@alinaghi2018 کار نیک و پسندیده ای میکنید. پیشنهاد میکنم در این مواقع، از بکار بردن اموجی یا طعنه و کنایه خودداری کنیم. این دو مورد، جدیت متن را کاهش میدهد.
موفق باشید
بنا به درخواست خیلی بالای دوستان این شخص رو معرفی میکنم:
این "علی کریمی دستجردی" متولد سال ۷۸ ساکن تهران که در ضلع جنوبی میدان ولیعصر مغازه موبایل داره (جزئیات در عکس).
خودتون فقط چند نمونه از حرف هایی که زده رو ببینید توی دوتا عکس اول، حتی نمیتونم حجم وقاحتش رو مثال بزنم..
اگه بازم جنگی در گرفت و اینترنت رو قطع کردن، چندتا چیز رو بدونید؛
- هر اتفاقی بیفته، ما سرباز شاه ایرانیم. اگه گفتن "مردم بخاطر فلان موضوع از پهلوی رویگردان شدهاند" بدونید مثل سگ دروغ میگن.
- هیچ اتفاقی، مطلقا هیچ اتفاقی، نمیتونه ما رو کنار آخوند و حکومتش قرار بده. پس اگه گفتن "مردم با حکومت همدل شدهاند" بدونید مثل سگ دروغ میگن.
- بزرگترین هدف و مهمترین خواستهی ما آزادی ایران و بازگشت پادشاهی و پهلوی به کشور است. نیان بهتون بگن "مردم ایران آتشبس میخوان و رفع تحریم میخوان و ارتباط با آمریکا میخوان و اینها. نه نمیخوایم. فقط همونی رو میخوایم که گفتم و میدونید.
- تنها کسی که صلاحیتش رو داره از طرف ما مردم ایران صحبت کنه، شخص شخیص رضاشاه دوم پهلوی است. این خیلی مهمه و بخصوص امیدوارم که خارجیها بدوننش.
- آن کسانی که برای جان و زندگیِ ما مردم ایران ابراز نگرانی میکنند را تنها در یک صورت باور کنید؛ در صورتی که در دیماه هم برای جان و زندگی مردم ایران ابراز نگرانی کرده باشند و صدا و خواست ملت ایران را سانسور نکرده باشند و صراحتا هم با رژیم مردمکش ج.ا ابراز مخالفت و دشمنی کرده باشند. اگر این کارها را نکرده بودند، بدانید منظورشان از "مردم ایران" رژیم ننگین و مردمکش ج.ا است.
- آنهایی که در فضای مجازی (و بخصوص به زبانهای خارجی) هشتگ "نه به جنگ" میزنند، منظورشان "نه به جنگ با ج.ا" است. اینها اگر مخالف صرفِ جنگ بودند بهجای هشتگ نه به جنگ، هشتگ "مرگ بر ج.ا" میزدند.
و نکتهی آخر:
صدای ما اگر قطع شد، بهجای ما هم صدای هموطنان بیصدایمان و جاویدنامان خیزش ملیمان باشید. و البته که حامیِ تمامقد و بیتعارف و ملاحظهی عزیز دل و پادشاه و امیدمان، اعلیحضرت همایون رضاشاه دوم پهلوی باشید.
به امید آزادی وطن و روزهای خوش.
تا ابد پاینده ایران، #جانم_فدای_ایران و #جاویدشاه 💚🤍❤️✌️
@Therockongrave@VVologases در کلیه سوپرمارکتها دهها نوع پنیر با مزههای مختلف ساخت داخل و خارج به فروش میره. پنیرهای ساخت ژاپن بسیار با کیفیت بالا و بسیار خوشمزه هستن. رستورانهای بسیار زیادی پنیر رو در غذاهاشون استفاده میکنن. استفاده خانگی بسیار وسیعی هم دارد.
@Therockongrave@VVologases ساکن هستم. ماست و باقی لبنیات به شدت وفور در تمام سوپرمارکتها و بسیار ارزان پیدا میشه. انواع و اقسام ماست و پنیر و کره و شیر و غیره. تمام این جعبات در عکس ماست با مزههای مختلفه و در تمام سوپرمارکتها دیده میشه. دهها نوع کره و شیر هم موجوده
چطوره درباره لوبیچ حرف بزنیم؟!
"لمس لوبیچ؛ هنر نگفتن، نشون دادن و دور زدن سانسور با لبخند"
وقتی میری سراغ سینمای لوبیچ، همون وهله اول با چیزی برخورد میکنی به اسم "لمس لوبیچ"(The Lubitch Touch).
این اصطلاح اولش فقط یه شعار تبلیغاتی بود (مثل "استاد تعلیق" برای هیچکاک)، اما خیلی زود شد تعریف دقیق فرمول فیلمسازی لوبیچ. حالا فرمول فیلمسازی لوبیچ چیه؟
روشی هوشمندانه، ظریف و پر از ایهام که سینما رو از ملودرامهای سنگین نجات داد و واجد این ویژگیهاست:
هنر "نگفتن" و "نشون ندادن"
لوبیچ استاد حذف صحنههای مستقیمه. به جای اینکه همهچیز رو با دیالوگهای طولانی یا صحنههای صریح داد بزنه، با اشارههای غیرمستقیم و ظریف قصه میگه.
مث
مثلا تو تیتراژ اول Trouble in Paradise، عنوان فیلم مینویسه "Trouble in..."روی تصویر یه تختخواب دو نفره، و بعد کلمهی "Paradise" ظاهر میشه. بدون اینکه حرفی زده بشه، مخاطب تو سه ثانیه میفهمه قراره "درددسر تو اتاق خواب/رابطه" ببینه!
بازی رندانه با سانسور (شوخ با روابط و جنسیت)
تو دههی ۳۰، هالیوود و جامعهی آمریکا درباره مسائلی مثل روابط خارج از ازدواج یا تمایلات جنسی بسیار سختگیر و بیجنبه بودن. اما لوبیچ با اون فرهنگ شیک و اروپاییش یه راهی جست که از روابط، عشق و سکس صحبت کنه، بدون اینکه چیزی رو صریح و واضح نشون بده یا گیر سانسورچیها بیفته.
یکی از سانسورچیهای اون زمان دربارهش گفته بود: "میدونی داره چی میگه(یه چیزی که نباید بگه)، اما نمیتونی ثابت کنی که داره اونو میگه."
احترام فوقالعاده به هوش مخاطب
لوبیچ تماشاگر رو یه شریک باهوش واسه حل معما یا فهمیدن شوخیها میدونست. ایشون معتقد بود اگه به مخاطب اجازه بدی خودش نقطه ۱ و ۲ رو به هم وصل کنه و به عدد ۳ برسه، تا ابد عاشقت میشه. لوبیچ کمدی رو با ظرافت و کلاس بالا تحویل بیننده میداد..
به قول خودش:" اجازه بدهید تماشاگر دو دو تا چهار تا کنه؛ به او جایزه بدید، عاشقتون خواهد شد"
ترکیب شوخ و جدی بودن
"لمس لوبیچی" یعنی اینکه توانایی بالایی داشته باشی در ترکیب کردن موضوعات بسیار جدی (مثل جریانات سیاسی، پول، دزدی، یا حتی نازیها تو To Be or Not to Be) با لحنی شاد، سبک، بدون اینکه ابتذال پیش بیاد.
هدایت وسواسی گونه بازیگرها و جزئیات بصری
لوبیچ خودش قبلا بازیگر تئاتر بود و موقع فیلمبرداری، تمام نقشها و ژستها رو خودش اول بازی میکرد تا بازیگرها دقیقا همون فیگور، حرکت دست یا چرخش قوزک پا رو تقلید کنن. ایشون با یه حرکت کوچیک دست بازیگر، اندازه یه فصل کتاب معنی منتقل میکرد.
"لمس لوبیچی" فقط یه تکنیک فیلمسازی نیست؛ یه جهانبینیه. باوری عمیق به این که هنر، از همونجایی شروع میشه که از توضیح دادن مکرر دست برمیداریم و کار روبه هوش تماشاگر میسپاریم.
#letstalkaboutLubitsch
نزدیک به نیم قرن است که ایرانیان آمریکا با نقشآفرینی در حوزههای تجارت، پزشکی، علم و آموزش، به پیشرفت و تقویت این کشور کمک کردهاند.
امروز از هممیهنان ایرانیام در آمریکا و از هر آمریکایی که برای آزادی، صلح، ثبات و امنیت اقتصادی ارزش قائل است، میخواهم در انتخابات ماه نوامبر، با حضور پای صندوقهای رای صدای خود را به گوش برسانند و هنگام رای دادن، آزادی ایران را به عنوان یک موضوع اصلی مد نظر قرار دهند.
زیرا ایران آزاد به سود همه است.
به سود مردم ایران است، مردمی که شایستهاند با کرامت زندگی کنند، آزادانه سخن بگویند و رهبران خود را بیهراس انتخاب کنند.
به سود جهان است، چرا که برای بیش از چهار دهه، جمهوری اسلامی شبهنظامیان را مسلح و تروریسم را تأمین مالی کرده و کشورهای همسایه را بیثبات ساخته است. اقدامات این رژیم، جان انسانهای بیگناه بیشماری را گرفته و خشونت، هرجومرج و ناامنی را در سراسر خاورمیانه، اروپا و فراتر از آن گسترش داده است.
ایران آزاد همچنین به سود مردم آمریکا است. امروز، اخلالگریهای جمهوری اسلامی در تنگه هرمز، فشار اقتصادی را تا پمپبنزینها و فروشگاههای مواد غذایی آمریکا رسانده است. ایران آزاد به معنای مسیرهای کشتیرانی امن و باز، بازارهای انرژی باثباتتر و ملتی ۹۰ میلیونی است که بهجای تهدید آمریکا، آماده تجارت و همکاری با آن خواهد بود. با رژیمی که رهبرانش شعار «مرگ بر آمریکا» سر میدهند، صلح و ثبات پایدار ممکن نیست.
به همین دلیل، از شما میخواهم رای بدهید و خانواده و دوستان خود را نیز به این کار تشویق کنید. از هر نامزد، چه جمهوریخواه و چه دموکرات، بپرسید آیا درک میکند که مشکل، خودِ رژیم جمهوری اسلامی است.
هنگام رای دادن، در نظر بگیرید که هر نامزد در کدام سو ایستاده است: در کنار مردم ایران یا در کنار سرکوبگران آنان.
جمهوری اسلامی راهحل این بحران نیست، خود، ریشه بحران است. تنها راهحل پایدار، از بین بردن این ریشه، یعنی خودِ رژیم است.
رضا پهلوی
For nearly half a century, Iranian Americans have helped build and strengthen this country through their contributions to business, medicine, science, and education.
Today, I call on my fellow Iranians in America, and on every American who values freedom, peace, stability, and economic security, to make your voices heard at the ballot box this November, and to consider the freedom of Iran as an important issue when casting your vote.
Because a free Iran is better for everyone.
It is better for the people of Iran, who deserve to live with dignity, speak freely, and choose their own leaders without fear.
It is better for the world. For more than four decades, the Islamic Republic has armed militias, financed terrorism, and destabilized its neighbors. Its actions have claimed countless innocent lives and spread violence, chaos, and insecurity across the Middle East, Europe, and beyond.
And it is better for the American people. Today, the Islamic Republic’s disruption of the Strait of Hormuz is driving economic pressure all the way to American gas pumps and grocery stores. A free Iran means secure and open shipping lanes, more stable energy markets, and a nation of 90 million people ready to trade and cooperate with America instead of threatening it. There can be no lasting peace or stability with a regime whose leaders chant “Death to America.”
That is why I urge you to vote and to encourage your family and friends to do the same. Ask every candidate, Republican or Democrat, whether they understand that the problem is the regime itself.
As you cast your vote, consider where each candidate stands: with the Iranian people or with those who oppress them.
The Islamic Republic is not the solution to the crisis. It is the root of the crisis. And the only lasting solution is to remove that root, the regime itself.
Reza Pahlavi
یکی تصویر سرقت از زوج سالمند فرانسوی و لخت کردن آنها توسط معترضان فرانسه است و دیگری حمید مهدوی ماست...
پ.ن: کافی است جای این صحنهها عوض میشد تا سیل نصیحت و یادداشت و بیانیه و سخنرانی و تحقیر و ... به سمت مردم سرازیر میشد
آیا ما در خواب و بیخبری بهسوی جنگ جهانی سوم میرویم؟
نویسنده هشدار میدهد که جهان بهتدریج وارد دورهای خطرناک از رقابت نظامی و سیاسی شده است. جنگ اوکراین، درگیریهای خاورمیانه، تنش میان آمریکا و چین و همکاری نظامی روسیه، ایران، چین و کره شمالی، خطر گسترش جنگها را افزایش دادهاند.
با این حال، نویسنده تأکید میکند که هنوز جنگ جهانی سوم آغاز نشده است؛ اما اشتباه محاسباتی رهبران، تضعیف اتحادهای نظامی و کاهش اعتماد میان قدرتهای بزرگ میتواند جهان را به چنین جنگی نزدیک کند.
۱. چرا جهان ناامنتر شده است؟
نویسنده با اشاره به مجموعهای از رویدادهای نظامی آغاز میکند: حملات موشکی در خاورمیانه، حملات روسیه به اوکراین، نگرانی لهستان از گسترش حملات روسیه به اروپا و رزمایشهای نظامی چین در نزدیکی تایوان.
کشورها و مناطقی که سالها صلح را امری طبیعی میدانستند، اکنون با احتمال جنگ روبهرو هستند.
نویسنده به خاطرهای از کنفرانس امنیتی مونیخ در فوریه ۲۰۲۲ اشاره میکند؛ زمانی که مقامهای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا با اطمینان از حمله قریبالوقوع روسیه به اوکراین صحبت میکردند، اما بسیاری از اروپاییها باور نداشتند که چنین جنگی واقعاً اتفاق بیفتد.
این تجربه یک درس مهم دارد: گاهی مردم و حتی رهبران سیاسی نمیخواهند خطر جنگ را باور کنند، تا زمانی که دیگر برای جلوگیری از آن خیلی دیر شده باشد.
۲. آیا جنگهای منطقهای میتوانند به جنگ جهانی تبدیل شوند؟
به نظر نویسنده، یک جنگ جهانی معمولاً دو ویژگی اصلی دارد:
قدرتهای بزرگ جهان مستقیماً با یکدیگر وارد جنگ شوند.
درگیری به چند قاره گسترش پیدا کند.
در حال حاضر، این دو شرط بهطور کامل محقق نشدهاند؛ اما خطر گسترش درگیریها وجود دارد.
برای مثال، روسیه در جنگ اوکراین از نیروهای کره شمالی کمک گرفته است. همچنین، مقاله به همکاریهای احتمالی روسیه و ایران در ارتباط با هدفگیری پایگاههای آمریکا در خاورمیانه اشاره میکند. در مقابل، اوکراین نیز تجربه خود در مقابله با پهپادها را در اختیار کشورهای حوزه خلیج فارس قرار داده است.
این تحولات نشان میدهد که جنگهای مختلف ممکن است به یکدیگر متصل شوند و کشورهای بیشتری را درگیر کنند.
۳. شکلگیری همکاری میان چهار قدرت مخالف آمریکا
روسیه و چین
روسیه به گسترش ناتو اعتراض دارد و چین میخواهد نفوذ آمریکا در منطقه اقیانوس آرام را کاهش دهد. همکاری اقتصادی و فنی چین نیز به روسیه کمک کرده است تا فشار تحریمهای غرب را تحمل کند.
ایران و کره شمالی
ایران با حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه مخالف است و کره شمالی با کره جنوبی و متحدان آمریکایی آن تنش دارد. کره شمالی نیز در جنگ اوکراین به روسیه کمک نظامی کرده است.
نویسنده این مجموعه روابط را نوعی «محور کشورهای مخالف نظم موجود» توصیف میکند. این کشورها با وجود تفاوتهایشان، در مخالفت با نظم امنیتی تحت رهبری آمریکا منافع مشترکی دارند.
۴. چه عواملی باعث افزایش جنگها شدهاند؟
مقاله چند دلیل مهم را مطرح میکند.
نخست، تغییر توازن قدرت جهانی. در سال ۱۹۸۹، کشورهای گروه هفت (G7) حدود دوسوم تولید اقتصادی جهان را در اختیار داشتند؛ اما در سال ۲۰۲۲، سهم آنها از اقتصاد جهانی به حدود ۴۳ درصد کاهش یافته بود.
این تغییر به قدرتهایی مانند چین فرصت داده است تا نفوذ بیشتری پیدا کنند و نظم جهانی موجود را به چالش بکشند.
دوم، خستگی آمریکا از جنگهای طولانی. تجربه جنگهای افغانستان و عراق باعث شده بخشی از جامعه آمریکا تمایل کمتری به ورود به جنگهای جدید داشته باشد. رهبران آمریکا نیز بارها وعده دادهاند که به جنگهای طولانی پایان دهند.
از نگاه نویسنده، برخی قدرتها ممکن است این تمایل آمریکا را نشانه ضعف یا کاهش اراده آن برای دفاع از متحدانش تلقی کنند.
سوم، ظهور رهبران قدرتمندگرا. نویسنده معتقد است برخی رهبران امروز بیشتر به قدرت نظامی و ملیگرایی تکیه میکنند و کمتر به قوانین بینالمللی اهمیت میدهند. در چنین فضایی، این تصور که «قدرت حق میآورد» میتواند خطر درگیری را بیشتر کند.
۵. آیا قدرتهای بزرگ میتوانند جهان را میان خود تقسیم کنند؟
یکی از دیدگاههایی که مقاله بررسی میکند، نظریه «حوزههای نفوذ» است.
بر اساس این نظریه، قدرتهای بزرگ باید در مناطق نزدیک به خود آزادی عمل داشته باشند؛ برای مثال، روسیه در همسایگی خود، چین در اطراف تایوان و آمریکا در قاره آمریکا.
طرفداران این دیدگاه معتقدند اگر هر قدرت به حوزه نفوذ دیگری احترام بگذارد، احتمال جنگ کاهش مییابد.
ادامه...👇
لطفا این مطلب رو بخونین و با نمونهای از شکوه واقعی سینما آشنا بشین.
میدونین بازبی برکلی چطوری مجللترین آبشار انسانی هالیوود رو خلق کرد؟
تصور کنین ۱۹۳۳ است؛ درست وسط بحران و رکود بزرگ آمریکا. مردم خسته از اوضاع، پناه میبرن به تاریکی سالن سینما و ناگهان روی پرده چیزی میبینن که هوش از سرشون میپره: سکانس موزیکال :کنار آبشار" تو فیلم "footlight parade"( بازبی برکلی، ۱۹۳۳)
داستان تولد این شاهکار وقتی شروع شد که بازبی برکلی، طراح رقص و کارگردان نوآور هالیوود، تصمیم گرفت تمام قواعد رو به هم بریزه. تا قبل از ایشون، دوربین تو فیلمهای موزیکال مثل مجسمه صاف میایستاد و فقط رقص روی صحنه رو ضبط میکرد. اما برکلی گفت چرا خود دوربین بازیگر اصلی نباشه؟
قبل از اینکه باقی ماجرا رو بخونین در نظر داشته باشین که این شاهکار بصری نزدیک به یه قرن پیش، یعنی تقریبا ۹۰ سال قبل ساخته شده؛ زمانی که چیزی به اسم جلوههای ویژه کامپیوتری (CGI)، پرده سبز یا تدوینهای دیجیتالی وجود خ نداشت. یعنی تمام چیزهایی که روی پرده میدیدید، ۱۰۰ درصد واقعی، فیزیکی و جلوی چشم دوربین اتفاق میافتاد.
برکلی برای ثبت این جادوی واقعی، توی یه استودیوی وارنر یه استخر غولپیکر ۱۲ در ۲۴ داخلش ساخت. استخر معمولی هم نه؛ دیوارهها و کفش رو ز شیشه ساختن تا دوربین بتونه برای اولین بار تو تاریخ سینما بره زیر آب و از بین پاهای شناگران حرکت کنه. برای اون شاتهای معروفش از زاویه مستقیم از بالا هم کم نذاشتن؛ تکنسینها سقف استودیو رو شکافتن و ریلها و بومهای غولپیکر نصب کردن تا دوربین از اون بالا الگوهای هندسی شناگران رو مثل یه کالیدوسکوپ زنده و چرخان ثبت کنه.
اجرای این صحنه یه مهندسی انسانی و فیزیکی عجیب بود. ۱۰۰ دختر همسرا با مایوهای رنگ پوست و کلاههای درخشان، دو هفته تمام تمرینهای طاقتفرسا تو اب داشتن و بعد وارد یه دوره فیلمبرداری بیرحمانه ششروزه شدن. اونا بدون کپسول اکسیژن و فقط با اتکا به قدرت بدنشان، هرمهای چندطبقه زنده میساختن؛ در حالی که پمپهای قدرتمند در هر دقیقه ۲۰ هزار گالن آب واقعی را روی این سازه انسانی پمپاژ میکردن تا اثر یه آبشار طبیعی ایجاد بشه.
نتیجه این ریسک بزرگ، یه جادوی خالص و دستنخورده سینمایی بود. تماشاگرای سال ۱۹۳۳ اونقددر شگفتزده شدن که تو روز اکران از جا بلند شدنو بروشورها رو به هوا پرتاب کردن. برکلی بدون حتی یه فریم افکت کامپیوتری، نه تنها زیرژانر نمایشهای آبی (Aquacade
) رو پایهگذاری کرد، بلکه هنرمندای بزرگی مثل سالوادور دالی رو هم تحت تأثیر قرار داد و زبان سینما رو برای همیشه تغییر داد.
معادله سادست، به کشته شده ها توهین کنید میهمان پیج من خواهید بود.
این خانم که با چفیه توی عکس پروفایل چنین توهین وحشتناکی به کشته شده های دی ماه میکنه
Atieh Tafreshiha
محقق از دانشگاه اوپسالای سوئد هست.
به لیست ما خوش اومدی..
زادروز مادرم، شهبانو فرح پهلوی را شادباش میگویم. زنی که نه تنها برای من، که برای چندین نسل از ایرانیان، جایگاهی مادرانه داشته و دارد.
آنچه همواره در وجود مادرم برای من ستودنی بوده، عشق بیپایان او به ایران و تلاش ماندگارش برای پاسداری و بالندگی فرهنگ و هنر این مرز و بوم است.
مادرم هرگز ایمان خود را به پیروزی نور بر تاریکی از دست نداده است. امیدوارم بهزودی شاهد تحقق آرزویی باشد که یک عمر در دل پرورانده است: آزادی ایران، سربلندی مردمش و بازگشت روشنایی به سرزمینی که هرگز از قلب او دور نبوده است.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
احتمالا اخیرا اون توییت رو دیدید که یکی از اکانتهای پرمخاطب اینجا، بخاطر اختلافات شخصی، نسخه اصلی یه ویدیوی اعتراضی که براش ارسال شده بود رو تعمدا تو یه گروه بدون تار کردن چهرهها منتشر کرده و جون ارسال کنندهها رو به خطر انداخته.
برای امنیتتون این چند نکته رو در نظر داشته باشید.
کسی که ویدیویی رو از خودش میخواد منتشر کنه یا برای کسی بفرسته، بهتره خودش چهرهها رو پیش از ارسال به اکانتها یا رسانهها تار کنه.
هیچوقت نباید امنیت خودتون رو به مرام و وجدان و معرفت و هوش هیجانی یا هورمونهای کسی گره بزنید.
نمونه بزرگش اکانت ۱۵۰۰ تصویر که ادمینهای ناامنش ویدیوهای تار نشدهش رو به دست ج.ا رسوندند و خیلیا دستگیر شدند، از جمله بچههای اکباتان.
صرفا اگه کسی فالوور زیادی داشته باشه قابل اعتماد نیست، خیلیا با چرندگویی و توهم فروختن یا فالو_فالوبک فالوور زیادی گرفتن.
به هیچکسی در سطح اطلاعات مهم هویتی اعتماد نکنید، حتی به خود من.
راز بقا تو توییتر فقط همینه.
حتی قدیمی بودن هم باز قابل اتکا نیست، یکی مثل وحید آنلاین با اینکه قدیمیه، ولی مشکوکه.
حتی اکتیویست واقعی و خبرنگار بودن خارج کشور هم قابل اتکا نیست،
شما کافیه برای شادی امین و شادی صدر و قمیکلا ویدیو بفرستید تا بعدش به محض اینکه لازم باشه قربانیت کنن که بتونن خبر دستگیریت رو اختصاصی منتشر کنن و بگن فلان زندانی از قبل با ما در ارتباط بود و "من_من_من" تو خود ایران کلی مبارز فعال میدانی دارم و اینجوری پول خوبی ازت در بیارن.
حتی(و مخصوصا) سلبریتی با فالوور میلیونی قابل اعتماد نیست. هر فیلمی که شما یا خانوادههای جاویدنامان برای علی کریمی میفرستید رو امید دانای سپاهی بعنوان یکی از ادمینها دریافت میکنه.
حتی رسانه بودن هم قابل اتکا نیست. تلویزیون منوتو با اصرار روی حماقتش و تار نکردن ویدیوها خیلیها رو به دامن اطلاعات سپاه انداخت. صدای آمریکا هم مدتهاست دست پانکوردهای آدمفروشه. ههنگاو و رادیو زمانه و رادیوفردا و چندین رسانه همه دست تروریستهای پانکورد و فدایی خلق و مجاهد هستند که پادشاهیخواهان رو دشمن اصلی خودشون میدونن و تلویزیون اینترنشنال هم پر از افغانیه که همهشون از شما ایرانیان وطنپرست نفرت دارند و فروش یا درز اطلاعاتتون براشون نه تنها هیچ منع اخلاقی نداره بلکه باعث میشه شب رو با لبخند و غرور بخوابن.
من نمیگم هیچ ویدیویی ارسال یا منتشر نکنید، برعکس، خیلی از ویدیوها مستندات حیاتی برای رستاخیز(انقلاب) ملی ما هستند و ضروریه که دیده بشن و همه ما به خیلی از ویدیوهایی که در دی ماه خونین منتشر شده، مدیونیم، مثل ویدیوی دردناک و مستند "بابای سپهر" که اعتبار جهانی پیدا کرد.
فقط میگم کار درست اینه که ویدیوهاتون رو برای هرکسی که میفرستید، خودتون از مبدا تار کنید.
قبلا کار سختی بود و خودم گاهی سه ساعت برای تار کردن یه ویدیو مجبور بودم وقت بذارم.
ولی الان با ابزارهای ai اصلا سخت نیست و هرکسی خودش میتونه انجامش بده.
بعنوان نمونه یه ویدیو رو براتون فقط با یه خط دستور توسط @grok تار کردم که این پایین گذاشتمش.
آفرین به تو آوینای عزیز که این سوال رو پرسیدی. تو به عنوان یک انسان سالم و کنجکاو، این حق ذاتی تو هستش که درمورد هر چیزی که به ذهنت میرسه، سوال کنی
من به عنوان کسی که بهترین دوران زندگیش سوخت توی اعتیاد، و تونست به سختی از اون دوران خلاص بشه، بهت جواب میدم
واژه کثیف "نفله نام" رو اولین بار از این شخص دیدم که بعد از هر اعدام از اژهای تشکر میکنه.
چرا با عکس خودت فعالیت نمیکنی؟ از چی میترسی؟
اوکی، اگه تو جرئت نمیکنی من میگم:
سید علی شمندری، متولد ۱۳۶۷ مهندس حوزه انرژی و مدیر و مؤسس آموزشگاه "دانش تاسیسات" با شعبه در تهران و اصفهان.
I was talking to my German doctor last week. He asked how I feel. I answered that, as an Iranian, I feel I have something like a “bittere Nachhaltigkeit/ bitter sustainability” in my life. As always, explaining it led the conversation back to politics, antisemitism on the streets of Berlin, and the global denial of the unprecedented massacre in January in Iran.
He was confused and asked me if I meant the war, which he called “völkerrechtswidrig” (“against international law”). I said, No! Before the war, which could still be a liberating operation if the backstabbing negotiations stop. I said the “war” is actually a consequence of that massacre.
He had never heard of the #IranMassacre.
Please talk about that bloody barbarism of the Islamic Republic, which took the lives of tens of thousands of brave people of Iran in the most horrible ways in less than 16 hours over two nights.