زیدی پیاده شد. راننده اسنپ گفت: عذرخواهی میکنم شما متولد چندی؟ گفتم ۷۰
بعد یه مقدار ناس ریخت توی دستمال و گذاشت زیر لبش و تا آخر مسیر هیچی نگفت.
منم مثل شما نمیدونم این یعنی چی! 🤷🏽♂️
حمید، چند روز پیش اکانت توییترت رو دیدم. تو بیوت به انگلیسی نوشته بودی موفقیت پایان نیست، شکست کشنده نیست...
اما من میدیدم پایان تو رو که تحمل شکست رو نداشتی و بخاطر نرسیدن به موفقیت خودتو به کشتن دادی.
یارو کلا ۱۰ روزه از شهرشون اومده بندر که تو اسنپ کار کنه اونوقت تا ته مسیر واسه من نسخه پیچید که بعد از کارت بیا تو اسنپ کار کن و تو شرکت مهندسا رو جابجا کن. بهش میگم مردک اونجا مهندسشون منم... گوش نداد، داشت برنامه ازدواجمو میریخت... ها! یه زنی هم بگیر