وقتی زیر پاهاتون سفت میشه یادتون نره که شما هم یه روزی تو این وضعیت بودید و نیاز به کمک و همدلی دیگران داشتید. کنار دوستاتون بمونید. به خاطر خودتون این کار رو بکنید.
اون راند اول که عمو اومد وضعیت من کاملا شکننده بود. اطرافم بودن کسانی که زیر پاشون کاملا سفت بود. یه سری رفتن تظاهرات و شکایت و پتیشن و فلان و ... و یه سری هم نشستن تخمه شکوندن و گفتن به تخمم. من به عنوان یه آدم حق نداشته و ندارم انتظاری از کسی داشته باشم و کسی به من بدهی نداشت، ولی یادم موند کی تو کدوم دسته بود. روزی روزگاری بعدا اگه کمکی از دستم بربیاد میدونم کی رو بذارم تو اولویت. حواستون باشه که چرخ روزگار همیشه اینطوری نمیچرخه که شما در قدرت باشید و فلانی لنگ در هوا. این روزا میگذره و چند سال دیگه برعکس میشه.
اینم یادتون باشه که در چشم یه آدم نژادپرست مثل ترامپ فرق توی سیتیزن و اون کسی که استاتوس محکمی نداره فقط و فقط یه چند خط قانونه. اگه سنگر اول بدون مقاومت بشکنه میتونه خیلی سریع به شما هم برسه.
وقتایی که به معنای واقعی کلمه در جهنم دست و پا میزنی و هر روزت وحشت و اندوه خالصه، روزا برات بیمعنیان و میگذرن. تو همچنان ولی سعی میکنی زنده بمونی و با روزمرگیت کنار بیای. ولی وقتی تموم میشن یا کمتر میشن و به اون روزا فکر میکنی، تازه متوجه میشی چقدر اوضاع بد بوده و چه چیزِ /۱
من پسر ترنسم و خب به عنوان یه دختر بزرگ شدم
اون هم تو خونواده مذهبی و سنتی
یه چیزی که همیشه رو مخم بود، این قضیه بود که میگفتن "دخترا زودتر عاقل میشن"
چون وقتی سنت کمه، ذوق میکنی با شنیدنش
ولی در اصل واسه اینه که دخترا* رو از سن کم محدود کنن و به پسرا* اجازه هر غلطی رو بدن
«نامش را به زبان بیاور، چرا که او پیش و بیش از اینکه یک قربانی باشد، یک شخص است.»
مجله زایت مصاحبهای با نلی، دوستدختر آلمانی #نیکا_شاکرمی کرده که اینجا قطعاتی ازش رو ترجمه میکنم.
اینروزها زنان توی خیابون به هم دیگه لبخند میزنند و از موهای هم تعریف و تمجید می کنند. یاد آن نگاه چرک مردسالارانه علیه زنان می افتم: "زنها ذاتشون حسوده و بدخواه همنند، تو رو قربون صدقه هم میرن پشت سر واسه هم می زنن"
ما برهنه بر گور مردسالاری رقصیدیم ، می رقصیم، خواهیم رقصید.