یه چند وقتی نیستم که شاید برای همیشه باشه، یکی از بچه های خیلی خوب اینجا زحمت آخرین توییتم و وقتی نتونم بیام میکشه که براش همراه دسترسی به اکانتم ایمیل میشه تا چند روز دیگه.
موفق باشید.
#رشتو از یک اتفاق،
وقتی پیداش کردم کف حمام پر خون بود،
خون لخته شده،
بیحال تکیه داده بود به سه کنج دیوار،
تمام پاهاش پر خون بود
مثل دیوانه ها لباسم و دور مچ دستش که خون ازش میریخت بیرون پیچیدم
مثل دیوانه ها صداش میکردم و میگفتم دوستش دارم
۱/۴