ما که دیگه گوگل نداریم
اینجا محصول جدیدمونو معرفی میکنیم 🥲
استیکر ژلهای، محصول جدید اِستیکَت 🥰
ممنون میشم با لایک و معرفی و #ریتوئیت مارو #حمایت کنین 🙏🏼❤️
https://t.co/eU95qL8Sjy
میگن ترامپ حقه باز فقط شرایط رو برای مردم ایران بدتر کرد. حالا واقعا باور داشتین مردم براش مهم بود؟ ولمون کنین جون هر کی رو که دوست دارین. آخه آدم اینقدر شوت نوبره.
آخرین اسپیس علیه فراموشی رو ۱۷ دی با کمک شما دوستان برگزار کردیم. با غم و درد زیادی که هممون تو این مدت داشتیم، جنگ و قطعی اینترنت، اسپیسها رو متوقف کردیم. چهارشنبه هفته آینده ۱۳ خرداد (سوم June) ساعت ۱۰ شب به وقت ایران، اسپیسهای هفتگی رو شروع میکنیم. دوستانی که مایل به خوندن روایت هستین لطفا بمن پیام بدین🙏🏻
https://t.co/WEygVCNk8p
برای من Elle از اون فیلمهایی بود که هرچی بیشتر جلو میرفت بیشتر گیجم میکرد. نه از این جهت که داستانش پیچیده باشه، از این جهت که هیچکدوم از آدمها اون واکنشی رو نشون نمیدادن که انتظار داشتم. کل فیلم نشسته بودم و با خودم میگفتم «من جای این بودم این کارو میکردم»، بعد شخصیت اصلی دقیقاً میرفت یه کار کاملاً متفاوت انجام میداد. یه جاهایی حتی عصبانیم میکرد، نشون میده آدمها واقعاً وقتی آسیب میبینن اونقدرها هم قابل پیشبینی نیستن. چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد شخصیت میشل بود. نه دلم براش میسوخت، نه ازش خوشم میومد، نه ازش متنفر بودم. فقط مدام سعی میکردم بفهممش و هیچوقت کامل موفق نمیشدم. فیلم حس عجیبی داشت؛ نه غمگین بود، نه هیجانانگیز به معنای معمولش. یه جور حس ناراحتی و معذب بودن دائمی داشت، انگار همیشه یه چیزی سر جاش نیست. حتی وقتی صحنهها عادی به نظر میرسیدن، زیرش یه تنش عجیب جریان داشت.
بعد از تموم شدنش هم کلافه بودم چرا اینطور شد آخرش؟ بیشتر حس کردم دو ساعت داشتم به آدمهایی نگاه میکردم که هیچکدوم رو نمیفهمم، ولی نمیتونستم چشم ازشون بردارم. از اون فیلمهاست که شاید به همه پیشنهادش نکنم، ولی اگه ببینیش احتمالاً تا چند روز ذهنت رو ول نمیکنه. اینم از اوناست که دلم میخواد هر از گاهی دوباره ببینمش، مجبورت میکنه با بخشهایی از طبیعت انسان روبهرو بشی که معمولاً ترجیح میدی دوری کنی.
از این فیلمهاست که هر از مدتی دلم میخواد دوباره ببینم. این فیلم از اون مدل عاشقانههایی نیست که بخواد رابطه رو قشنگ، تمیز و شاعرانه نشون بده. همهچی توش زخمیه، نصفهنیمهست، آدمها انگار قبل از اینکه همدیگه رو پیدا کنن، اول از زندگی کتک خوردن. برای همین رابطهشون بیشتر شبیه چنگ زدن به بقاست. شخصیت مرد فیلم یه جور بیحسی عجیب داره؛ انگار سالها احساساتش رو خاموش کرده که فقط دوام بیاره. زن فیلم هم بعد از حادثهای که براش پیش میاد، نه فقط جسمش، بلکه هویتش فرو میریزه. قشنگی فیلم اینه که این دو نفر قرار نیست همدیگه رو نجات بدن. فقط کمکم یاد میگیرن کنار یکی دیگه هنوز میشه زنده بود. آقای Matthias Schoenaerts که درد و بلاش بخوره تو سر بازیگرهای نوظهور الان، بسیار بازیگر اندرریتدیه متاسفانه.
داستان هولناک پنج رفیق که روز ۱۸ دی ماه در اسلامشهر با هم به خیابان رفتند اما با گلوله تک تیراندازان حکومت جان باختند. محمدرضا موسوی، مسعود سوگلیزاده، جواد کاظمی، آرش قریشی و حمیدرضا باقری پنج جوانی که تنها اعتراض داشتند اما با بیرحمی به قتل رسیدند. جواد تنها ۱۳ سال داشت...
روز سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵، خانواده فاطمه سپهری در جریان ملاقات با او، گزارشی نگرانکننده از وضعیت جسمی این زندانی سیاسی ارائه کردند.
به گفته خانواده، از مهرماه ۱۴۰۲ و پس از آنکه فاطمه سپهری با وجود انجام عمل قلب باز و با تشخیص پزشک قانونی از بخش مراقبتهای ویژه (ICU) به زندان بازگردانده شد، روند درمان او همواره تحت کنترل و تصمیم مسئولان زندان بوده است؛ از تأمین داروها و انتخاب پزشک گرفته تا اعزام برای معاینات تخصصی. اخیراً نیز به او اعلام شده که بسیاری از داروهای قلبی مورد نیازش، به دلیل افزایش قیمت و کمبود، دیگر در دسترس نیست.
او همچنین با مشکلات روماتولوژی دستوپنجه نرم میکند. مهرماه ۱۴۰۴، به دلیل وجود غدد متعدد در بدن، برای معاینه نزد پزشک متخصص اعزام شد. پزشک انجام آزمایشها و نمونهبرداری را ضروری دانست، اما این اقدامات در دیماه ۱۴۰۴ و اردیبهشت امسال تنها بهصورت ناقص انجام شده و تاکنون امکان مراجعه مجدد به پزشک و بررسی نتایج فراهم نشده است.
علاوه بر این، فاطمه سپهری حدود چهار ماه است که از مشکلات شدید گوارشی رنج میبرد. او در ملاقات اخیر از درد شدید معده خبر داده و گفته است که در چهار روز گذشته تقریباً قادر به غذا خوردن نبوده است. اگرچه پزشک زندان برای او سونوگرافی معده تجویز کرده، اما هنوز زمان اجرای این دستور پزشکی مشخص نیست و مسئولان زندان اجازه انجام آن را صادر نکردهاند.
#فاطمه_سپهری #دادبان
فقط در ۲ ماه اخیر بیش از ۳۰۰ نفر در ایران اعدام شدن. تعداد زیادی از اونها از معترضان دیماه ۱۴۰۴ بودن. سکوت و بیتفاوتی در برابر این اعدامها از سوی کسانی که در دیماه مردم رو دعوت به حضور در خیابون کردن، غیراخلاقیه. حداقل وظیفهی ما فریاد در مقابل این اعدامهای وحشیانه است
خداحافظی کن…
خداحافظی کنم؟
استرس داری؟
استرس که نهههههه…
💔 این ویدیو مربوط به شب رفتن صابر به خواستگاری است.
🕊️ جاویدنام صابر رمضانی — ۱۸ دی ۱۴۰۴، لاهیجان