@Ata_1khan@etnikceyedek@etnikce به سن نیه اصلا من یازدیخلاریمی اوخوموسان؟ ایکی ساهاتدی مدرکینن ثابت ائلیرم طرف کورد دستکجیسیده، بیزه ده تورکمنلر کیمی صاحاب چیخماز! گینه اوندان مدد اوموسان! او ننهسین ده ساتار آمریکایا، نئجه کی تورکیهنین هر نمنهسی وارسا پئشکش چکدی یابانجیلارا!
@Ata_1khan@etnikceyedek@etnikce ایکی ساهاتدی دییسن اردوغان قویماز اردوغان قویماز ایندی ده چشم امیدین اولدو اومیت اوزداغ ایله یاواش ؟ اونون اوزو زنداندان تزه گوتونو قورتاردی گلیب سنه یاردیم ائلیینجه بو اولکهنی بیتیرلر بیر لیوان سو دا اوستوندن ایچللر!
سنین اومدوغون گلجک تماما بیر سرابدان عیبارتدی
@Ata_1khan@etnikceyedek@etnikce همون اردوغانت داره اوجالان و اعضای ارشد و خرد پ ک ک رو از زندان در میاره، داره با کردها کوالیسیون تشکیل میده! همون بود که کردستان عراق رو به رسمیت شناخت ، همون بود که در جنگ عین العرب برای ی پ گ از اقلیم کردستان عراق اسلحه و نیرو فرستاد!
اردوغان نوکر اعظم اسرائیل و آمریکاست
@Ata_1khan@etnikceyedek@etnikce اون فکری که تو ذهنته سرابه! اردوغان هم در سوریه هم در عراق ترکمن ها رو ول کرد ! یک سانتی متر براشون خاک در نظر نگرفت! مطمئن باش طرف تو رو هم نمیگیره 🇮🇱 و بقیه هم که حسابشون معلومه! حالا بشین با ۴۰ میلیون کلاش به دست خیالی بری به جنگ ۱۰۰ هزار تروریست مسلح با پشتیبانی 🇺🇸
@Ata_1khan@etnikceyedek@etnikce داداش واقعا اسکلی چیزی هستی؟
۱۲ سال شهرها اشغال شد، نصف کشور خالی شد، صدها هزار نفر کشته شد، شهرها ویران شدن، هنوز هم که هنوزه خیلی ها به کشور برنگشتن از شدت ویرانی! حاضری کشورت ده ها سال درگیر جنگ بشه ولی ی خودمختاری کوچولو پیدا کنی؟ بعدشم اردوغان برای ترکمن ها چیکار کرد؟
@Ata_1khan@etnikceyedek@etnikce تو اصلا نقشه ۱۲ ساله جنگ سوریه رو ندیدی پس! طول اون قسمت زرد تحت کنترل تروریست های کرد میدونی چند کیلومتر بود؟ اردوغان سگ کیه که آمریکا و اسراییل ازش حساب ببرن!
میخوای نقشه کردستان عراق رو هم بزارم ببین
اردوغان اگه مرد بود به ایران کمک نظامی و اطلاعاتی میکرد نه اینکه مرزشو ببنده
@Ata_1khan@etnikceyedek@etnikce برادر شما بد نبست یک نگاهی به سرنوشت دیر الزور و عفرین و رقه و حسکه تو سوریه، کرکوک در عراق بندازی! طرف با پشتیبانی هوایی و اطلاعای آمریکا و اسرائیل میاد جلو ، تا تو ۲ تا کلاش بگیری دستت برسی زبونم لال کار رو تموم کرده!
بچه ای چیزی هستی ؟
@Ata_1khan@etnikceyedek@etnikce حرفت درسته ولی چیزهایی که میگی به سادگی قابل حل شدنه، اصلا مشکلات غیرقابل حلی نیستن.
من م��مئنم اگر مشکلی خدایی نکرده در این کشور بیاد چنان این قوم یهود کردها رو به سرمان بلا میکنن و این ملت رواناره میکنن که هر روز دعا میکنی برگردی به وضعیت فعلی!
خداوند حافظ این کشوره
اگر جنگی شروع شود، خامنهای در صدر اهداف خواهد بود
قرار بود جمعه، مذاکراتی میان جمهوری اسلامی و آمریکا برگزار شود؛ مذاک��اتی که میتوانست، دستکم روی ک��غذ، تنشِ فعلی را موقتا مدیریت کند. انصرافِ جمهوری اسلامی از این مذاکرات یعنی یک گام دیگر به احتمال جنگ نزدیک شدیم. تهران آگاهانه یکی از ترمزهای سیاسی کنترل تنش را از کار انداخت.
جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده است که زندگی زیر سایه دائمی جنگ، از خودِ جنگ پرهزینهتر است. سایه جنگ یعنی فرسایشِ مداوم: بیثباتی اقتصادی، فرار سرمایه، تشدید فشار اجتماعی، و از همه مهمتر، فرسودگی دستگاه سرکوب در داخل.
در این محاسبه، تهدیدِ خارجیِ دائمی همان چیزی است که میتواند اعتراضِ داخلی را زنده نگه دارد و خیابان را «قابل تکرار» کند.
از این زاویه، «یکبار جنگیدن» ��تی اگر پرهزینه باشد، بهتر از ماندن در وضعیتِ تعلیق است. آنها تصور میکنند اگر جنگی رخ دهد و تمام شود، حتی اگر خسارتبار باشد، میتوان دوباره نظمِ «سرکوب و کنترل» را بازسازی کرد. اما اگر سایه جنگ بماند، هر بحرانِ داخلی میتواند به این امید گره بخورد که «شاید این بار ضربه خارجی کار را تمام کند».
این محاسبه با برداشت آنها از اراده آمریکا گره خورده است. جمهوری اسلامی معتقد است آمریکا اراده سیاسیِ جنگ طولانی و بهویژه عملیات زمینی در ایران را ندارد و نهایتِ سناریو را در حملات هوایی و بمباران میبیند. از نگاه آنها، بمبارانِ حتی سنگین، بهخودیخود به فروپاشیِ نظام منجر نمیشود؛ فروپاشی زمانی رخ میدهد که ستونهای کنترل داخلی از هم بپاشد یا نیروی خارجی وارد معادله زمینی شود، سناریویی که از دید آنها، واشینگتن از آن پرهیز م��کند. همین برداشت، آستانه ریسکپذیری را بالا میبرد و کنار کشیدن از مذاکره را برایشان «معقول» میکند.
بر این اساس، اگر قرار است جنگی رخ دهد، باید کوتاه، پرهزینه برای طرف مقابل و تعیینکننده باشد. اینجاست که منطق «گسترش هزینه» وارد میشود: حمله به تاسیساتِ نفتی و اقتصادیِ کشورهای همسایه با پوشش حمله به پایگاههای آمریکا، ناامنسازی منطقه، اختلال در عبور و مرورِ کشتیها در خلیج فارس یا حتی بستن آن، و انتقال شوک به قیمت نفت و بازارهای جهانی.
تصورشان این است که با بالا بردن شدیدِ هزینه منطقهای و بینالمللی، جنگ به سرعت مهار خواهد شد و سایه جنگ، اگر نه برای همیشه، دستکم برای مدت طولانی از سرِ جمهوری اسلامی برداشته میشود؛ چون دفعه بعد، کشورهای همسایه و بازیگرانِ منطقهای و جهانی خودشان مانع تکرار جنگ علیه جمهوری اسلامی خواهند شد.
در این روایت: جنگ یکبار، شیون یکبار. به باور آنها، جمهوری اسلامی باید هزینه جنگ علیه خود را آنقدر برای منطقه و اقتصادِ جهانی دردناک کند که برای مدتِ طولانی بیمه شود.
همین چارچوب، تصمیمهای دیگر جمهوری اسلامی را هم توضیح میدهد. در داخل، وقتی به این نتیجه رسیدند که عقبنشینی در برابر اعتراضات، نشانه ضعف است و ضعف خیابان را زنده نگه میدارد، به مشت آهنین و کشتار دهها هزار نفر روی آوردند؛ قتلعامِ خیابانی را به ابزار بازدارندگیِ بلندمدت برای کنترل خیابان تبدیل کردند.
در خارج هم، مذاکره را کنار گذاشتند: حاضر نیستند شرایط ترامپ را بپذیرند و ترجیح میدهند به استقبال جنگی بروند که به باورشان قرار نیست به فروپاشی نظام بیانجامد، اما هزینه دردناک آن برای منطقه نقش بازدارندگیِ بلندمدت خواهد داشت.
جمهوری اسلامی «مشت آهنین در داخل و خارج» را انتخاب کرده است. نتیجه منطقیِ این مسیر، حرکت به سمت جنگ است. اینکه جنگ حتمی است یا نه را نمیدانیم؛ اما اگر جنگی در کار باشد خامنهای قاعدتا در صدر اهداف خواهد بود.
وضعیتِ آچمزِ فعلی، حاصلِ سرسختی خامنهای است. آمریکا برای پرهیز از جنگِ طولانی، ناگزیر از حذف او و حلقه تصمیمگیرانِ اصلیِ جمهوری اسلامی خواهد بود. وقتی مصالحه منتفی شود، منطقِ درگیری به سمتِ راسِ تصمیمگیری یا سرِ مار حرکت میکند.
این فیلم تقدیم به همه هموطنانی که خیال میکردند بی بی قراره براشون تخم دوزرده بکنه. این ویدیو اخیراً فاش شده و نتانیاهو صراحتاً داره میکه: «ما در تلاشیم تا ایران را به جایگاهی برسانیم که قبلاً هرگز در آن نبوده است. آنها (ایرانیان) خواهند فهمید که خودشان در پایین و یهودیان در بالا هستند».
نکته اینه که نتانیاهو نمیگه اسرائیلیها، میگه یهودیان! یعنی جنگ را از اساس جنگ مذهبی �� ایدئولوژیک میدونه.
شاید خیلی از ماها شبها قبل خواب بهش فکر میکنیم، ولی بلند بلند جرات نمیکنیم بگیم!
تا حالا شده اینستاگرام یا توییتر (هنوزم نمیتونم بگم X) رو باز کنید، یا اصلا تو بازار و صنف خودتون به آدمها نگاه کنید و یهو چشمتون بخوره به کسی که دارایی و درآمدش، یا جایگاهش چند برابر شماست، بعد با خودتون بگید: آخه چطوری؟ این که اصلا چیزی بارش نیست! این که نصف منم کتاب نخونده و تخصص نداره! بعد نگاه به خودتون میکنید؛ میبینید کلی درس خوندید، کلی دوره گذروندید، کلی تحقیق کردید، ولی هنوز دارین درجا میزنین یا منتظر یه فرصت طلایی نشستین.
میخوام دقیقا درباره همین موضوع صحبت کنم. میخوام بگم چرا بعضی وقتها آدمهایی که به نظر ما کمتر میدونن یا تخصص کمتری دارن، جلوتر میافتن و ما با اینهمه ادعای هوش و تخصص، پشت خط میمونیم.
خیلی از ماها فکر میکنیم دلیلی که شروع نمیکنیم اینه که هنوز اطلاعاتمون کافی نیست. مدام میگیم: بذار این یه کتاب رو هم بخونم، بذار فلان مدرک رو هم بگیرم، بذار بازار رو بیشتر تحلیل کنم. اما واقعیت اینه که مشکل ما نادونی نیست؛ مشکل ما تردیده. ما اونقدر فکر میکنیم و اونقدر همه چیز رو میسنجیم که اصلا یادمون میره قدم اول رو برداریم.
راستش رو بخواید، ما خودمون رو پشت بهونههای قشنگی قایم میکنیم که اسمشون رو گذاشتیم منطق! به خودمون میگیم: من هنوز آمادگی لازم رو ندارم یا من هنوز در اون سطح نیستم. ولی اینها فقط نقابهایی هستن که ترسهای ما روی صورتشون زدن. ما فکر میکنیم یه مرز جادویی یا یه دروازه نامرئی وجود داره که پشتش ایستادیم و بالاخره یه روزی یه نفر، یا اصلا خودِ دنیا، میاد بهمون اجازه میده و میگه: خب، تبریک میگم، تو دیگه الان رسما به اون سطح از نخبگی رسیدی، حالا جرات داری شروع کنی.
ولی حقیقت اینه که هیچ دربانی وجود نداره. هیچکس به اون آدمایی که به نظر ما عجیب یا کمتخصص میان هم اجازه نداده؛ اونا فقط خودشون تصمیم گرفتن که حرکت کنن.
حالا چرا این اتفاق میفته؟ اینجاست که به یه پارادوکس تلخ میرسیم: هرچی باهوشتر باشی، احتمال اینکه به خودت شک کنی بیشتره! هوش با خودش یه چیزی میاره به اسم خودآگاهی. وقتی آدم فهمیدهای باشی، عمق و پیچیدگیِ کارها رو بیشتر میبینی. وقتی وارد یه حوزه میشی، تازه متوجه میشی چقدر چیز هست که بلد نیستی. اینجاست که خودت رو با استادهای بزرگ اون کار مقایسه میکنی و خجالت میکشی کاری ارائه بدی.
اما اون کسی که کمتر میدونه چی؟ اون اصلا ابعاد قضیه رو نمیبینه! این دقیقا همون چیزیه که بهش میگن اثر دانینگ کروگر. در ابتدای مسیرِ یادگیری، چون اطلاعات آدم کمه، اعتمادبهنفسش سقف رو سوراخ میکنه! چون اصلا نمیدونه که چیا رو بلد نیست. در نتیجه، خیلی سریع وارد داستان میشه، بلند حرف میزنه، ادعا میکنه و چون با قطعیت صحبت میکنه، مردم هم فکر میکنن حتما یه چیزی بارش هست.
دنیا بر پایه شایستهسالاریِ مطلق کار نمیکنه؛ دنیا به کسی پاداش میده که دیده بشه. مردم معمولا نمیرن بگردن بهترین محصول دنیا رو پیدا کنن، اونا چیزی رو میخرن که جلو چشماشونه. دنبال کسی راه میفتن که صداش بلندتره و با اطمینان بیشتری حرف میزنه.
در حالی که من و شما نشستیم گوشه اتاق و داری�� روی جزئیات پورتفولیومون کار میکنیم یا فونت سایتمون رو تغییر میدیم، آدمهای بیکله دارن بیزینس میسازن، مشتری میگیرن، اشتباه میکنن و با همون اشتباهات رشد میکنن. اونا با هر موفقیت کوچیک، تجربهشون بیشتر میشه و کمکم اون تخصص واقعی رو هم توی دلِ کار یاد میگیرن.
پرفکشنیسم یا همون کمالگرایی، خیلی وقتها هیچ چیزی نیست جز تنبلی و ترس در لباسِ شیکِ دلسوزی برای کیفیت کار! ما کمالگرایی رو یه ویژگی مثبت میدونیم، در حالی که فقط داره ما رو فلج میکنه. پتانسیل و استعدادِ پنهان هیچ ارزشی توی بازار نداره؛ چیزی که ارزش داره خروجیِ واقعیه.
اگه همین الان برید اولین ویدیوها، اولین پستها یا اولین محصولات بزرگترین کارآفرینها یا مدرسهای دنیا رو نگاه کنید، البته اگه خودشون پاکشون نکرده باشن، میبینید که چقدر ابتدایی، گاهی ضعیف و حتی خندهدار بودن. سیستمشون ایراد داشته، لحنشون بد بوده، ولی یه تفاوت بزرگ با ما داشتن: اونا شلیک کردن، در حالی که ما هنوز داشتیم تفنگمون رو تمیز میکردیم!
خیلی از ما فکر میکنیم اول باید اعتمادبهنفس پیدا کنیم تا بتونیم کار بزرگی بکنیم. فکر میکنیم اعتمادبهنفس یه حس جادوییه که باید از آسمون بیفته توی دلمون. ولی این مسیر کاملا برعکسه. اعتمادبهنفس بعد از عمل میاد، نه قبل از اون.
شما هیچوقت نمیتونید با فکر کردن به شنا سوئدی رفتن، عضله بسازید؛ باید دستتون رو بذارید روی زمین و فشار رو تحمل کنید. اعتمادبهنفس هم دقیقا همینه. باید یاد بگیریم توی همون حالتی که صدامون داره میلرزه حرف بزنیم، توی همون حالتی که نگرانیم محصولمون رو لانچ کنیم، و توی همون حالتی که از اولین پیشنویس کارمون متنفریم، منتشرش کنیم.
وقتی حرکت میکنی، حتی اگه نتیجه عالی نشه، مغزت یه پیام دریافت میکنه: ببین، انجامش دادی و زنده موندی! آسمون به زمین نیومد! همین دستاوردهای کوچیک، ساختار ذهنی ما رو تغییر میدن و کمکم اعتمادبهنفس واقعی رو توی وجودمون میسازن. پنهان شدن از ترسِ قضاوت یا اشتباه، پنهان شدن از رشد کردنه. هیچکس نمیتونه توی سکوت و تنهایی نفوذ پیدا کنه، درآمدش رو بالا ببره یا کارش رو گسترش بده.
حالا حرف من این نیست که بریم آدمهای نادونی بشیم یا بدون هیچ دانشی ادعاهای دروغین کنیم؛ اصلا. حرف من اینه که بیاین از این منحنی به نفع خودمون استفاده کنیم. چطوری؟ چند تا راهکار ساده و عملی وجود داره:
به خودمون اجازه بدیم که اولش بد باشیم: اولین قدمهای ما قراره کثیف، نامرتب و ضعیف باشن. این یه ایراد نیست، این طبیعتِ مسیره. باید این رو بپذیریم و با آغوش باز قبولش کنیم.
به جای کیفیتِ وسواسی، روی تعداد و تداوم تمرکز کن��م: به جای اینکه بپرسیم آیا این کار بینقصه؟، هر روز از خودمون بپرسیم آیا امروز خروجی داشتم؟. مثلا بگیم من ۳۰ روز پشت سر هم، بدون اینکه به کیفیتش وسواس داشته باشم، روزی یه محتوا تولید میکنم، یا هفتهای ۵ تا تماس با مشتریهای احتمالی میگیرم. حجمِ بالای کار، اون تردید و صدای درون ذهنتون رو خفه میکنه.
در ملاء عام شروع کنیم: کارمون رو قایم نکنیم. بذاریم آدمها مسیر رشد ما رو ببینن. اتفاقا مردم عاشق اینن که تلاش و بالا رفتنِ واقعیِ یه آدم رو ببینن، نه اینکه یهو یه آدم همهچیزتمامِ فیک جلوشون ظاهر بشه. اشتباهات، چالشها و حتی نقصهای کارتون رو به عنوان بخشی از داستانِ خودتون بپذیرید. اینطوری مخاطب هم بیشتر باهاتون ارتباط دلی برقرار میکنه.
فقط یک مسیر رو انتخاب کنیم و جلو بریم: به جای اینکه مدام استراتژی عوض کنیم و از این شاخه به اون شاخه بپریم، یه کار رو انتخاب کنیم و حداقل ۳۰ تا ۹۰ روز بدون دستکاری و تغییرِ مداوم، فقط با تمرکز کامل اجراییش کنیم.
در نهایت، همه چیز برمیگرده به یه تغییر هویت ساده. ما باید از قالبِ یک آدم تماشاچی، مصرفکننده و برنامهریزِ مدام دربیایم و تبدیل بشیم به یک آدم اجرایی و تولیدکننده.
یادمون باشه، همین الان که ما داریم فکر میکنیم، آدمهایی با تخصصِ خیلی کمتر از ما دارن سهم بازار رو میگیرن؛ نه به خاطر اینکه از ما بهترن، فقط به خاطر اینکه جرأت دارن. این بازی رو از همین امروز میشه تغییر داد.
نیازی نیست ترس و استرسمون کاملا غیب بشه تا شروع کنیم؛ داروی این ترس، انجام دادنِ کار وسطِ همون استرسه. من این رو برای خودم شروع کردم و اینجا با شما به اشتراک میذارم. الان فک میکنم یه سری بدیهیات میگم که به درد کسی نمیخوره. یا دیتایی share میکنم که بقیه هم خودشون بلدن. اما اشکالی نداره، حالمو خوب میکنه! فیدبک میگیرم، اصلاح میکنم و بعد در نهایت تصمیم میگیرم که ادامه بدم یا نه!
خیلی ممنون که توجه کردین. امیدوارم همهمون جراتِ شروع کردنِ کثیف ولی واقعی رو پیدا کنیم. ❤️
Israeli intelligence sources accuse VP JD Vance of leaking a Mossad plan to use Kurdish forces against Iran directly to Erdogan, who then lobbied Trump to kill it.
Erdogan's red line: no Kurdish military force near Turkey's borders.
Trump then vetoed the operation.
Source: JPost