تو آسانسور پشت به آینه ایستاده بودم، همزمان خانم مرضیه در گوش بنده زمزمه میکردند که "اشک من هویدا شد، دیدهام چو دریا شد"
ناگهان برگشتم به سمت آینه که موهامو مرتب کنم به محض دیدم قیافم چنان جا خوردم و ترسیدم که گوشیم از دستم افتاد.
لعنت به قیافم و لعنت به کسی که دوربینو چک کنه.
معذرت میخوام، همش تقصیر منه،میدونم
من همیشه همه چیزو خراب میکنم
قصد آزارت رو نداشتم
اشکالی نداره اگر ازم متنفری
خودمم از خودم متنفرم
فقط متاسفم که بامن آشنا شدی و منو ملاقات کردی