یه گربهی پخو چند روزیه که مهمون شده پیشم و من هر سری یادم میره که تو خونه حضور داره و کلا عادت نکردم بهش بعد یهو میاد زیر دست و پام تا بفهمم چی به چیه هر بار یه سکته ریز میزنم.
هوشمندانه عمل کنید و نه احساسی.
گول این چند نفر جدیدی که بعد از ویدیوی این حرومزاده شروع به صحبت کردن رو نخورین.
اگه یکم توجه کنید میبینید که یه سناریوی تکراریه.
همه چیز مشخصه که باید کدوم سمت از تاریخ بود.
اکلیل ریدن برای بدیهی ترین چیز کسخلیت شمارو میرسونه اگر شخصیت معروف یا سلبریتی یا هرچیزی تو این شرایط داره خودشو سمت درست از تاریخ قرار میده یادتون نره اون هم قبل از هرچیزیی یه انسان معمولیه. بدیهیه که باید اینکارو کنه اگه از ماست.
دوباره میتونم به این اثرها اشاره کنم که چطور چشم و گوش حرومزادههایی تحت سلطه ایدئولوژی قرار گرفته که با هزارویک مشکلی که وجود داره در سمتی از تاریخ ایستادهاند که نباید، اونم در ازای هیچی!
برای اون دوران که دست به قلم میشدم.
البته تعدادشون خیلی زیاده ولی اینارو بیشتر از همه دوست دارم و هرکدوم سناریو و داستانی داره پشتش
امضای کارمم سوزوندنشون بود :)