@zhr785 تا ماشین گیر بیارن
تا ماشین پر بشه
با اون حجم از خستگی قطعا کل راه رو استراحت میکنن
تا برن موکب مستقر بشن
باز اونجا از خستگی استراحت میکنن
همهش جور درمیاد دختر نگرانی نداره
وقتی مدرسهای بودم برای اولین بار اکیپی با همکلاسیهام رفتم بیرون. بعد که غذا خوردیم من رفتم حساب کردم و فکر میکردم قراره دنگشونو برام بریزن.
اون روز اولین کلاهِ گشادِ مالی سرم گذاشته شد.
امروز متوجه شدم گیجترین و سادهاحوالترین فرد مجموعه مدتهاست داره به بینقصترین شکل ممکن یه موضوع خیلی مهم رو پنهان میکنه.
از هرچی آدم به ظاهر سادهست متنفرم.
کاش میشد من شما موتوریها رو ادب میکردم.
یهو پیچید جلوی من.
فکر کردم زدم بهش.
از ترس چشمامو بستم و دو دستی زدم تو سر خودم.
دیدم هیچ صدایی نیومد.
چشمامو باز کردم دیدم پسره داره غشغش میخنده.