صبح بعدِ شلوغ ترین شیفت شب، به خانومه میگم بیست تا ازمایش نوشته برای شما ما اینجا اصلا این ازمایشا رو انجام نمیدیم
برگشته میگه مگه بدن انسان اصلا بیست تا ازمایش داره حرفا میزنیا :)
احساس میکنم تنها چیزی که از سنگینی امروز کم میکنه حرف اون دختره بود که بخاطر ما از گیت برگشت و گفت برگردین بچهها پوششتون مشکلی نداره، با اعتماد به نفس رد شین هیچ کاری نمیتونن بکنن