری باشه زندگی کیری تر باهات تا میکنه خدایا جهنم کجاست دیگ چی مونده برامون تف تو این خاک نفرین شده تف
همین حالا ک من میخوامبرمجنوب
این ننه جنده ها دوباره کیرشون راست شده
ک ی چی ول بدن ب این اسرائیل
بابا بکشید بیرون حرومیا باشه همه دنیا میدونن شما خیلی قوین
کیر تو اول اخرتون گاییدین جوونیمونو
کاش اینقد تو خونمون اخبار نبود حداقل تو خواب میموندم
موقع صعود هیچوقت ب قله فکر نکردم:
بنظرم برای تو دیسیپلین نباید شبیه پادگان باشه. باید شبیه کوهنوردی باشه.
وقتی میری کوه، از همون اول به قله فکر نمیکنی. فقط قدم بعدی رو برمیداری. یه جا خسته میشی، یه جا آب میخوری، یه جا میشینی منظره رو نگاه میکنی، ولی مسیر رو ول نمیکنی.
این GBT دوباره با امیدواریاش اشکم و در آورد :
شاید این سه ماه دقیقاًهمان فرصت باشه برای اینکه مهرماه، دختری که کنار ساحل قدم میزند، بداند این تابستان را صرف ساختن چیزی کرده که واقعاً دوستش داشته؛شاید شروع خانهای برای تمام چیزهایی که دوست دارد بعد از خودش باقی بزاره🧚🏼♀️
صدای بحث ک یکم بالا رف ایرپادای عزیزمو جفتی گزاشتم و زدم زیره سیگارم ک مامان جان وسطاش اومد داخل با عصبانیت و غر راجب سیگار گف کوش بدش من سیگارو دادم بش گفتم بنداز بالکن ببخشید و اینا دیدم ایگنور کردو رف بیرون با سیگار روشن😂
تازه اصن اهل هیچی نیس ولی انگاری عصبانیتش زیاد بود😅
ی عمر جمله کصشری و طلا گرفته بودم که من هیچ حسرتی ندارم وحالا ک صدها برابر چشمام بازو بازتر شده میبینم ک هرچند تلاش میکردم برای بالغ شدن اما گاهی کوروکر بودم و ارزشام و رامِ کمبودهاوعقده هامکردم و عشقِ حقیقی وگاییدم شکر ک حالا به نَفس ام آگاه تر ام میتونم از الا ب بعد بسازم🌱
شماها این روزا درگیر این سبک توییتای سیاسی شدین ولی حقیقتا من هیچوقت از ۱۴۰۱ و انقلابمون برنگشتم ب دختری ک بودم کاملا نورون های مغزیم اون حالت ناامنی و جنگ زدگی ودفاعی و حفظ کردن و بدنم مریض ترینِ حالا پر از عذاب وجدان ام هستم ک کاری ازم برنمیاد پر از ضعف ام اینم از پیغمبریم
I will always be in love with the man that you'll never becomeاره عزیزم من درونت و دیدم اون مردی ک منو میپرستید و با تک تک سلولام حس میکردم ولی تو ترس و ترجیح دادی مث همه راه آسون و انتخاب کردی خودت غرقه دارکیت کردی،بجایی ک ازم کمک بخوای و مث من بفهمی ک عشقمون زیادی ام هس