پیلی را آوردند بر سرِ چشمهای که آب خورَد. خود را در آب میدید و میرمید. او میپنداشت که از دیگری میرمد، نمیدانست که از خود میرمد.
همه اخلاقِ بد، از ظلم و کین و حسد و حرص و بیرحمی و کبر، در توست نمیرنجی. چون آن را در دیگری میبینی، میرمی و میرنجی!
#مولانا#فیه_مافیه
قطعه ای از کتاب؛
همواره اینگونه بوده است که دیکتاتورها چون از یکسو خویشتن را عقل کل میپندارندو از سویی دیگر خودرا خادم مردم وکشور تصور میکنند.تصمیماتشان را بی عیب ونقص دانسته،مخالفان ومنتقدان را مغرض، معاندو وابسته به بیگانه و در بهترین حالت ناآگاه، نادان و فریب خورده می انگارند