امشبو بیدارم ولی حتی دلم نمیخواد با کسی حرف بزنم. حتی حول محور موضوعی حرف زدنم برام بیمعنا شده. حرفمم نمیاد. محرم رازی هم نیست. چقدر خالی شدیم از همه چی، چقدر پوچ شدیم مثل یه مرده که نمیتونه حرف بزنه، فقط گوش میده.
اینو بدون هیچ اغراقی میگم؛ از هر پنجاهتا پستی که توی توییتر میخونم دستکم دهتاش دربارهی به بنبست رسیدن آدمها، طاق شدن طاقتشون در تمامی جهات زندگی، ناامیدی محض و میل به خودکشیه. برای منی که سالهاست توییتر رو دنبال میکنم، این انباشت تاریکی حکم پنیکاتک داره. لعنت و فقط لعنت!
بچه ها به من بگین چقدر احتمال داره پرنده یجوری برینه روتون که مجبور شید همه لباساتونو عوض کنید؟ در حالی که دو دقیقه تا ماشین فاصله داشتید🙂🙂
(در شرف گریه هستم)
واقعاً شما تحمل دامن بلند ماکسی و آستین بلند هم ندارید؟ واقعا آنقدر مذهبی افراطی بودن هم والا برای پاکستان قفله، قیاس با اروپا رو به نظرم کلا ول کنید استاندارد رو با همین پاکستان و کشورهای همسایه بسنجین
معمولاً بعد از خاکسپاری یکی از تاج گلها رو میذارن رو خاک تازهی گور. کاش یه رسمی جا بیفته که صاحبعزا گل رو پرت کنه سمت خیل سوگواران و هرکی تونست بگیردش مردهی بعدی باشه.