شب، استخوانهایم را در من سوراخ میکند،
و دردهایی که مرا میجوند آرام نمیگیرند.
با نیروی عظیمی جامهام دگرگون شده است؛
همچون گریبان لباسم مرا در بر گرفته است.
مرا در گل افکنده و چون خاک و خاکستر شدهام.
نزد تو فریاد میزنم، اما پاسخم نمیدهی؛
برمیخیزم، اما تنها به من مینگری.
نسبت به من بیرحم شدهای؛
با قدرت دستت با من میستیزی.
مرا بلند میکنی و بر باد مینشانی؛
و در طوفان از هم میگسلی.
کتاب ایوب، باب ۳۰، آیات ۱۷–۲۲