سینا هنوز نمیدونست دنیا یعنی چی...
ولی دنیا بهش یاد داد که بعضی آسمونها
از بمب میبارن.
قصهی ۲ سالگیات، اوج روایتِ بیگناهیست
که در کوچههای قشم به خاک نشست😥💔
#روایت_سینا
#روایت_سینا یعنی بامدادی که لالاییِ مادر با صدای انفجار گم شد و پدر، دیگر دستانش را برای فرزندش باز نکرد🥺💔
یک خانواده، سه پروانه، یک جزیره و جنایتی که هیچ واژهای نمیتواند آن را توجیه کند. سینا جان، تو رفتی تا ما بیدار شویم،
اما هنوز بسیاری در خوابِ غفلتاند..